ادامه فصل اول
دید مرینت . و خنثی کردیم و کت نوار بردم پشت دیوار و بهش گفتم من هویت تو رو میدونم گفت چجوری ماجرا را تعریف کردم یکم شوکه بود و گفتم حالا من باید بگم که کی هستم چون من میدونم تو کی هستی و گفت من م م مرینت هستم و سریع رفت
تو فکر بودم همش فکر میکردم دیگه از من خوشش نیاد که یهو صدای پنجره را شنیدم کت نوار بود رفتم باز کردم اومد تو و منو یهو بغل کرد منم بغلش کردم و گفت امشب اینجا می خوابه اجازه گرفتم از مادر و پدرم و گفتم تو کجا میخوابی گفت رو تخت کنار تو من سرخ شدم و گفتم ب ب باشه و کنار هم خوابیدیم
یهو پاشدم دیدم آدرین منو بغل کرده و بوسیده دست خودم نبود که یهو افتادم و رفتیم مدرسه امتحان داشتیم و منو آدرین با هم گفتیم تمام شد و به آلیا ماجرا را تعریف کردم (هویت را نگفتم ) و برگشتیم و آدرین ازم خواستگاری کرد و من هم پذیرفتم که یهو صدایی شنیدم دوباره یک نفر شرور شده بود تبدیل شدم با آدرین
خنثی کردیم و دوباره رفتیم برج ایفل و همو بغل کردیم و رفتیم خونه به مادر پدرم گفتیم و ان ها خوشحال شدن و بعد تصمیم گرفتیم بریم نیویورک بعد کت نوار گفت اگه ما بریم معجزه گر ها را چیکار میکنی گفت ما دیگه پنج سال داشتیم وقتشه بدیم یک نفر دیگه مثل الیا و نینو گفت باشه و .....
ممنون خواندین امیدوارم لذت برده باشین خدانگهدار ❤️
سلام دوستان دیگه نمی توانم ادامه بده و معذرت می خواهم براتون گذاشتم ❤️