ناظر عزیز و محترم لطفا منتشرش کن💓📏 کمه چون تائید شه
ژاکلین مکثي کرد و ادامه داد: _مری من هيچ خواهري نداشتم و فکر ميکردم با ازدو.اج آدام يا ادرین ز.نا.شون مثل خواهرام ميشن..ولي الییس با اينکه هم سنيم ولي خيلي شو.هري و آدام رو وِ.ل نميکنيم...من و اون اصلا را.بطه خوبي باهم نداريم.فقط براي حفظ ظا.هر و اينکه آدام ناراحت نشه باهم حرف ميزنيم.....تو هم که...پاریسی و هيچ وقت نيستي که باهم د.رد و د.ل کنيم. ژاکلین سرشو روي شونم گذا.شت و گفت:من خيلي تنهام. اروم گفتم:ژاکلین..من تورود.ا.رم..تو منو..ميتوني روي من مثل خواهرِ ندا.شتت حسا.ب کني...هر چي تهِ دِ.لِتَ رو بگو.
ژاکلین سرشو بالا اورد و منو نگاه کرد وودستا.مو گرفت..دستا.شو يه فش.ار اروم دا.دم و گفتم:بگو/ ژاکلین سرشو انداخت پايين و گفت: 4سال پيش وقتي 16سالم بود با داداش دو.ستم تو دبيرستان دو.ست شدم..اون يک پسر اي.ده ال بود...قد بلند ..زيبا ..مهربون و پو.لدار..ماهم پو.لدار بوديم ولي اونا خ.ر پو.ل...اسمش جک(شخصیت داداش محمد و اجی طهورا و..)بود..من عا.شقش بودم و ميپر.ستيدمش..هر وقت ميشد ميرفتم ميديدمش..وقتي کسي خونمون نبود...وقتي مامان اينا مهموني بودند...2سال باهم دو.ست بوديم و هيچ اتفاقي بينمون نيوفتاد..اون اصرار ميکرد به ل.ب دادن و اين جور چيزا ولي من فقط بغ.ل.ش ميکردم..اون به من ميگفت که من يک ادم تع.صبي ام در صورتي که من اينطوري نبودم..من عذا.ب وج.دان ميگرفتم...اونقدر دمِ گوشم اينو خو.ند که اخرکارمون از ل.ب دادن گذ.شت
هنوز کلمه بعدي از د.هن ژاکلین بيرون نيو.مده بود که در اتاق وح.شيا.نه باز شد و ادرین داخل اومد...من با تعجب و ژاکلین با تر.س نگاه ميکرد..ادرین جلو اومد و عصبا.ني کو.بيد توي گو.ش ژاکلین .(ادرینه...دخترمو ز.د.ی😭😱) ژاکلین از در.د روي تخت افتاد. گفتم :چي شده؟ و خواستم بلند بشم که ادرین مح.کم توي قفسه سي.نم کو.بيد و منو نشو.ند سرجام.. و روبه ژاکلین گفت:تو اون همه سال دو.ست پ.س.ر داشتي؟
اون همه سالي که منو و بابا اينا برات تلاش ميکرديم..؟تو اون همه سال با يک پس.ره احم.ق تر از خودت ...میکردی؟ اينو گفت و يکي ديگه بر پش.ت ژاکلین زد..ژاکلین رفت پش.ت من و با.نا.له گفت:غل.ط کردم...باور کن غل.ط کردم.. ادرین دستشو براي دوباره ز.دن بالا او.رد که من جلو.ي ژاکلین ايستا.دم و گفتم:نز.ن. ادرین با د.اد گفت:برو کنار بينم ميخوام تکليفشو مشخص کنم. _تو فقط 5سال ازش بزرگتري چي مي.گي؟اگه کسي بخواد تکليفشو مشخص کنه باباشه. ژاکلین با حالت ز.ار زدن گفت"بابا بفهمه که منو ميک.شه.(هق عز.یز.م بیا بغ.لم_-_) ادرین با د.اد گفت:قبلش اگه من نک.شم.ت..(تو یکی غ.ل.ط میکنی😐)
نتیجه 1
ناظر عزیز محترم لطفا منتشرش کن🙏🏻💓
نتیجه 2
ناظر عزیز محترم لطفا منتشرش کن🙏🏻💓
نتیجه 3
ناظر عزیز محترم لطفا منتشرش کن🙏🏻💓
نتیجه 4
ناظر عزیز محترم لطفا منتشرش کن🙏🏻💓
عالی بود❤❤
من یکم دیر این داستانت رو شروع کردم ولی عشق به سبک کنکوری و عذاب عشق رو خوندم
می گم پارت بعد رو نتونستم پیدا کنم اصلا هستش ؟
راستی آجی میشی ¿
آسنا ام ۱۳ سالمه
چرا بعدی نمیاد ؟؟؟
عالییییی بود ❤
عالیییییییی اجی
عالییییی
ممنونن
لیانا جان میشه امروز یه پارت بزاری ؟؟؟
اره
مرسیییییی
مامان کی پارت بعد رو میزاری🥺❤️🍓
الان دخملم
باشه مامانی🥺❤️🍓
اجولی برو نظرسنجیت
چشم😊💜
راستی اجی راجب کلرا به شعر ساختم😹💕
کلرا اینجا(شاهزاده عشق💔😐)
کلرا اونجا(عشق به سبک کنکوری😐💔)
کلرا همه جاااااااااااااا
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 وای
کلرا مثل مرینت و آدرین شخصیت اصلی داخل همه داستان ها هست 😂😂😂
اره والا😹❤
😐😐😐💔💔💔💔
کلرا عذاب عشق هم بید
واقعا😳
من نخوندم عذاب عشق رو برم بخونمممممممممم😹💕
عالییییییییییییییییییییییییی بودددددد اجیییییییییی پارت بعدییییییییییییییییییییییییییییییییی 😭💔
ادرین ــــــــــــــــ چیکار با مري و ژاکلين دارییییییي؟ هااااا؟ میکشمتتتتتت ــــــــــــــ ــــــــــــــــــ مگه خودت قبلا با کلرا ـــــــ نبودییییي من که میدونم یه ــــــــــــــــــ بین تو کلرااا بودهههههههه😭💔
بخدا
نه بیبن آدرین رفته برای کلرا خ*واس*تگ*اری شب ع*رو*سی همه چیز بهم خو*.رد*ه پس خانواده ها شون خبر داشتن ولی ژاکلین که کسی خبر نداشته
میدونم 😂💕
میسیی
اجی بعی رو کی یزاری
الان