دیالوگ همیشگی😐
خوب بچه ها اومدیم تو این قسمت یکم چش ادرین و در بیاریم😉بازم تکرار میکنم اسم راننده ی همون ماشینی که داشت به مرینت میخورد چارم هست خوب بریم سراغ داستان 😉👋🏻
که یکی از پشت گفت حق نداری به مرینت من دست بزنی😡😡(چی شد!؟ غیرتی شدی!؟ 😒) برگشتیم دیدم کته گفتم حالا تازه اولشه ببین چه بلایی سرش میارم همینطوری که سر تام (بابای غلابیه مرینت اگه دقت کرده باشید گفتم وقتی مرینت ۳ سالش بود مرده بود و چارم کشته بودتش ولی دلیلشو فعلا نمیگم😉) آوردم کت:من که خشکم زده بود گفتم اجازه نمیدم و رفتم اتاق مرینت تا بهش جریان و بگم ولی وقتی رفتم دیدم هیچکس خونه نیست یکم ترسیدم که دیدم یه آمبولانس 🚑🚨به طرف بیمارستان حرکت کرد یکم نگران شدم و رفتم بیمارستان به ادرین تبدیل شدم و رفتم داخل اونجا مارسل و آملیلیا رو دیدم امی داشت گریه میکرد و مارسل هم ناراحت بود رفتم از مارسل پرسیدم چی شده مارسل گفت خوب من توی اتاقم بودم که خدمتکار گفت بیاید پایین شام حاضره بعد من رفتم مرینت و خبر کنم که دیدم.......
مرینت افتاده رو زمین و از جای بخیش خون میاد😭 بعد سریع اوردمش اینجا😔من با شنیدن حرف مارسل بغض کردم 🥺 بعد گفتم خوب الان حالش چطوره مارسل گفت خوبه بد نیست بخیه هاشو عوض کردن و فعلا خوابه بعد پرسیدم میدونین کی مرخص میشه مارسل گفت فردا ساعت ۹و نیم صبح 🕤بعد گفتم باشه ساعت ۱۰ شب بود ما دیگه رفتیم خونه هامون مارسل:رفتیم خونه من رفتم تو اتاقم و خوابیدم(بچه ها من یادم نمیاد مشخصات مارسل و امی رو گفته بوده باشم الان میگم😐مارسل:قد بلند موهای نارنجی چشم های سبز ۲۲ ساله امی:قد نسبتاً بلند موهای زرد چشم های آبی تیره ۱۹ ساله مرینت هم همسن امی هست)صبح پاشدم ساعت ۹ بود رفتم امی رو بیدار کردم رفتیم صبحانه خوردیم و به طرف بیمارستان حرکت کردیم مرینت مرخص شد و رفتیم خونه.....
۱ ماه بعد......
(بچه ها من چند ساعت رفتم الان اومدم ادامه رو بنویسم برای همین یادم رفته کجا بودم😐اگه از جای تکراری شروع کردم ببخشید)......
رفتن بیرون یه پسری رو دیدم با موهای مشکی و چشم های سبز تقریبا پر رنگ از زبان اون پسره:روی پل بودم یه دختری رو دیدم با موهای آبی پر رنگ و چشم های آبی روشن ۵ دقیقه اونجوری به هم خیره موندیم که من سکوت رو شکستم و گفتم من پیتر جونز هستم از لندن شما؟؟گفت من هم مرینت دوپن......لیستیا هستم آز پاریس(با منا من کردن)ادرین:تو خونه حوسلم سر رفته بود به کت نوار تبدیل شدم و رفتم دور بخورم و چشمم به یه چیزی افتاد....
پایان امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفاً نظر بدین که خوشتون اومده یا نه ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
اگه نظر ندین پارت بی پارت😒😐 حالا به دل نگیرید💗💗💗💗💗
اگه پارت های قبل و نخوندین حتما بخونید چون به هم ربط دارن 💗❤️💗❤️💗❤️
چیزی پیدا نمیکنم بگم😐😐😐😐😐😐
ببخشید اگه کم بود 💗❤️💗❤️💗
بای 👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻
بچه ها پارت ۱۰ رو همین الان تموم کردم در حال بررسی ۱ هفته دیگه صبر کنید منتشر میشه شاید هم زود تر
بچه ها من پارت ۱۰ رو نوشتم ولی قبول نکرد الان میخوام دوباره بنویسم حالا بگید زود بیاد یا زیاد بنویسم یکی رو بگید من بدونم چیکار کنم پر و بالم بستس 😐
عاااااااااااالی اگه تونستی هم ب تستای من هم سر بزن حوشحال میشم
مرسی
سر زدم
از همه ممنونم دیگه نمیتونم تک تک جواب همه رو بدم
عالی بود
میشه لطفا بیشتر بنویسی
لطفا پارت بعدی را زودتر بزار
چشم عزیزم
گذاشتم در حال بررسی
عالی بود خیلی قشنگ
عالی بود میشع بیشتر بنویسی ❤