
بههه بگید کی اومده؟!!! خدا جذابیت کاربر یه ادم😎 گوچی گنگ گوچی گنگ... 😂😂 یه ادم با چی اومده؟! نخود کشمش، باصدای چی؟! 😐🥛 خب پارت جدید اوردم 😂 راستی چشم بسته بنویس حسن روحانی😂
دستم و گرفت برد توی یه اتاق کاری نه چندان بزرگ دستش و توی موهاش کشید از اینکه مدام لبش و روی هم فشار میداد عرق کرده بود و دستش رو زیاد توی موهاش میکشید معلوم بود عصبی هست، رفت روی مبل کنار اتاق نشست نو نبود ولی معلوم بود زیاد ازش استفاده نشده نفسش رو محکم داد بیرون و گفت:« میشه بگی دقیقا به چه دلیلی اومدی اینجا حساب دار بشی اونم با ا. ت؟؟ اصلا درکت نمیکنم حقوقی که اینجا میگیری دراومد 1 روز تو هست دقیقا چه کمبودی حس کردی که اومدی شغل دوم کار کنی اوممممم حساب دار توی ایتایااا» نفس و اروم دادم بیرون تمام حرف هاش منطقی بود حرفی واسه گفتن نداشتم سرم و انداختم پایین یه لحظه یه فکری به ذهنم رسید ولی باید انجامش میدادم؟! میتونستم همه چیز بهش بگم؟! کسی اینجا نیست و من راز های زیادی و به کوک گفتم شاید بتونه توی این مورد کمک کنه!
به لحظه به خودم اومدم میخواستم چه غلطی بکنم سریع خودم و جمع جور کردم همیشه بهترین دفاع حمله هست سریع با عصبانیتی ساختگی شروع کردم به حرف زدن:« تو چرا یه شرکت توی ایتالیا زدی و تموم این مدت هیچی راجبش به هیچکس نگفتی؟! من و باش فکر میکردم تو لاقل به دوست واقعی هستی! من همیشه باهات صادق بودم و همه راز هام و بهت میگفتم ولی تو چی! میدونی من هیچوقت یه دوست واقعی نداشتم! » و از همین قبیل حرف ها انقدر گفتم که هم خودم و هم اون خسته شد به حدی که راجبش عذر خواهی هم کرد حس پیروزی بهم دست داد همیشه این تاکتیک جواب میده و بعد از اون سعی کردم هرچه سریع تر بحث رو عوض کنم
ولی هیچی به ذهنم نمیرسید! انگار توی اون لحظه مغزم شیفت دبیت و زده بود و تمام اطلاعات مغزم پاک شده بود اهی از سر تا امیدی کشیدم اما این دستپاچگی من ادامه پیدا نکرد و خود کوک شروع کرد به حرف زدن :« اصلا بیخیال ولی من ناراحتم از دستت چرا تولدم و تبریک نگفتی؟! حتی تلفنمم جواب ندادی» سریع دنبال یه جواب گشتم ولی این دفعه از گوگل مغزم کمک گرفتم نه حافظه داخلی و به محض پیدا کردن جواب گفتم:« چیزه خونه جاش گذاشته بودم و و امم اها رفته بودم بیرون از شهر و کل اون روز و نبودم و حتی میخواستم از اونجا سلفی بگیرم و با سلفی خودم بهت تبریک بگم ولی خب قسمت نشد دیگه! » با لحنی که شیطنت و مثلا کنجکاوی هست پرسید:« اپل اینکه چرا سلفی خودت؟! دوم اینکه مگه وقتی کوشی دستت بود چرا تبریک نگفتی؟! »جفت ابرو هاشو داد بالا چشماشو باز کرد و خنده خرو گوشیش منتظر جوابم موند :«اول اینکه قیافه من قشنک تر از تو هست و دوم اینکه داشتم کار های پرواز ایتالیا رو میکردم یادم رفت» ادامه رو درود البته فقط ادای جمله دوم که مربوط به فراموش کردن تولدش میشد بعدم گفت :« اول کی گفته که تو قشنک تر از من هستی؟! دوم اینکه پرواز تو مهم تر از تولد من بود؟! »
نفس عمیقی از روی تاسف کشیدم و ادای خودش رو دراوردم:« اول اینکه کی بود سال 2017 ، 2018، 2019 ، 2020 شد جذاب ترین مرد سال؟! دوم اینکه نه ولی یه سوپرایز دارم که اونو جبران میکنه سوم اینکه چقدر سوال میپرسی بچه » با شنیدن کلمه سوپرایز لبخند عمیقی رو لباش نشست حتی ذره ای هم بد اخلاقی دیگه نمیشد ببینی منم از فرصت استفاده کردم و گفتم:« خب اقای جئون میشه مارو قبول کنید واستون کار کنیم؟! قول میدم پسر خوبی باشم» خندید و گفت :« اینکه تو زیر دستم باشی و بتونم بهت دستور بدم خیلی کیف میده پس قبول میکنم »
به طرز فکرش خندیدم توی چشماش نگاه کردم انگار متوجه نگاه من شد اون هم متقابلا یه چشم هام نگاه کرد توی یه لحظه احساس کردم قلبم ریخت، ضربان قلبم به شدت بالا رفت نمیتونستم نگاهم رو ازش بگیرم ولی مطمئن بودم اگه 1 ثانیه دیگه بهش نگاه کنم قلبم منفجر میشه اب دهنم خشک شد ولی ولی این حس خیلی عجیب بود انکار کوک متوجه جو بد شده بود و سریع خنده مصنوعژ کرد و گفت :«چیزی نمیخوای» سریع جواب دادم :« چرا چرا تشنم هست لطفا یه چیز خنک واسم بیار» انقدر این جمله رو تند تند و با لحن استرسی که کوک متوجه عوض شدن حالم شد و سریع اتاق رو برای اوردن ابمیوه شربت ایس امریکانو یا هرچیزی ترک کرد
متوجه این کس نمیشدم خیلی تازه بود توی فکر رفتم صحنه خیره شدن توی چشم هاش دوباره مرور شد نه 1 بار نه 2 بار، بارها و بارها این تکرار کردم و یه حس خوب ، عجیب، لذت بخش، ترسناک و خاص بهم دست میداد با صدای کوک به خودم اومدم :« هی ته به چی فکر میکنی چندین بار صدات زدم» با تکون دادن سرم بهش فهموندم چیزی نیست و سری بطری پلاستیکی که توی سینی کنارش بود رو برداشتم و خوردم حس خنکیش باعث میشد دمای بدنم که بالا رفته بود رو خنک کنه برای همین دوسش داشتم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
وییییی داره میره تو فاز تهکوووووک...
🙈
یس😂❤
عالییییییی
ممنان
میدونی واسه اینکه دیر میزاری بازدید ها کمه
اره به خاطر امتحان ها بود از الان به بعد زود میزارم و امیدوارم بیشتر بشن وگرنه دیگه یه فکر دیگه به حالش میکنم 😐
عالییییییییییی بود پارت بعد پلیز❤
ممنون❤