سلام دوستان.پارت 7 اگر قشمت های قبل را نخواندید بخوانید به هم ربط دارن😄😄😀😀
انچه گذشت :یهو منو بوسید کت شلوار یهو بریم سر ادامه ی داستان 😀 پارت قبلی گفتم که صنم یهو دید که جان این اشتباه است باید میگفتم یهو یادم اومد که 😄😄
یهو یادم افتاد که اون فردی که من را بوسید سی بیل داشت از زبان جان :یهو دیدم پلین امد و من بیخیال دختره شدم و با ملین ر*و*ب*و*س*ی کردم ورفتم نشستم اما همش فکر عطر اون دختره بودم عطرش عالی بود صنم گفت ) من هم رفتم پیش جی جی نشستم و جشن تموم شد .
جان گفت )پلین داشت میرفت خداحافظی کردم و اون رفت اون گفت میخواستم زیاد این جا بمونم ولی توی لندن نیازم دارن و باید برم من هم گفتم باشه عزیزم
رفتم خونه عطر اون دختره داشت دیوونم میکرد صنم گفت )من به جی جی زنگ زدم گفتم جی جی توی جشن فقد از بچه های شرکت خودمون بودن
گفتم هیچی پس اون هایی که سی بیل دارن رو لیست کن فردا بهم بده
گفت باشه خدافظی کردیم بعد من به ایهان زنگ زدم و گفتم که بیا کار مهم هست
اومد گفت چیزی شده عمو نهان چیزیش شده مامان محبوبه چی گفتم نه اروم باش درباره ی جشن 40 سالگی شرکت که بهت گفتم که باید برم گفت خود چی شده گفتم یکی من را تو تاریکی ب*و*س*ی*د اون دهنش وا مونده بود 😰😰😲😲
بعد از تعریف کردن تمام اتفاقات گفتم من اسم اون مریدی را که نمیشناسم گذاشتم پرنده ی سحر خیز من .بعد گفتم اون سی بیل داشت کت و شلوار مشکی تنش بود و کفش مشکی پاش بود
گفت باشه اما تو چطوری می خوای اون را پیدا کنی؟
گفتم که به یکی از هم کارلم پرسیدم گفت که فقد بچه های شرکت بودن تو جشن و گفتم که کسایی که سی بیل دارن رو لیست کنه
که یهو یکی اومد تو اون ........بود😨😨
ممنونم نظر بده
ممنون
نظرات بازدیدکنندگان (0)