خب اینم فصل ۲ مرسی از حمایتتون💜💜
از زبان نسترن:کوک و وی و سارینا و ا/ت رفته بودن خرید من و شوگا هم رفتیم کافه پیش مغازهیی که اونا رفته بودن خرید💜😁 توی خونه ۱۰:۳۰ شب ... سارینا:خب وی میدونی باید یه چیزی بهت بگم🙂 وی :باشه بگو سارینا:نه,اینجا نمیشه بیا تو حیاط😊 وی :باشه😊 بعد نیم ساعت... هوپی:اینا چیکار میکنن😐 یهو وی اومد تو بغض کرده بود و با حرفی که در گوش کوکی گفت کوک افتاد رو زمین😢😢 ا/ت:کوک کوکی چی شد چی بهت گفت😰 وی: ا/ت؟؟؟تو اینقدر دوسش داری چرا میخوایی ترکش کنی ؟؟؟میدونی چه ضربهیی میبینه نه تنها اون بلکه همه ما تو راحت میشی ولی ما چی ها؟؟؟ فقط به فکر خودت نباش خواهش میکنم🥺🥺 ا/ت:سارینا🥺من به تو اعتماد کردم و بهت گفتم تو چطور تونستی به وی بگی 🥺💔 سارینا:چیه انتظار داشتی بزارم بهترین دوستم...
وات د خاک قاطی کردم من کجام اینجا کجاس😐😐میخوام سرتون رو گرم کنم که داستان هیجانی بشه😄
ساری: فک کردی میزارم بهترین دوستم خودش خودشو بکشه ها؟؟؟ جین:چه خبر شده چی شدهه؟؟ یهو ا/ت زد بیرون و رفت کوک:نه جلوشو بگیرین😭💔 هوپی:بگو چیشده😰😰 وی:ا/ت میخواد خودشو بکشه نزارین بره ممکنه تصادف کنه اون الان حالش خوب نیس💔😔😭😭 همه اعضا دویدن رفتن دنبالش ولی کوک جلوتر از همه بود سارینا وست چهار راه بود (روی خط عابر ) یهو یه ماشین با سرعت اومد کوک:نه برگرددددد😭😭😱😱😱😱💔💔💔💔💔 تا ا/ت برگشت و کوک رو دید ماشین چند سانتی متر تا ا/ت بیشتر فاصله نداشت کوک سریع دوید و ا/ت رو بغل کرد و آورد توی پیادهرو همون لحضه بقیه هم رسیدن....
یهو یه مرد بایه ماسک از ماشین پیاده شد😱 تفنگ رو سمت ا/ت برد و ماسکش رو در آورد درجا مادر و پدر ا/ت هم رسیدن... کوک:چیکار میکنی؟؟تو برادرشی چطور چطور دلت میاد هاااا؟؟؟ چانیول:هرچقدر برادرش باشم خواهرم نیس خواهری که تمام اعتماد و عشق مادر و پدرم رو برد واسه خودش دیگه خواهر من نیس:///=//#*#£#^×*÷*€'' بابا:چیکار میکنی چان حواست هست؟؟ یهو وی اومد... چانیول:به به کیم تهیونگ😒میدونی سارینا داره بهت خیانت میکنه هان؟؟ وی تحمل نکرد و یه نگاه خیلی عصبانی به ساری انداخت و رف پشت دیوار قایم شد که وانمود کنه رفته و واقعیت رو بشنوه ا/ت:هی چرا دروغ میگی؟؟؟ چانیول:سارینا اول مال من بود و بعد از من نباید با کس دیگهایی باشه اوکی؟؟ وی با شنیدن این حرف گریهاش گرف وی:نه نه من اونی نیستم که عاشق سارینا بود من به یه دروغ الکی اونو ترک کردم و بهش اجازه توضیح ندادم نه امکان نداره💔💔😭😭 چانیول:تازه جناب کوک ا/ت هم داره به تو خیانت میکنه اون اول نامزد الکس پسر عموش بوده😒😒😐😐 کوک:ا/ت بگو دروغ میگه چرا چیزی نمیگی من من💔😔 ا/ت:نه کوک صبرکن دروغ میگه صبر کن کوک💔😭 کوک:من تمام عشقم و نفسم و برات گذاشتم حتی به خاطرت تا مرگ همرفتم ولی تو تو حتی بهم نگفتی که...💔😭 کوک هم رف پیش وی و دید وی داره گریه میکنه💜😭 کوک:لازم نیس دلت به حالش بسوزه همه دخترا مث همن😒💔 وی:کوک تو اونی هستی که واسه ا/ت جونتو دادی؟؟؟نه نیستی اون پسر واسه انتقام از اونا داره دروغ میگه میفهمی💔💔😭😭 کوک:برام مهم نیس هیچی برام مهم نیس😔 مامان:چانیول چیکار میکنی؟؟؟؟ هااا؟؟؟ کوک و وی داشتن بحث میکردن که صدای شلیک اومد💔😔
کوک:نهههههه💔😭😭😭😭💔😭💔💔💔 چانیول خواست فرار کنه که پلیسا رسیدن😭💔 یهو دوستای ا/ت هم رسیدن 💜💔 و تا چشمشون به ا/ت افتاد رفتن بالا سرش 💔😭
هدیه:پاشو بیشعور دیگه چرا نیومده رفتی؟؟؟😭😭 وینجی:بسه یکی زنگ بزنه به اورژانس💔💔😭 یهو خود اورژانس اومد(کوک خبر داده بود) کوک دوید و رف سمت ا/ت کوک:منو ببخش من من قضاوت کردم لطفا منو ببخش 💔😭 آتنا:تو دیگه کیشی؟؟😒😒 متینا:جونگکوکییی😳😳😳 آتنا:من نگفتم با کوک نامزد کرده دجار آلزایمر شدیننن؟؟؟ میرای:تورو خدا بسههه متینا:بچه ها💔💔😭😭 کوک:بسه دیگه کمک کنین بزاریمش تو آمبولانس😭💔 هدیه:راس میگه دیگه 😐😠 پشت در اتاق عمل... کوک داش مث سربازا رژه میرف که دکتر اومد وینجی:حالش چطوره؟؟خوبه؟؟؟زخمش عمیقعه؟؟؟ کوک:زندهمیمونه؟؟چیزیش شده؟؟ دکتر:ما ما تموم تلاشمون رو کردیم بقیهش دست خداس ولی ولی فقط اینکه یه نفرباهاش حرفبزنه حالشو خوبمیکنه💔😔 میرای:اوناون نمیمیره😭😭 نه نه 😭😭 از زبان کوک=اون لحضه احساس کردم همه چیز تموم شد منم یه بی احساس تنهام 💔😔مدام حرف دکتر تو گوشممیپیچید(بقیهش دست خداس... ما همهی تلاشمون رو کردیم....بیقهش دست خداس یه نفر باهاش حرفبزنه)💔💔💔😭😭😭 با صدای نامجون به خودم اومدم ... جیمین:هی کوک خوبی 😢
کوک:ا/ت کجاس؟؟حالش خوبه؟؟ شوگا:خودت ۳ روزه بی هوشی نگران اونی؟؟
یهو دکتر اومد تو وگفت...
دکتر:همراه های ا/ت شمایین؟؟ وینجی:بله ماییم,چیزی شده؟؟ دکتر:، امم خوب برین و برای آخرین بار ببنینش😔💔😪 کوک:یعنی چی؟؟؟نه نه اون نمیمیرههه💔😭 دوید و رف سمت اتاقش💔 آتنا: هی وقتی که کوک تیر خورده بود ا/ت بهش یه قرص داد💔نهایت ا/ت هم اگه اون قرصه بخوره سه سال دیگه زنده میشه😁 بابا:دخترا لطفا اینجا رو شلوغنکین💔😔 مامان ا/ت هم فقط پشت در بود 💔😭 یهو کوک اومد بیرون دست رو قلبش بود و گریهش شده بود هق هق،بغض اعضا ترکید تنها کسی که گریه نمیکرد مامان و بابای ا/ت بودن💔 کوک:یه بار مامان ا/ت گفت اگه اون بمیره یه قطره براش اشک نمیریزه چون اون بی دلیل نمیمیره💔🙂پس پس منم گریه نمیکنم 💔😔 میرای:جونگ کوک شی تو عاشقشی تو باهاش حرفبزن به حرفت گوش میده کوکی😭😭😭💔💔💔💔
خب بچه ها اینم پارت اول فصل دو لطفا مثل همیشه با کامنت هاتون حمایت کنین ممنون💜💜
اهم اهم .
خب سوالایی که پرسیده شد و خودم دارم.
اول اینکه عاجی merinet من ۲۸ روز ازت بزرگترم من ۲۲شهریور به دنیا اومدم.
خب این سوالی که عاجی پررسید ازم .
حالا سوال هایی که خودم دارم.
احیانا چجور میفهمین عاشق کسی شدین؟
من که ازش پرسیدم🥰ولی این کارو نکن سکته میکنی 🥵😂😂😐😐
نه بابا😂🤭
خودت فک کن ببین عاشقش شدی یا نه😂😂
اصلا بگو ببینم نکنه عاشق شدی بلا😜😜
متاسفانه نمیدونم عاشق شدم یا نه😓
برا همین میخوام بدونم چجو بفهمم
عررر من برم بمیرم .
پیام رو داشته باشید👇👇👇👇
🙈💜سلام ولنتاین رو تبریک میگم❤تو اولین موقعیت یه کادو از طرف من داری😙
......این پیام معنیش چیه😫
خب پسسسس بدون عاشقش شدی
نه نه گول نخوریا عاشق نشی من و دختر عموم تا ۵دقیقه پیش سر شکست عشقی جنگمون بود 🤣😑
آفرین من رفتم مسافرت واس عقد عموم تا آخر عید هم اونجام😜💜
میسی عخش😍🤤
واقعا ۲۲شهریور بدنیا اومدییییی من ۲۱ شهریور بدنیا اومدم میشه آجی شیم من هانیه هستم ۱۴ و تو?
دیا اون داستانی که گفتی مثلث عشقی بی تس اس هست .جیمین و شوکا(که وقتی حدیث گفت حالش گرفته براش گفتی)
اسم اون رمان چی بود و کجا خوندی ؟منم بخونمش😋😊
یادم رفته فقط اینجاش خنده دار بود یادمه اگه دیدمش حتما بهت میگم😂😐
عاجی یا بایساتون رو بهم بگین ممنون😄😍😘
من خودم بایسمجیهوپ 💜💛💖💚💕💝❣💞💓💛💜💝💕💞💗💟💙❣💚💌💫
من بایستم از اول جیمین بود ولی بایس رکرم کوک و وی و شوگا😁😘
خبر اینکه گوشی خریدم ۷ میلیون داخل تستچی هم باهاش اکانت زدم
سلام عاجی های خوشملم💞(امردز شنبه هست)🙏😍به لطف اینکه شما خیلی دوسم دارین .و منم دوستون دارم به خاطر شما قوی یم چون عاجی بزرگم.و اینکه یه جورایی تنها دوستامین😍😃😘😄😇
مشکوک به کرونا بودم و تست دادم و تو دو روزی که میخواس جواب بیاد کلا نا امید بودم و زیاد نمیومدم تستچی .
ولی خب *منفی*شد جوابش😃😃😃😃💜💞💕💖💚💛🤓
عاشقتونم 💕💞❣💖💝💚💛💜
چون زیاد شدیم ممنون میشم عاجی های جدید اسمشون رو بگن.
البته اگر بعد از .آجی دیا.💞عاجی حدیث💕عاجی .شیرین💖.عاجی هارلی💛
عاجی یه دیگه ای اضاف شده اعلام حضور کنه🤗💝❣
وایییی عاجی خداروشکر فداتشم😍😍
یه چیزیقبلشمیگفتی به ما😅😘
ولی عاجی ها هنوزهموناییم😀
آجی ۱۴ سالشه😁🤗😘
خب merinet جان .
اولی که پرسیدی .چهارده سالمه و ۲۲ شهریور به دنیااومدم.
دومی هم که جچور دوست میشیم.
خب همونطور که بعضی ها دوستی ندارن .دوستای مجازی پیدا میکنن و باهاشون راحت ترن چون دیگه رو ظاهر و استایل قضاوت نمیشن.و فقط اخلاقه که نشون میده.
من به شخصه خود دیا میدونه یه دوست داشتم که اونم 😢😭اصلا نگم دربارش😣
خب تو این شرایط فقط دوست مجازی یه که میتونی باهاش حرف بزنی و از رو چهره و ... قضاوتت کنه.
من که دیگه قصد ندارم دوست اون طکری داشته باشم😔😢😭همین دوسنای محازی با معرفتترن😍
ازت خواهش دارم داستان میزاری بهم بگو عذاب وجدان گرفتم الان😟 اوفففف واقعا انقد استرس دارم غیر قابل توصیفه🙀
چلا عذاب ومدان عخشم😥💜
عااایییی چه استرسی بود قلبم تو دهنمهههه😓😓😓😓
چرا استرس😅💜
Aryana.جان میشه یه بیوگرافی از خودت بدی از وقتی فهمیدم اکسوالی و باایست بکهیونه خیلی کنجکاو شدم یشناسمت😍😘🤗🙄
واییییییی داستان بعدی مال جیمینه 😂😂💜💜بچه ها هشدارمیدمکسانی که بیماری های زمینهایی دارن نخونن مخصوصا اونا که بیماری قلبی دارن😂😅💜
و اینکه همیشه توی داستان های من یه لیوان آب قند و شکلات داشته باشین دستتون درد نکنه 💜😂
❌نویسنده تست هیچ مسئولیتی در قبال سکته خواننده تست ندارد با تشکر❌
چشم میزارم کنارم.
خداروشکر بیماری زمینه ای ندارم😅😅
ضمناً در قبال آجی ها هم ندارد😂😂💜💜
عاجی میگم دقت کردید خبری از شیرین و هارلی نیست.
هارلی جان ممنون میشم یه بیوگرافی بدی بشناسیمت😊😊😊
درسته آجیا همه یه بیوگرافی بدین😂
خو.... هارلی عستم 11 مشهد ارمی بیدم بایسم تهیونگ فن هان سوجون و یونگی و تهیونگ عستم")))
خب من 14 سالمه .از همتون بزرگترم(البته هارلی نمیدونم ازش بزرگترم یا نه).
بیشتر از 2سال و نیم هست که اکسوال هستم.😎😇(بایسم بکهیون😘)
حدود چند ماه هست که ارمی شدم و نیمچه ارمی یم😎(بایسم هوپی😙)
دیگه هیچی دیگه بیوگرافیم همینه.
اهان یه چیز دیگه.(با دردسر دوست پیدا میکنم ولی خب نصف بیشتر بی معرفت از اب در میان😕🙁)
و اینکه نقطه قوتمم قدم هست(169)خدایی خیلی به قدم مینازم🤗😄😅
راسی 18 ابان هم بیدم:|||
منم دیام ۱۱ سالمه از لرستان 💜😇
سلام عاجی های خودمخوبید میگم من یه داستان میخونم ولی خب چون زیاد بازدید و نظر نخورده امکان داره ادامه نده🙁🙁🙁میشه برید داستان (همسایه رو به رویی اکسو)(پارت ۴ مخصوصا)رو بخونید البته هر کس میخواد ها🙂ممنون میشم نظر هم بدید 😚
سلام عاجی اوکیه🤩💜