سلام بچه ها بچه ها قسمت اول منتشر نشد و کلا حذف شد برا همین من براتون یه کلیش رو اینجا می گم
(خلاصه قسمت اول ) کشف هویت میشه همین فقط مهمش بود
آدرین :مرینت تو بغلم خوابش برد بعد کا گامی اومد بیرون و نشست رو مبل پرینت هم همین جوری خواب بود نه من حرف می زدم نه کا گامی (آخیش لال شده ) کا گامی یهو پاشد و رفت حموم فکر کنم حرصش گرفت (نه می خوای نگیره)
بعد 30دقیقه منم خوابم برد (2ساعت بعد ) مری :پاشدم دیدم تو بغل آدرینم اونم خوابه گفتم قشنگ بیدارش کنم برای همین ب و س ی د م ش وقتی کارم تموم شد بیدار شد گفت وای چه خوب بیدار شدم گفتمش بچه خوبی باشی بیشتر این جوری بیدارت می کنم
آدرین وقتی پاشدم دیدم مری داره من و م ی ب و س ه منم هم راهیش کردم بعد کلی حرف رفتیم بیرون بچه ها هم بودن که کاگامی و لوکا هم اومدن آلبا گفت کجا بریم کسی نظر نداد پس گفت بریم مهمونی بعد بستنی فروشی برادر اندر بعد هم خواب گفتیم باشه که مری گفت من می رم لباس مهمونی بپوشم بقیه دخترا هم گفتم ماهم که مری گفت لباس شیک یا باحال آلبا گفت باحال
ادری رفتیم تو سویت ها مون بعد من و مری رفتیم تو اتاقمون بعد مری گفت آدرین صورتی یا آبی گفتم برای کی گفت برای تو (الکی) گفتم پس مرینت گفت آدرین با سه خودم آلبا می خواد بنفش بپوشم باید مثل هم باشیم خندیدم گفتم صورتی گفت باشه رفت تو اتاق لباس لباسش رو پوشید خودشو درست کرد گفت چه طوری گفتم ای قلبم الان از شدت زیباییتون میمیرم مرینت .....
رفتم گونه آدرین رو بوسیدم گفتم نمیر می خوامت گفت چشم مری توچی می پوشی ادری همین لباس خوبه مری آره این خوبه نیتو هم با قدیمش میاد ولی فردا لباس می خوام لباس می خوای ادری چشم
(فردا عصر )مری : با آدرین رفتیم پاساژ کلی لباس خریدیم که من از یه لباس صورتی با مروارید های سفید دیدم گفتم آدرین ترخدا آخریش باشه گفت باشه عشقم رفتیم تو مغازه بعد من رفتم تو اتاق پرو آدرین مری تو اتاق پرو بود وقتی اومد بیرون از ملکه قشنگ تر بود گفت چه طوره گفتم وای ملکه زیبا تر شد خندید و لباس و خریدیم و رفتیم لباسا رو گذاشتیم تو ماشین داشتیم از خیابان رد میشدیم که مری داشت ماشین میزد به من آدرین داد زد مریییییییی بعد خودشو پرت کرد جای من داد زدم ادرررررررین کلا خ و ن ی ب و د رفتم دستشو گرفتم گفتم
قول داده بودی هیچ وقت تنهایم نزاری (کی قول مری الان من ناراحتم باید این جوری حرف بزنی نویسنده دلم می خواد )همه ی بچه ها بود آدرین رو بغل کردم و نتونستم تهمل کنم ب.و س ی د م ش گفتم چرا زنگ نمی زنیم به امبولانس و بچه ها زنگ زدن
آمبولانس اومد .......
دوستون دارم
نظر فراموش نشه بای
بای بای
سلام آفرین پارت بعد
من نفر اولم که خوندم الان 4 دقیقه است که منتشر شده