
سلام دوستانم اینم پارت 11 امیدوارم خوشتون بیاد خیلی ممنونم . لطفا لایک کنید و واسم کامنت بزارید 😊😘 راستش نمیدونم چرا فکر میکنم اصلا از داستانم خوشتون نمیاد😔😔
( ساعت ۳:۳۰) ماریا: ابجیییی کجاییی ؟ مرینت: داد نزن کر شدم دختر ماریا: ابجی من اصلا اصلا نمیتونم با اریان حرف بزنم اصلا حرف توی اون کله پوکش نمیره همش منو مسخره میکنه و منو سر کار میزاره مرینت: خب دختر شما ۲ تا از بچگی مشکل داشتید خب طبیعیه😂😂 ماریا: الان داری به خواهرت میخندی ؟ مرینت: کار دیگه ای دارم ؟ ببین الان میخوام برم شزکت نبینم اومدم دیدم دست گل به اب دادیا میری مثل ادم با اریان حرف میزنی فهمیدی ؟ ماریا: ابجی !،! مرینت: همین که گفتم ماریا: اوفففف خدایا نشد یه خواهر درزت و حسابی به من بدی ؟ مرینت:شنیدمممم ، رفتم توی حیاط منتظر تاکسی بودم که ....... ادرین: بیا من میرسونمت مرینت: لازم نیست خودم میرم ادرین: لجبازی نکن دیگه مرینت: ببین بچه جون انقدر توی کارای من دخالت نکن اینجا رئیس من نیستی فهمیدی ؟ هر موقع به شرکت رسیدیم واسه من رئیس بازی در بیار ادرین: اوه اوه تند نرو خانم کوچولو مرینت: ببین ادرین هی هیچی نمیگم میری روی مغزم 😑 حالا راهت رو بکش برو ادرین: ماریتا ؟ لطفا وایسا 😔 من من قصد بدی ندارم فقط چون راهمون یکی بود میخواستم برسونمت هر چند میدونم از من خوشت نمیاد 😔 اشکال نداره من میرم شزکت میبینمت 😔😢 مرینت: وایییی خدا مرینت تو هم نمیتونی جلوی اون زبون نیش دارت رو بگیری بابا یکم کوتاه بیا دختر گفتم ادرین ؟ وایسا باشه ناراحت نشو باهات میام😊 ادرین: واقعا؟.😃😃 ( اخی بچم😢) مرینت : اره حالاهم لوس نشو به اندازه کافی دیر کردیم
ادرین : باشه باشه بریم زن عمو : رفتم بیرون تا اشغال ها رو بزارم که دیدم مرینت سوار ماشین ادرین شد و با هم رفتن ، این دختر اصلا حالیش نمیشه ما بهش گفتیم که به ادرین نزدیک نشه این داره بد تر میکنه باید هر چه زود تر یه کاری انجام بدم کلارا: چی شده مامان ؟ زن عمو : هیچی دختر فقط زود باش که مرینت داره جلو میره هر موقع اومد خونه یه درس درست و حسابی بهش میدم کلارا: اره مامان اون دختر دیگه پاشو از گلیمش دراز تر کرده 😐 یه درس درست و حسابی میخواد 😌 زن عمو :منم همین رو گفتم کله پوک 😐😑 کلارا : حالااا😌 ماریا: اوف ماریا اعتماد به نفس داشته باش دختر برو و باهاش حرف بزن خب بریم یه نفس عمیققق هوفففف بریم اریان : داشتم بوکس کار نیکردم که دیدم یکی در اتاقم رو زد بیشتر دقت کردم ماریا بود وای خدا این چاقالو اینجا چی میخواد ؟ ماریا: وای خدا این چرا اینجوریه ؟ به خودم اومدم و گفتم : اهممم خب راستش من میخواستم باهات حرف بزنم اریان : چی شد خانم عقلش سر جاش اومد ؟ ماریا: واییی خدا دارم به زود خودم رو کنترل میکنم که فکش رو خرد نکنم گفتم اریان لطفا ! بزار با هم حرف بزنیم اریان: در مورد چی ؟ ماریا: همون موقع توی بالکن اریان: اوووووووو اونجاااا 😂 ماریا: خب راستش ما.....اه ای بابا خب ماریتا خواهرمممم......اریان: نمیخوای بگی ؟ ماریا:خب...... اون فقط کنجکاو شده بود اره ......کنجکاو شده بود اریان: خب چرا اینو به من میگی ؟ برو به داداشم بگو ماریا: خب به تو گفتم که به داداشت بگی کله پوک 😑اریان: تو الان چی گفتی ؟ ماریا: هی......هی...چی 😓
اریان: یکم نزدیکش شدم و گفتم یه بار دیگه بگو ماریا: امممم خب گفتم کل....ه پ...وک اریان: میدونی که ........ ماریا: اره اره لاغر مردنی برو کنار تا فکت رو خرد نکردممممم اریان: الان که مثل موش ترسیده بودی ماریا:ببین اریان انقدر با من کلنجار نرو میدونی که اعصاب مصاب ندارم اریان: باشه بابا برو از اتاقم بیرون ماریا : باشه بابا اتاقت و نخوردیم ( در شرکت ) ادرین : خانم استیون ؟ مرینت: بله ؟ ادرین: پروژه لباس زمستونی رو اماده کردید ؟ مرینت: بله این پروژه هست که در این قسمت باید ........ادرین: همینطور داشت توضیح میداد اما من تمام حواسم به اون بود که ......مرینت: اقای اگرست ؟ اقای اگرست ؟ ادرین : امممم .....ب..له بله ؟ مرینت: به توضیحات من گوش دادید ؟ ادریگ :اره اره گوش دادم خوبه این پروژه عالیه میتونیم برای برند شرکت استفاده کنیم مرینت: خوبه 😀 خواستم برم که دستم کشیده شد و پرت شرم توی بغلش به خودم نگاه کردم ای خدااااا😬 گفتم اقای اگرست این چه کاری بود ؟ ادرین: مگه بد بود ؟ مرینت: خواستم برم که ای خدااااا دوباره نوهام گیر کرد دیدم موهام گیر کرده به دکمه لباسش 😑🤦🏻♀️ شروع کردم به ازاد کردن موهام این خدا دلم میخواست این لباسه رو همین الان ج.ر بدم ادرین : بزار من انجام بدم مرینت: لازم نکرده که دیگه صبرم لبریز شد و موهام رو کشیدم که یکم از موهام توی دکمه گیر بود گفتم دیگه همچین حرکتی ازت نبینم فهیدی ؟ ادرین: من رئیستما مرینت: رئیسا با منشیشون اینقدر صمیمی نیستن . هستن ؟ ! 😐
و از اونجا رفتم که یکدفعهههههه........ با زن عمو روبه رو شدم که دلم ریخت نکنه منو ادرین رو با هم دیده باشه وای خدا چه خاکی به سرم بریزم ؟ گفتم ببخشید و رفتم توی اتاقم زن عمو : رفتم شرکت تا مرینت رو زیر نظر بگیرم که به ادرین نزدیک نشه تا رسیدم دم در اتاق ادرین با چیزی که دیدم خشکم زد این این ...... دختره توی بغل ادرت چیکار میکنه ؟ که اخرش مرینت با معذرت خواهی رفت . این دختره دیگه خیلی داره زیاده روی میکنه با سرعت به اتاقش رفتم و گفتم : دختر مگه من بهت نگفتم به ادرین نزدیک نشو ؟ ها ؟ انگار گوشت بدهکار نیست نه ؟ مرینت: زن عمو من فقط ........ زن عمو: خ.ف.ه شو دختر . من بهت هشدار دادم گفتم به ادین نزدیک نشو اما تو داری پاتو از گلیمت دراز تر میکنی فهمیدی ؟ 😬😠 من بهت اعتماد کردم تو چیکار کردی ؟ من خوبیت رو میخواااااام چرا نمیفهمی ؟ 😠 مرینت: زن عمو من این کار رو نکردم زن عمو: پس کی کرده ها ؟ من نگفتم ؟ نگفتم تو نباید بهش نزدیک بشی ؟ نگفتم کلارا باید باهاش از.دوا.ج کنه ؟ مرینت: گفتید 😔 زن عمو : پس چرا عمل نکردی ؟ چرا با ماشین ادرین ه اینجا اومدی ؟ مرینت: دیگه داشت زیاده روی میکرد گفتم بسههههه بسه دیگه همش حرف شما .....بسه زن عمو: کارت به جایی رسیده که سر زن عموت داد میزنی و یه سیلی محکم بهش زدم مرنیت: صورتم درد گرفت گفتم : این همه بد اخلاقی فقط به خاطر چی ؟ زن عمو: خفه شو و دستم رد بردم بالا که یه سیلی دیگه بهش بزنم کههههههههههههه..............
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیـــــــــ بود❤❤
خیلی قشنگ مینویسی😍
که آرین اومد😂❤
ممنونم
نظر لطفت هست عزیزم 🥰
اره😅 تند تایپ میکنم برای همین 😅
اجی میشه بگی با اینشات چطور عکس میزارم برای من میگه نمیشه
اجی یعنی چطور با اینشات مثل پوستر این پارت درست کنی ؟
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی این زن عموشررو ذلم میخواد ج. ررررررر بدمممممم😐😐😐
ای زن اش. غال از خود راضی.. چطور جرئت میکنییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی روی مریییییییییینتتتتتتتت منننننننننننننم دست بلند کنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓🪓⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️⛏️🛠🛠🛠🛠🛠🛠🔨🔨🔨🔨🔨🔨🔨🔨🔨👠👠👠👠👠👠👠👠👠👠👠👠👠👠👠💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣
باید پارش کنیم
احسنت😐
😂😂😂😂👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻
عالییییییییییییییییییییییییی بودددددد 🤍⛓️
مرسیییییی😍😍😍🥺🥺🥺
امیدوارم مثل چند هفته پیش نشه و زود بررسی بشه😐🥲
امیدوارم😐🤲🏻
به تست های منم سر بزنین
چشم
ممنون
پارت بعدی چی شد
توی بررسیه من ۲ روز پیش گذاشتمش منتشر نمیشه
عالییییی بود اجی جونم😍
ببخشید این چن وقت سر نزدم
اصن حال و حوصله هیچکسو نداشتم😐
مممنونم اجی خوشگلممم❤❤🥺🥺
اشکال نداره عزیزم انشالا که دیگه مشکلی برات پیش نیاد 😘
خیلی عالی بود
مرسی عزیزم❤🙏🏻
پارت 12 تو بررسیه . اگر کسی دید لطفا بررسی کنه🙏🏻🙏🏻