
حرف همیشگی بفالو و بلایک تنکس✨🌌
جیمین:میتونی برام...خب تو به اینده هم دسترسی داری؟:/ ا/ت:عممم اره دارم یجوریه که میتونم اینده یه نفر رو نشون بدم...راستش من قابلیتای زیادی دارم اما هرکدومشون گروه سنی دارن....من جزو اوناییم که میتونه اینده رو نشون بده و یکی دیگه رو برای یه چند ساعت به روح تبدیل کنه....چطور؟؟؟جیمین:اووووف یعنی الان اگه من ازت بخوام روحم بکنی...یعنی میشه میتونی؟ا/ت:جررر اره میتونم میخوای چیکار روحی رو چرته😂جیمین:کی گفته چرته...چرتم باشه حداقل میتونم چند ساعت پیش تو لذتشو ببرم:/😏اما خواستم این نیس...کنجکاوم بدونم اینده چه شکلیم و زندگیم چه شکلیه و....ا/ت:او مای گاد😄....اوکی گرفتم خواستتو اماده ای؟؟؟جیمین:یعنی میتونم ببینم؟؟؟😆ا/ت:اره اگه حاضری...برای شروع کار باید بیای توی مکانی که روحا هستن و اینده و گذشته کاملا معلومه بریم؟؟😉جیمین:وایی پسر چه خوش بگذره😍....اره اره بریم...ا/ت:خب پس دست منو بگیر و چشاتو ببند هروقت که رسیدیم باز کن چشاتو اوکی؟😊جیمین:اوکیه اوکی😁دستمو دادم بهش رد نشد ازش مثل اینکه یه کاری کرده که بتونم دستشو بگیرم اوخییی دستش خیلی کیوته😍....وقتی رسیدیم دهنم باز مونده بود چقد...
جیمین:چقد روحححححح عررر خیلی محشره....دلم میخواست دستمو تااخر تو دستش بزارم...خب چی میشه بهش میگم بزار اول ازش یه سوال کنم:ا/ت...چرا وقتی دستتو گرفتم دستم رد نشد؟؟؟ا/ت:خب طبیعیه چون روح شدی😂جیمین:چیییی روح شدم...یه نگاه به خودم انداختم دیدم لباسام رنگاشون کم رنگه.....هققق روح شدم😳باورم نمیشه بعد از کلی تعجب بهش گفتم میشه دستت تا اخر ماجرا تو دستم باشه...لپش گل انداخت😂گف:وایی..اوف..م..من؟؟دست من تو دست...تو دست تو؟؟عههه خب ارهه..اره مشکلی نیس واو انگار دارم خواب میبینم😅جیمین:نههه خواب نیس کاملا واقعیه😂...حالا اینده کجاس اینجا دوراهی هس کدوم ور بریم؟؟😏ا/ت:هااا...عه اره دوراهی هس😂جررر...بریم سمت راس اینده...بیاا بریم...میتونی پیاده بیای؟من رو نقشه نگاه کردم خونه ایندت یخورده دوره جیمین:ارههه بابا منو دست کم نگیر😎بیا بیا اخ جون هیجان دارم...خندید گف:خیله خوب بریم😂...اینجا کپیه شهر سئوله پس فک کنم تو بهتر بشناسی.....یه ربع بعد😐...جیمین:ای مادرجان خسته شدم اوفففف واییی
ا/ت جررر خورد از حرفم انقد میخندید که تو راه رفتن اینور اونور میشد:/گفتم:چرا میخندی خسته شدم خب بسهههه نخند نزار یه کاری کنم که خودتم خسته شی بعد اونوقت منم که بهت میخندم😂ا/ت:دلم درد گرف انقد خندیدم خو اخه اول راه بهت گفتم که اگه خسته میشی با یه چیز دیگه بریم😂😂😂😂جیمین:خو من گفتم شاید چون ورزشکارم خسته نشم چیکار کنم😂😂ا/ت:جرررررر چه ربطی داره اخه....خیله خب بسههه...دیگه نمیخندم...😂😂😂جیمین:نگاه کن باز داره میخنده بسه توروخدا یچی دیگه بگو😂😂ا/ت:اوکی..عاقا دیگه جدی نمیخندم...یه خبر خوب دارم...از خونت یه خیابون فاصله داریم بیا اگه بدو بدو هم بکنی زودتر میرسیم اصن مسابقه بدیم... اماده ای؟؟😄
جیمین:اره اره هرکی زودتر برسه فردارو باید بیشتر خوش بگذرونه اوکی😉ا/ت:اوکیه من که میدونم کی برندس😂جیمین:خب معلومه منم دیگه😎ا/ت:نخیرم منم خدافس...جیمین:هی صب کن هنوز من اماده نیسم...از دور گف:خط اخر منتظرت میمونم😂جیمین:الان میرسم بهت و نشونت میدم کی برندس....شروع کردم به دویدن...چقد تند میره هرچقد بهش نزدیک میشدم که بگیرمش...اون ازم دور تر میشد و هعی میگف:نمیتونی منو بگیری😂...خیلی سریع از خیابون رد شدیمو کوچه ها رو جلو میرفتیم تا برسیم...اها گرفتمش یسسس اینه😍ا/ت:ای ای پاهام درد گرف😂
ا/ت:خیله خب من تسلیم تو خیلی قوی هستی😅اونجاااارو عکس تورووو گذاشتن خیلی خوبه😄اونورو نگاه کرد دستاش شل شد تونستم از بغلش فرار کنم گف:هییی کجا میری چرا گول میزنی صب کن بیام😂حواسمون بهم دیگه بود که اصلا نمیفهمیدیم داریم کجا میریم😂که جفتمون خوردیم به یکی از پلیسای شهر جرررررر نمیتونستیم جلو خندمون رو بگیریم دستمو گذاشتم جلو دهنم تا نخندم اخههه پلیسه سیبیل داش یکمم چاق بود خیلی تیپش بامزه بود😂😂اخم کرد گف:چخبرتونه؟؟؟اینجا سئول واقعی نیس شهر روحاست حواستون جمع باشه فهمیدین؟؟؟😠داش دور میشد که دیگه نتونستیم جلو خندمون رو بگیریم...زدیم زیر خنده😂😂😂😂جیمینا انقد خندید که افتاد رو زانوهاش منم که اشکم دراومد از خنده....جیمین:واییی جرر خوردم یارو تیپش چه باحال بود مخصوصا سیبیلش جرررر😂😂ا/ت:اره اره اخرم نفهمیدیم کی برنده شد😂😂اما خدایی خییلی کیف داد😍بیا دیگه جرر خوردن واسه بعد وقتمون تموم بشه دیگه نمیتونیم ایندتو ببینیم بلند شو😂جیمین:باشه بلند شدم تامام😂...هیی دستت یادت رف بده ببینم😁ا/ت:عه یادم رف بیا😅👋😂.....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
روحم نشدیم
عالی بود 😂❤