پارت دوم اومد😆😆😊😊😊☺☺☺☺☺☺
داستان از زبان جیمین* چی شد ؟؟؟ شوگا پرید بغل دختره!!! آر ام _میشناسیش؟؟ من_نچ...بقیه_نههه..... داستان از زبان شوگا* من_جونا باورم نمیشه بعد چندین سال برگشتی... جونا_😊منم خوشحالم که تورو دیدم اخه دیگه تو کره کسی را ندارم من_من خودم هستم چطوری جونا؟ جونا_اووم فک کنم دوستات منتظرتن متعجب شدن من_اووو بیا بریم پیششون جونا_باشه😊😊😊... من_بچه ها ایشون جونا هستن دوست بچگی منه😉😊
جونا_سلام خوشبختم جیمین_من جیمین هستم 😊 جونا_میشناسمتون😊😊😁 من_خب جونا خونه گرفتی؟؟یا... جونا_ن هنوز ۴ روز نمیشه که اومدم تو هتلم فعلا اگه کار پیدا کنم خونه میگیرم وگرنه برمیگردم
من_باشه پس یعنی الان کار داری ما مزاحمت نمیشیم😊 جونا_خیلی خوشحال شدم دیدمت یونگی....😊😊😗😗 ما رفتیم جونا هم انگار کار داشت مزاحمش نشدیم رسیدیم خونه ..جیمین_شوگا میگم این دختره کی بود؟،، من_خب بشینین....اسمش جونا هست از بچگی با هم بودیم وقتی ۱۸.۱۹ سالش بود تو یه حادثه خانوادشو از دست داد و تنها موند ما هم هرکار کردیم که نره امریکا گوش نمیکرد و رفت ازون موقع ندیدمش تا الان اون خیلی تنهاس و راستش نمیدونم ازدواج کرده یا ن ولی هر طور شده کاری میکنم بمونه کره و دیگه نره.... آر ام_اوووم چه غم انگیز جیمین_دختر شیطونی به نظر میرسید ولی چه غمی تو دلشه😔 من_آره خب ولی من میخوام که هیچ غمی تو دلش نباشه اون مث خواهرمه و دوسش دارم و اینکه میدونم کسیو نداره جین_اووم ما هم کمکت میکنیم که راضیش کنی...
من_ممنون بچه ها خب من برم که بخوابم تا الان انرژیم زیادی مصرف شده ...😁😁😁😁😁 داستان از زبان جونا* خیلی خوشحال شدم یونگی را دیدم اون تموم راز های منو میدونه اینکه چه غم هایی دارم و چه بار تنهایی را به دوش میکشم امروز وقتی منو دید چشاش برق میزد مث همیشه بچه هم که بودیم همین بود.... دنبال کار میگشتم تو رشته برنامه ریزی یا همون مدیریت برنامه
هوووففف این شرکته بزا ببینم مدیر برنامه نمیخواد..... اوه گف ن😐😐تو اینترنت میگردم دنبال ادمای تک یا کمپانی ها
پنج روز بعد * اخییی خسته شدمممم برم یکم استراحت کنم .... اااا گوشیم زنگ میخوره____ _الو+الو سلام خانم جوناا_سلام بفرمایید^_^+من آر ام دوست شوگا هستم...._بله چیزی شده؟، ار ام_اووم اگه بدونید فردا تولد شوگا هست_بله میدونم چطور +اومم خب ما یه جشن گرفتیم که گفتم شما هم باشین چون به نظرم یونگی خوشحال میشه _آره حتما میام ادرس را میدید، +اره براتون میفرستم ....
خب برا تولدش چی بگیرم 🤔🤔🤔🤔🤔🤔 اها این خوبه یونگی به چیزای کوچیک خیلی اهمیت میده😍
رفتم سر قرار من_سسلاممم یونگی نیومده جین_ن هنوز آقا بیدار نشده من_😁خوابالووو. ..جیمین_خدا میدونه کی بیاد هوووف آخه روز تولدم میخوابه؟؟؟ من_وقتی بچه بودیم یادمه تولدش همه خوشحال بودن اون میخواست بخوابه که بعد تولد از خواب بیهوش شد😁😁😊😂
ار ام_بعیدم نیس😂😂 همه منتظر بودی که پای پسرا خواب رفته بود رفتن تو سالن کوچیک بگردن البته سالنه چن تا اتاق داشت همه رفتن ب جز تهیونگ... تهیونگ_خانم ...جونا میگم تو و شوگا خیلی همدیگه را دوست دارید من_😊برا چی میپرسی؟؟ تهیونگ_خب شوگا نمیتونه خوب ابراز علاقه کنه چطوریه؟؟ من_😁خب ما اونجوری علاقه نداریم به عنوان خواهر و برادریم فقط.... تهیونگ_جدی!!خب پس😁 اوه یونگی داره میاد چون جیهوپ دنبالش رفته بود بهمون پیم داد برقا را خاموش کردیم اومدن تو هوووو تولدت مبارکککک❤❤💚 اومد و کیک هم خوردیم نوبت کادو بود بقیه چیزی نگرفتن من_یونگی این کادوی از طرف من:") یونگی_اوه بزار ببینم چی گرفتی؟؟ واااایییی چه خوشگله مرسی جونا .....بقیه همه تعجب کردن از حرفاش.. داستان از زبان جیمین* (یونگی!!این همون شوگای خودمونه؟؟باورم نمیشه داره صاف و پوس کنده تشکر میکنه😮هعییی ینی یکی هست که بتونه عوضش کنه اونم یه دختر!؟؟) باورم نمیشه... شوگا آدم باحالیه ولی تو گفتن احساساتش و همینطور تشکر کردن و ذوق کردن اصلا سر رشته نداره!! ولی الان این دختره اومده انگاری به خاطر دل این دخترم که شده غرور رو میزاره کناررر--------------__________---------
بای بای تا پارت سوم 😊😊😚😊 خوشتون اومد؟؟؟ خب راستی بگم همچین عشقی نیست تو واقعیت بین شوگا و کس دیگه یا مثلا عشق بچگی این داستان سر زده از ذهن (مریض😁) منه که براتون نوشتم و گفتم که تخیلاتم را ب اشتراک بزارم تا لذت ببرید😋😋☺☺😊😊😊😊😊
بوش و بای گایززززر کامنت بزارین که من انرژی بگیرم وگرنه داستانام کوتاه میشه هااا😢😢😢😢 از من گفتن بود😁😁
ج چ: از تستچی میرم |=
کلا دنبال بهونم برمم
جواب چالش : ی طوری رفتار میکنم که دلش رو ببرم😏
چالش = میرم رو دور و کلا خم و راست میشم
من اینجوری هستم وقتی یه آدمی که خیلی دوسش دارم رو یهو میبینم فقط خم و راست میشم😂😐
عالییییییی بود😍🤩😍❤❤
جواب چالش : من بایستی ندارم ولی کلا اگه ببینمشون ذوق مرگ بشم کلا هنگ میکنم😶😅😂
سلام
به نظر من این تستت عالی بود و عالی بودنش به این دلیله که چون داری ۲ یا چند تا داستان رو با هم می نویسی هنگ نمی کنی و تازه طوری می نویسی که ما هم هنگ نکنیم 😀
افرین 😁
من که خودم هنگیدم😂والا خیلی سخته مثلا اسم دوستای دخورای داستان یادم میره یا اینکه قاطی میزنم
چون اسماشو از خودم میسازم. ولی قشنگه
و اینکه طوری مینویسم شما قاطی نکنین
آیا قاطی کردین؟؟
اولین برخورد سکته و بیمارستان و دیدن شوگا بیستر تو بیمارستان دید زدن😂😁 و مرسی لاوم❤😂😁
😁مرسی خوندییی😁
عاااااااااااااااااااالی بوووووووود😉😉😉💜💜💜💜
مرسی عالی بود
جواب چالش : غش میکنم😂😜
💜💜😍امیدوارم ببینیشششوننن فدات شم من😍😍
مرسی اجی جونم
مرسی مرسی
چشم می گم عزیزم 💋💜
انشاالله تو این چند
روز منتشر میشه
و خبر می دم چشم💋💜💜
فدات عاجی قشنگممم💜💜💜
برای پارت بعد خیلی منتظرم