سلام دوستای گلم امیدوارم خوشتون بیاد این اولین تست من هست
سلام من کلارا هستم(ازاینجا ک)من ۱۳ سالمه و آرمی هستم .ولی باآرمی های دیگه فرق دارم.یعنی میتونم خودمو شکل پری ها و پری دریایی ها دربیارم.برسم سراغ داستان.
حالا در ۱۳ سالکی یه قدرت عجیب تر هم پیدا کردم اونم اینه که میتونم هرکسی رو که بخوام احضار کنم وبا هرزبونی که بخوام صحبت کنه. زنگ تفریح خورد.امروز تو مدرسه بودم داشتم به کوک فکر میکردم که از تو حیاط صدای جیغی اومد. رفتم تو خیاط و میبینم بله جناب آقای کوکی خان هاج و واج داره مارو نگاه میکنه. رفتم جلو و گفتم سلام. اونم به طرز شگفت انگیزی گفت سلام(ازاینجا کوک میشه ک.ک)(راستی ک موهاش آبی و چشاش یخی هست)
زنگ خونه خورد کوک اومد پیشم.ک.ک:میشه چند تا سوال بپرسم .ک:بپرس ک.ک:من چطور اومدم اونجا چطوری دارم به یه زبونی که بلد نیستم حرف میزنم و چطوری وقتی منو دیدن جیغ زدن؟ک:هی هی هی هی آروم آروم نفست بند اومد. اولین اینکه نباید به کسی بگی وگرنه میمیرم .من یه قدرتی دارم که میتونم به پری یا پری دریایی تبدیل بشم.تازگی ها هم به هرکی فکر کنم جلوم ظاهر میشه و به اون زبونی که بخوام حرف میزنه و اینکه چرا حیغ زدن دو دلیل داره یک اینکه تاحالا یه پسر نیومده داخل مدرسمون ودو اینکه اونا آرمی بودن💜🎀
ک.ک:آهان . پس میتونی منو برگردونی به سئول؟؟ ک:🙁آره ولی میشه بیای و یه چایی باهم بخوریم چون من هیچکسی رو ندارم 😔😕 ک.ک:باشه ولی منو زود برگردون سئول ک:میسیییی😄بانی ک.ک:اگه میخوای بیام باید منو کوک صدا کنی😆.ک:باشه کوک😊😊😊
(از زبان کوک)داشتم میرفتم طرف بیگ هیت که دیدم سر از یه مدرسه ی دخترونه در آوردم .یه دختر اومد و گفت سلام منم نمیدونستم چی بگم و اومدم به کره ای بگم سلام که دیدم فارسی گفتم. وقتی زنگ خورد رفتم سراغ دختره و بهش گفتم چرا من اینجام چرا دارم فارسی حرف میزنم و چرا وقتی منو دیدن جیغ کشیدن.بعدراز اینکه جوابمو داد گفتم میشه منو برگردونی سئول اونم باناراحتی گفت آره ولی میشه یه چایی بخوریم چون من هیچکسو ندارم راستش دلم به حالش سوخت و قبول کردم.
رفتیم خونه کلارا. خونش خیلی بزرگ بود .رفتیم چایی رو خوردیم .نمیدونم چرا احساس میکنم عاشق کلارا شدم .اون واقعا کیوته😀 چطوری منو اینقدر زود عاشق خودش کرد. چایی رو اورد و خوردیم و وقت رفتن بود منم رو یه کاغذ یواشکی شمارمو نوشتم و گذاشتم رو میز . از زبون ک:دیگه وقت رفتن بود چشماشو بست و منم بردمش به سئول . داشتم چایی هارو جمع میکردم که چشمم به یه نامه خورد. بازش کردم یه شماره بود و یه نوشته زیرش .
نوشته بود سلام هر وقت دلت گرفت به این شماره پیام بده یا زنگ بزن منم زنگ زدم وبا کمال تعحب دیدم صدای کوک از اونور اومد و گفت سلام کلارا.منم سریع قطع کردم.(۶سال بعد)هرروز به کوک زنگ میزنم خیلی باهم صمیمی شدیم.امروز بلیت گرفتم که برم کره. خیلی خوشحالم .بعد از هشت ساعت خسته کننده میرسم به سئول و مستقیم میرم هتل.میخوام کوک رو سوپرایز کنم. پس میرم پت شاپ ویه خرگوش بانمک و میخرم و میذارم تو جعبه ای بانام ناشناس.
رفتم دربیگ هیت وجعبه رو دادم به بادیگارد ها وذاونا هم دادن به کوک.کوک هم همون لحظه زنگ زد به من.ک.ک:سلام کلارا کجایی؟؟ ک:سلام کوک بیرونم ک.ک:کجای بیرون. ک:تو کجایی؟ک.ک:بیگ هیت چطور؟ک:بیا بیرون. کوک اومد بیرون و از تعجب خشکش زد ک:سوپرایز. کوک خیلی یهویی منو.........
خب خب خب دوستای گل و عزیز آرمی من امیدارم خوشتون اومده باشه این اولین تست من هست اگه میدونید میشه بهترش کرد حتما تو کامنتا بگید میسیی
بابای💜💜💜💜💜💜💜💜💜
به نظرم خیلی قشنگ بود پارت بعدی رو زودتر بذار
ادامه مردم از خنده مردم نمیدونم چرا