سلام دوستان باید برای این پارت ها استیکر های توی دیکشنری با معنی هاشون رو حفظ باشید چون من دیگه از این به بعد از اونا استفاده میکنم
(1 هفته بعد)(بعد از رفتن الیا) (روز اومدن مایکل) از زبان مرینت**** 🐞مرینت پاشو گوشیت زنگ میزنه 👧🏻❤️(داره تو خواب حرف میزنه) 🐞مرینت پاشو گوشیت زنگ میزنه دستم رو بردم سمت گوشی و جواب دادم (تماس تصویریه) 👧🏻الو..... 👱🏻♂️سلام ❤️ 👧🏻جیغغغغغغغغغغغغغغغ وای تیکی چرا نمیگی ادرینه من آمادگی نداشتم 👱🏻♂️مرینت آروم باش لطفا داریم تلفنی هم حرف میزنیم تو باز هول میشی 👧🏻من.... هول .. نه بابا.... من آماده امادم 🐞آره جون خودت 👧🏻اااا تیکی این چه حرفیه 👱🏻♂️❤️ 👧🏻جونم 👱🏻♂️ساعت 4 میام دنبالت با هم بریم فرودگاه دنبال مایکل 👧🏻الان ساعت چنده 👱🏻♂️12 و نیم 👧🏻چییییییییییی.... نه.... نه... امکان نداره.... من اینقدر بخوابم..... من هنوز آماده نیستم.....جورابای شانسم رو نپوشیدم...... حموم نرفتم..... 👱🏻♂️مرینت آروم باش 3 ساعت و نیم وقت داری 🐞مرینته ها آدرین هنوز نشناختیش 👱🏻♂️کجا رفت اون 🐈سلام حپه قند 🐞صد دفه گفتم به من نگو حپه قند 🐈باشه حپه قند 👱🏻♂️مرینت کجایی 👧🏻دارم دنبال جورابام میگردم 👱🏻♂️مرینت لطفا 👧🏻ببین ❤️ الان نمیتونم حرف بزنم بعدا بهت زنگ. میزنم 🐈آره برو از این چندش بازیا هم در نیار مزاحم من و پنیرام هم نشو قرار داشتیم نمی زارید که قهر کرد گفت من بخورمش 🐞از دست تو پلگ 👱🏻♂️خدافظ ❤️ 👧🏻خدافظ 💗
گوشی رو قطع کردم و رفتم دوش گرفتم مو هام رو سشوار کشیدم و یه لباس شیک هم پوشیدم 🐞مثل اینکه بی خیال جوراب های سانست شدی 👧🏻راستش تیکی هر باز جلوی آدرین اونا رو پوشیدم به جای خوش شانسی بد شانسی آوردم و یه ابرو ریزی بزرگ انجام دادم..... راستی لباسم چطوره 🐞عالی 👧🏻خوبه...... کفش چی بپوشم 🐞کفش های همیشگیت 👧🏻این پاشنه بلند ها چطورن 🐞مرینت تو خیلی خوب نمیتونی با پاشنه بلند راه بری یادت رفته 👧🏻راست میگی تیکی..... این سیاه تخت ها چطورن 🐞عالی یکیش رو کردم پام و وایسادم سر پا ولی هرچی دور و بر رو نگاه کردم لنگه ی پلی چپم رو پیدا نکردم نگاه ساعت کردم ساعت دو بود یه کفش مشکی پاشنه بلند پوشیدم سریع دویدم رفتم طبقه پایین (پدر و مادر مرینت از چین برگشتن ) 👨🏻سلام دختر گلم 👧🏻سلام مامان سلام بابا چرا بیدارم نکردید 🧒🏻مرینت عزیزم دیشب تا ساعت 4 صبح بیدار بودی داشتی طراحی میکردی گفتم امروز که شنبه هست استراحت کنی 👧🏻مامان من 1 هفته هست همش میگم مایکل جکسون شنبه میاد شما میگید دلتون نیومد 👨🏻حالا دخترم چیزی نشده من میرسونمت رفتم گونش رو 👩❤️💋👨 👧🏻نمیخواد بابا جون آدرین میاد دنبالم 👨🏻آدرین؟؟ 🧒🏻آدرین و میگه دیگه همکلاسیش 👨🏻آها ادرین 👧🏻وای مامان جون من گشنمه 🧒🏻نهار امادس تا ما میز رو آماده میکنیم برو اتاقت رو مرتب کن 👧🏻مرتبه که 👨🏻مرتب که هست اما عکس یه نفر از در و دیوار اتاق جنابعالی اویزونه 👧🏻بابا😠 🧒🏻راست میگه خوب 💗 دوستش داره تازه هم به 💞 رسیده هنوز که مثل من و تو نیستن(داره با شوهرش حرف میزنه) 👧🏻مامان😤 👨🏻حالا اینقدر مامان و بابا نکن برو اتاقت رو مرتب کن دویدم رفتم طبقه بالا و دهنم باز موند رفتم طبقه بالا و از منظره ای که دیدم به شدت جا خوردم تیکی همه عکس های آدرین رو برام جمع کرده بود به جاش عکس های دست جمعی مونو زده بود به دیوار 👧🏻وای تیکی چیکار کردی😯 🐞به آدرین فکر نکردی اینارو ببینه ممکنه یکم خجالت بکشه پیش دوستش 👧🏻خودم اومدم اینا رو جمع کنم 🐞خب دیگه بریم ناهار من گشنمه 👧🏻وایییییییی 🐞چیشد 👧🏻کیفم رو بر نداشتم 🐞وای مرینت از دست تو 👧🏻قایم شو تیکی
از زبان ادرین***** داشتم مو هام رو سشوار میکشیدم و به مایکل فکر میکردم خیلی پسر خود شیفته ای هست نمیدونم قراره برای یه طراحی ساده چه بلایی سر مرینت بیاره 🐈💗 منم ❤️ 👱🏻♂️پلگ داری با کی حرف میزنی 🐈کممبر 💗 👱🏻♂️پلگ الان وقت این کاراس 🐈نه 💗 قهر نکن اون همش بلده مزاحم ما بشه 👱🏻♂️پلگ باید بریم دنبال مرینت 🐈نام نام نام(صدای خوردن) ..... مزاحم 👱🏻♂️خوردیش؟ 🐈آره دیگه تقصیر توئه همش مزاحم میشی قهر کرد گفت من بخورمش 👱🏻♂️تا حالا یه قرار موقفق داشتی 🐈نه 👱🏻♂️وا چرا؟ 🐈از دست تو همش مزاحم ما میشی اونم قهر میکنه 👱🏻♂️قایم شو باید بریم دنبال مایکل 🐈مایکل کیه 👱🏻♂️حالا می بینیش 🐈ای بابا تو که میدونی من تا دیدن اون تاقت نمیارم
از زبان مرینت**** یه پیرهن قرمز تا بالا زانو با کفش های سیاه پوشیدم و مو هام رو باز گذاشتم و یه کیف سیاه انداختم و مو هام رو دو گوشی بستم(مثل همیشه) 👧🏻چطوره تیکی جونم 🐞عالیه ولی موهات رو دم اسبی ببندی بهتره 👧🏻آره خیلی ناجور شده موهام رو دم اسبی بستم و یه ربان قرمز هم پیچیدم دورش 🐞عالی شدی مرینت جونم 👧🏻ممنون تیکی گوشیم زنگ زد 👧🏻سلام ❤️ رسیدی؟ 👱🏻♂️سلام 💗 آره در خونتونم بیا پایین 👧🏻باشه ❤️ الان میام 👱🏻♂️منتظرتم 👧🏻منتظرت نمیزارم 👱♂️دوست دارم 👧🏻من بیشتر 👱🏻♂️من خیلی بیشتر 👧🏻من خیلی خیلی بیشتر 👱🏻♂️من.... 🐈بازمشروع کردید 👧🏻باشه باشه بسه الان میام پایین خدافظ 👱🏻♂️خدافظ ❤️ پله ها رو دوتا یکی اومدم پایین 👧🏻خدافظ مامان خدافظ بابا 🧒🏻👨🏻خدافظ عزیز دلم در رو باز کردم و رفتم بیرون آدرین جلوی در تکیه داده بود به ماشین 👱🏻♂️واو چقدر زیبا شدی 👧🏻ممنون 💗 👱🏻♂️افتخار میدی دستش رو آورد سمتم 👧🏻با کمال میل دستم رو 👩❤️💋👨 و در ماشین رو برام باز کرد 👱🏻♂️بفرمایید 👧🏻خیلی ممنون پرنس من سوار ماشین شدم و خودش هم سوار شد ماشین اتوماتیک بود و آدرین مسیر رو توش ثبت کرده بود 👱🏻♂️خب؟ 👧🏻خب؟ 👱🏻♂️این زیبایی برای چیه 👧🏻برای مخ زدن شما 👱🏻♂️ تو که خیلی وقته مخ منو زدی 👧🏻خب شاید ازم خسته شده باشی 👱🏻♂️من هیچ وقت ازت خسته نمیشم ولی فکر کنم تو از من خسته شده باشی سرم رو نزدیک صورتش کردم و 👩❤️💋👨 👧🏻من هیچ وقت از تو خسته نمیشم هر لحظه بیشتر 💞 میشم سرش رو نزدیکم کرد و پیشونیم رو 👩❤️💋👨 👱🏻♂️عشق منم نسبت به تو هر ثانیه بیشتر میشه سرم رو چسبوندم به سرش و زل زدم تو چشماش 👧🏻💞 👱🏻♂️منم همینطور تا خواست 👩❤️💋👨 کنه مپ ماشین گفت You have reached your destination(شما به مقصد رسیدید)
سریع خودم رو کشیدم عقب و گردنم رو خاروندم(تغییر رنگ دادم شدم شبیه گوجه) 👧🏻اههه دیدی چیشد نفهمیدم کی رسیدیم آدرین پیاده شد و دستش رو سمتم دراز کرد تا کمکم کنه پیاده بشم و یه ابرو ریزی بزرگ اتفاق افتاد پام لیز خود و افتادم رو آدرین اونم افتاد زمین 👧🏻وای ❤️ ببخشید بلند شدم و خودم رو تکوندم و دستش. و گرفتم تا بلند بشه 👱🏻♂️مرینت فکر کردم بیخیال کفش پاشنه بلند شدی به پاهام نگاه کردم 👧🏻 قرار بود کفش تخت بپوشم ولی متاسفانه پیداش نکردم پیشونیم رو 👩❤️💋👨 👱🏻♂️فدای سرت دستم رو حلقه کردم دور بازوش 👧🏻بهتره بریم خیلی بده تو اولین قرارمون دیر برسیم 👱🏻♂️راست میگی 🥰 باهم رفتیم سمت سالن فرودگاه و روی صندلی ها نشستیم و منتظر موندیم تا مایکل جانسون بیاد بعد از نیم ساعت یه پسر همقد آدرین رو دیدم که داشت میومد سمت سالن انتظار آدرین بهش اشاره کرد 👱🏻♂️اون مایکل جانسونه شاید تو اولین برخورد یکم باهات بد برخورد کنه ولی ناراحت نشو این مدلیه 👧🏻خدا به خیر کنه (مو های مایکل جانسون شبیه مو های لوکا دو رنگه پایینش سیاه هست و بالاش طوسی روشن چشم هاش هم عسلی هست)(علامت مایکل جانسون🧑🏻🦳) 🧑🏻🦳سلام ادرین 👱🏻♂️به به سلام مایک 🧑🏻🦳خانم؟ 👧🏻مرینت هستم دستم رو گرفت و 👩❤️💋👨 چشم های آدرین 4 تا شده بود 🧑🏻🦳از آشنایی با شما خوشبختم 👧🏻من خم همینطور 👱🏻♂️مایک خیلی وقته ندیدمت الان 3 سالی هست که نیومدی پاریس 🧑🏻🦳صد دفه گفتم من مایک نیستم من مایکل هستم 👧🏻آقای جانسون خوشحال میشم راهنماییتون کنم 🧑🏻🦳راحت باش بگو مایک 👱🏻♂️همین الان گفتی که مایک نیستی مایکل هستی 🧑🏻🦳الان تصمیم عوض شد 👧🏻از این طرف
به آدرین اشاره کردم اومد سمتم 👧🏻آدرین مگه نگفتی بد باهام برخورد میکنه 👱🏻♂️مرینت به نظر من مایکل خیلی عوض شده تا حالا اینجوری نبوده 👧🏻اهوم 👱🏻♂️مرینت مایکل میتونه برای رسیدن به خواسته هاش خیلی خشن رفتار کنه 🧑🏻🦳چی میگید شما دو تا 👧🏻هیچی 🧑🏻🦳این همه پچ پچ کردید آخرش هم هیچی 👧🏻راستش...... 👱🏻♂️مایکل ما مجبور نیستیم بهت جواب پس بدیم(با خشونت) 🧑🏻🦳باشه بابا چرا عصبانی میشی 👧🏻❤️!!! این چه حرفیه 🧑🏻🦳وای آقا آدرین ما قریبه شدیم 👱🏻♂️نه آقا مایکل ما قریبه ایم 👧🏻پسرا لطف بس کنید. 1 هفته با همید نمیخواید که خاطره بدی از هم تو ذهنتون بمونه؟ 👱🏻♂️🧑🏻🦳نه 👧🏻خوبه از این طرف 👱🏻♂️مایکل حواست باشه داری چیکار میکنی 🧑🏻🦳اگه حواسم نباشه چی 👱🏻♂️پسره ی🤬(وقتی حرف بو میزنن از این علامت اتفاده میکنم) 🧑🏻🦳بی ادب 👧🏻آدرین واقعا که از تو انتظار نداشتم 👱🏻♂️اما ❤️ 👧🏻خب مایکل فکر نمیکردم فرانسوی بلد باشی(اهل پاریس هستن دیگه) 🧑🏻🦳خب راستش داستانش طولانیه 👱🏻♂️همچین میگه طولانی... 👧🏻آدرین کافیه دیگه.... خب میگفتی مایکل برگشتم سمتشون دیدم آدرین خیلی ناراحته سرش رو انداخته پایین داره میاد مایکل آروم یه چیزی بهش گفت و یه دفه با مشت زد تو صورت آدرین، آدرین هم جوش آورد و یگی زد تو شکمش مایکل یقش رو گرفت و سرش رو کبوند به ستون 👧🏻جیغغغغغغغغغغغغغغغ مایکل چیکار میکنی (از سر آدرین خون اومد) آدرین دستش رو برد سمت سرش گیج بود رفتم سمتش 👧🏻❤️ خوبی.... ادرین آدرین افتاد روم همه مردم جمع شده بودن دورمون و از دعوا آدرین و مایکل فیلم میگرفتن 👧🏻آدرین حالت خوبه.... ❤️... ادرین از حراست فرودگاه اومدن مایکل رو بردن هراست آدرین هم بردن بخش بهیاری گذاشتنش روی یه تخت و سرش رو باند پیچی کردن منم نشستم کنار تختش یه دستمال برداشتم و خون دماغش رو پاک کردم 👧🏻❤️ خوبی؟ 👱🏻♂️مرینت 👧🏻جونم 👱🏻♂️من کجام؟ 👧🏻تو بهیاری فرودگاه 👱🏻♂️فرودگاه؟؟؟ 👧🏻وای نه آدرین دوباره؟ 👱🏻♂️شوخی کردم 👧🏻پس حتما حالت خوبه دیگه 👱🏻♂️نه هنوز 👧🏻وا چرا؟ 👱🏻♂️هنوز 👩❤️💋👨 نکردی 👧🏻ای شیطون ترسیدم خم شدم سمتش و پیشونیش رو 👩❤️💋👨 👧🏻الان حالت خوبه 👱🏻♂️آره
از زبان ادرین***** (برگشت به لحظه ی قبل از دعوا) از دست مرینت خیلی ناراحت بودم انگار من چیزی به مایکل گفته بودم که مرینت همش به من گیر میداد 🧑🏻🦳مرینت دختر زیبایه خیلی خوش شانسی که گیر تو اومده اما این شانس ادامه دار نمیمونه 👱🏻♂️هی مایکل حواست باشه چی میگی من 💞 اونم همینطور تو حق نداری رو اون..... یه دفه مایکل به مشت زد تو صورتم 🧑🏻🦳از نظر من بی خیال مرینت شو اون مال منه 👱🏻♂️خفه شو با زانو یکی زدم تو دلش و...... (بقیش هم که خودتون میدونید) از زبان مرینت****** 👧🏻❤️ بیا بریم رضایت بده مایکل بیاد بریم هتل بیشتر از این آبروی جفتتون نره 👱🏻♂️اما عزیزم تو که نمیدونی اون چی به من گفت 👧🏻خب بگو تا بدونم 👱🏻♂️خب راستش.... مرینت نمیتونم بهت بگم 👧🏻خب 💗 بیا بریم رضایت بده به خدا برای جفتتون بد میشه 👱🏻♂️هرچی تو بگی
👱🏻♂️ولی بد شد 👧🏻راست میگی آبرومون رفت 👱🏻♂️نه بابا الان میریم تیتر اول خبر ها 👧🏻وای نه کمکش کردم که بلند بشه رفتیم سمت هراست آدرین امضا کرد 👱🏻♂️مرینت من دیگه نمیخوام تو چشمای این مرتیکه نگاه کنم بیا بریم خودش میره هتل 👧🏻میخوای تو بری خونه من ببرمش هتل و بیام پیشت 👱🏻♂️نه با هم بریم بهتره 👧🏻باشه 💗 🧑🏻🦳جیمی لتس گو(جیمی بیا بریم به زبان اینگلیسی(جیمی اسم بادیگاردشه) ) 👧🏻مایکل خدافظ فردا میبینمت 🧑🏻🦳خدافظ مایکل رفت سمت ماشین شخصیش و رفت سمت هتل من و آدرین هم رفتیم سمت ماشین ادریه که یه دفه خبر نگار ها ریختن سرمون (علامت خبر نگار ها♠️♣️♥️♦️) ♠️آقای اگراست شندیم که با خانم دوپن چنگ رابطه دارید ♥️آقای اگراست علت دعوای شما به آقای جاسون چی بود ♦️آقای اگراست این خانم رو به ما معرفی نمیکنید ♣️خانم دوپن...... آدرین در ماشین رو باز کرد من سریع رفتم سوار شدم خودش هم اومد تو 👱🏻♂️وای خدا 👧🏻چقدر وحشتناکه 👱🏻♂️باید عادت کنی دیگه 👧🏻از عوارض با تو بودن دیگه من سختیاش رو به جون میخرم 👱🏻♂️منم همینطور 👧🏻با من بودن که سختی نداره 👱🏻♂️اکه از دید بابام نگاه کنی داره صورتش رو نزدیکم کرد و 👩❤️💋👨 👧🏻راستش آدرین یه موضوعی رو 1 هفته هست میخوام بهت بگم اما..... 👱🏻♂️راجب به پدرمه درسته 👧🏻اره 👱🏻♂️بگو میشنوم 👧🏻آدرین ناتالی مایورا هست یعنی احتمال 80 درصد پدرت حاک ماثه اما هدفش برای این کار چیه رو نمیتونم حدس بزنم تو نمیدونی دلیلش چیه
👱🏻♂️راستشو بخوابی منم نمیدونم 👧🏻از ناتالی خبر داری 👱🏻♂️آره اما خیلی حالش بده به خواطر معجزه گر خراب طاووس آدرین خیلی گرفته بود خواستم بخندونمش 👧🏻خب عشقم به نظرم اگه جوراب های شانسم رو میپوشیدم بهتر بود لبخند زدسرش رو برگردوند سمت صورتم 👱🏻♂️میدونی دوست دارم چیکار کنم 👧🏻نچ 👱🏻♂️همیشه دلم میخواست با لیدی باگ بریم از آندره بستنی بگیریم و با هم بخوریم ولی لیدی باگ همش منو رد میکرد 👧🏻لیدی باگ بیخود کرد مرینت که ردت نمیکنه همراهیت هم میکنه 👱🏻♂️خب پس مقصد بعدی گاری اندره 👧🏻بزار ببینم میتونم پیداش کنم گوشیم رو باز کردم آدرین شبیه گوجه شده بود 👱🏻♂️بازم من؟؟ نگاه صفحه گوشیم کردم عکس آدرین بود تم برنامه هام هم عکس آدرین بود 👧🏻خجالت نکش ❤️ خب 💞 دیگه 👱🏻♂️... 👧🏻بزار ببینم میتونم آندره رو پیدا کنم یا نه رفتم تو چی پی اس آندره 👧🏻کنار برج ایفله 👱🏻♂️عالیه 👧🏻یه ایده برات دارم 👱🏻♂️منم یه ایده دارم 👧🏻اول تو بگو 👱🏻♂️خب اول به هم نگاه میکنیم و هم رو 👩❤️💋👨 دستم رو حلقه کردم دور گردنش و ❤️ کردم 👧🏻خب 👱🏻♂️من یه هدیه به تو میدم و همو 👩❤️💋👨 👧🏻اخجون کادو دستش رو کرد تو جیبش و یه جبه در آورد و درش رو باز کرد یه گردنبند قلب طلا خیلی خوشگل توش بود 👧🏻وای ❤️ چقد خوشگله😻 👱🏻♂️هنوز امتحانش نکردی که 🥰 👧🏻برام میبندیش🥺 👱🏻♂️من که دلم نمیاد به اون چشم ها نه بگم گردنبند رو برام بست 👧🏻وای ❤️ چقدر خوش سلیقه ای 👱🏻♂️هنوز درست ندیدیش با دقت نگاهش کن 👧🏻روش یه دکمه داشت فشارش دادم درش باز شد عکس من و آدرین روش بود 👱🏻♂️حالا برشگردون پشتش رو نگاه کردم روش نوشته بود A&M 👧🏻نگشته A و M یعنی چی؟ 👱🏻♂️ ببین اینجوری نگاهش کن M اول اسم مرینت و A اول اسم ادرین دستام رو گذاشتم رو گونه هاش و به چشم های سبزش زل زدم و 💋 هاش رو 👩❤️💋👨 👧🏻خب حالا بریم سراغ ایده من 👱🏻♂️البته 👧🏻بستنی رو از آندره بگیریم و لیدی باگ و کت نوار برن با هم خوش و بش کنن 👱🏻♂️چه ایده قشنگی مپ ماشین گفت You have reached your destination (شما به مقصد رسیدید) (علامت اندره🍦) 🍦اووووو مرینت و آدرین 💗 یه زوج نو شما چقدر به هم میآید یه بستنی خیلی خوب بهتون پیشنهاد میکنم 👧🏻👱🏻♂️ممنون 🍦ترکیب شاتوت و بلوبری یه ترکیب عالی برای این زوج زیبا 👧🏻👱🏻♂️شاتوت و بلوبری؟ 🍦بستنی های من زوج های زیادی رو به هم رسونده و رابطه هاشونو محکم کرده شما هم امتحانش کنید بستنی رو گرفتیم و با آدرین دویدیم رفتیم تو یه کوچه و تغییر شکل دادیم و رفتیم رو برج ایفل
(آنچه خواهید دید) 🐞❤️اینقدر من. لوس نکن ناز نازی میشما....... 🐾تو برای من ناز کن من نازت رو خریدارم..... 👧🏻آقای جانسون با من کار مهم دارن.......🧔🏻یه نفر رو میفرستم دنبالتون........🐞(علامت تیکی)مرینت من به این مایکل اصلا حس خوبی ندارم💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛امیدوارم لذت برده باشید
چشم های ادرین تازه ۴ تا شد
چشم های من ۸ تا شد
خیلی حیلی عالی بود..
بی صبرانه منتظر پارت بعدیم👌🤩🤩
ممنون از نظر خوبت🥰🥰
پارت بعد انتشار شد
خب ثنا جون چیشد قبول کرد اگه قبول کرد شرط رو بگم
اله قبول کرد بهم گفت
😸یهش بگو اگه فگر کرده با همچین پنیری میتونه از زیر زقونم حرف بکشه درست فکر کرده......من پنیر میخواممم😥😥😥
استیکر های
❤️👩❤️💋👨🥰💗💞👸👫
کلمات ع_ا_ش_ق_ا_ن_ه هستن
عالی خیلی خوبه ولی کلماتی مثل ع°ا°ش°ق رو این جوری نشون بده نه با استیکر
آخه تا الان 3 بار تستم از رو صفحه حذف شده برای همین دیگه با استیکر میزارم
ثنا جون پیدا میکنه اما این پنیر ما مال ۶ سال پیشه ۱۰۰ کیلو داریم و تا ۲۰۰۰ سال دیگه گیر نمیاد فکر نکنم از دستش بده اگه میخواد بهش بگو میدم اما یه شرط داره
حتما بهش میگم چون هیچوقت همچین پنیری رو از دست نمیده
عالی😍
عالی بود محشر بود 😍💕پارت بعدی رو موخوام😪😢
امروز روز هشتم که تو صف برسیه دیگه همین روزز هاس که انتشار بشه
وای چقدر قشنگ 😻😻😻😻💖ممنون 🥰
عالی بود🙂❤