سلام این اولین تست کنه امیدوارم خوشتون بیاد 💛
ساعت ۱۲ شب ا/ت: هیونگ بیداری ؟ جین: نه اگه بودم چطوری می خواستم با یه الا° غ مثل تو نصف شب صحبت بنمایم ا/ت: فهمیدم بیداری لازم نبود از سیر تا پیاز زندگی و جد نامه ی منو تعریف کنی 😒 شوگا: باز چی شده بک✴️پیدا دیگه ساعت هشت شب نیست از دوازده گذشته کوک که در حال دیدن خواب هفت پادشاه بود با صدای ناز یونگی از خواب عربده کنان پرید و به سمت ا/ت حرکت نمود 😂 ا/ت: چرا حس می کنم چیزی به من برخورداری کرده است جین : خوب نگاه کن ا/ت: جیغغغغ جیغغغغغ ( جهت کر نشدن خود ۱۰۰لایه پنبه در گوش خود قرار و بعد به خواب ناز فرو روید ) _کوک اینجا چه غلتی✴️میکنی ها کوک که روی زمین خواب هفت پادشاه رو میدید در خواب صدای ا/ت رفت پادشاه کوکای عظم گفت تا اون را به شیر موز دونی بفرستند و تا عبد هم اونجا بماند بعد یهو که داشت به ملکه شیر موز عظم میرسید ا/ت با جیغ بنفش گفت کوکککککک کوک : چته ازرائیل اگه یه آدم می خوای بیا منو ببر 🐯 اینا منو دیوانه کردن خسته ام که یهو یونگی گفت : من الان می خوابم شماهم به قول معروف می✴️کپید همه سره خود را تکان و بعد کپی✴️دند
نامجون : راستی دیشب چتون بود به جانجانان هم در اومده بودین؟ ا/ت: خوب راستش من و هیونگ جین صبحت میکردیم ناگهان خری گفت :الان ساعت هشت شب نیست بالای ساعت دوازده ی شبه شوگا : اون خر خوابش می آید و الان هم میرود به سوی ملکه الاغ خود 😂😂😂 ا/ت : داشتم میگفتم بعد کوک اومد روی من منم جیغ بنفش کشیدم همین کوک : همون جیغ بنفش تو بائس شد من به شیر موز عظم نرستم و در حال رفتن به خانه ی شیر موز گریه کنان نامجون : کلا از نظر روحی کار داریم هنوز موندم هیونگ جین از هممون بزرگ تره ولی از همه پیشتر کار داره 😂😂
ناگهان لیوان شکست همه متوجه صدا و دوان دوان به سوی آن صدا رفتن جیمین : شکست ا/ت : چی شکست ؟😉 جیمین : قلبه من 💔 همه : جان جیمین : ها ببخشید لیوان خورد به دیوار من افتادم زمین همه : 😮!!!! جین : جیمین اینجوری بگو من خوردم به دیوار لیوان از دستم افتاد شکست 😂 جیمین : اره همون که هیونگ جین گفت ببخشید من میرم بای نامجون : من میرم پیش یونتان تهیونگ : الان میری میزنی بچمو میشکنی همه : پشمام نامجون : من چیزو نشکوندم که 😨 همه : بچه گول میزنی نامی ا/ت: مثلاً اون دفعه که زدی رنگهای کوکو به فنادادی تا یه ماه خونه بوی سوخته می داد کوک : وادفا 😮 تو بودی نامجون بهت برسم بدبختت می کنم جین : یا داشتیم توی حیاط توپ بازی میکردیم با توپ زدی توی پنجره از اون طرف خورد به تلویزیون جیهوپ : یا اون دفعه که زدی خونرو آتش 🔥 یادت رفته بود فرو خاموش کنی فر سوخت شوگا : یا اون ..... نامجون : بسه بابا باشه قبول من میرم اصلا توی اتاقم قهرم نیستم 😂😂😂
ا/ت : من میرم بیرون جین : وایسا نرو الان لیدی نام شمارو با دوتا مرد مواجه میکنه مثل همه ی داستانا لیدی نام : نه بابا کاری ندارم جین : باهم ولی منم میام ا/ت : باشه
چند دقیقه بعد کوک : کیم نامجون بیا علام جنگول می نمایم نامجون : چته بچه شوگا : چه خبره نمیدونید من با تختم قرار دارم 😤 کوک به جون نامجون افتاد نامجون به جون کوک بقیه جز شوگا و جین داشتن جداشون میکردن
اگر دوست داشتی بلایک
عالیییی بود پارت بعدی هم بزار
😂😂 عالیه جررررررررررخوردم
عالی بود پارت بعدیو بزار