سلام برای مامانم دعا کنین و ناظر جان مادرت منتشر کن
از زبان جویی الان یه هفته بود مدرسه ها به دلیل برف تعطیل بود فردا هم قرار بود نرم مدرسه کاملا خوب شده بودم خواستم برم که رز:کجا جویی من کاملا خوب شدم و میرم بیرون رز: خیلیخب جویی: لباسم رو پوشیدم ( استایل جویی)
و خواستم برم بیرون که صدای پخخخخخ شنیدم قلبم ریخت لی : خوشت اومد جویی: زدن لی جویی: قلبم ریخت چته تو لی: حالا ولشش کجا میری جویی : بیرون سوال بعدی لی: هیچی هیچی خوش بگذره
لی : فقط میشه منم بیام جویی: اگه تو بخوای بیای رز و رزان هم میخوام بیان که همون موقع رزان رد شد رزان: من کلی کار دارم نمیتونم بیام جویی: خوب رز میخواد بیاد رز یهو اومد رز: من امروز باید ویدیو بگیرم نمیام جویی:خوب پس برو آماده شو بیا (لی منظوره ) لی: باشه لی: آماده شدم (استایل لی. ببخشید بی کیفیتی گراش نکنید)
جویی: با این میخوای بیای لی : اره جویی: سردار شد دکمه هاشو ببند حتما سرما نخوری ها بعدشم بیا اینجا موهاتو درست کنم وجویی موهای رز رو شونه کرد بعد یکم با اتو مو فر. کرد جویی : خب بریم ( جان مادرتون برید. هی بریم آخرم نمیرید) از زبان جویی: با لی رفتیم کافه داشتیم قهوه میخوردیم که یه پسره اومد پسره:چطورید دختر خوشگلا جویی: برو سرت تو کار خودت باشه پسره: دلم میخواد طعمو بوی بغلتو بچشم جویی: واقعا پسره : اره جویی : دستامو مثل اینکه میخوام بغلش کنم باز کردم وقتی اومد بغلم کنه محکم بازانو کوبیدم تو شکمش افتاد زمین همه دورش جمع شدن دست لی رو گرفتم و رفتیم و رفتیم یکم برف بازی کردیم بعدشم رفتیم خونه
فصل دو پارت ۳ منتشر نمیشه لطفا منتشر کنین