
سلام کیوتا این یه داستان دیگه از تهیونگ .چون که نگفتین از کی بزارم از تهیونگ گذاشتم ولی برای داستان شخصیت بعدی نظر بدین کدوم یکی از اعضا باشه
دختری هستم با موهای بنفش خوشرنگ تقریبا تیره و بلند که جلوش چتریه چشمامم بنفشه و خیلی باهوش و زرنگ و مهربونم دختر خاصی هستم و دیگه کسی مثل من موهاش و چشماش این رنگی نیست.و یه برادر داری که فقط بعضی وقتا باهاش چت میکنی ولی باهم خیلی خوبین ولی خیلی وقته از نزدیک ندیدیش.
خب بریم سر داستان. تنها زندگی میکنم.از اونجایی که درسم خیلی خوبه تصمیم میگرم برای بورسیه کره جنوبی درخواست بدم.آخه دوست دارم آیدل بشم.بعد از یک ماه میگن قبول شدم پس وسایلمو جمع میکنم و میرم بلیط بگیرم فردا شبش پرواز داشتم.
اون شب کلی رقصیدم و آهنگ خوندم هیچ دوستی نداشتم پس دل کندن از کشورم اصلا برام سخت نبود. صبح زود بیدار شدم کارامو انجام دادم و شب رفتم کارای پروازو انجام دادم و سوار هواپیما شدم. وقتی رسیدیم رفتم به هتل چون هنوز جایی رو اجاره نکرده بودم .باید فرداش میرفتم تست بدم چون خیلی زوق داشتم.البته آرمی هن بودم ولی زیاد بروز نمیدادم.
روز بعد یه نیم تنه بنفش تیره و شلوار جین پوشیدم موهامم باز گزاشتم.رفتم کمپانی بیگ هیت که تست بدم .بعد دوساعت منتظر موندن تازه نوبت تست گرفتم. از زبان بی تی اس:صبح زود بیدار شدیم رفتین بیگ هیت چون قرار بود بعد مدت ها کاراموز بگیره وقتی رسیدیم یه دختر خیلی کیوت دیدیم
تهیونگ:واو چقد رنگ موهاش قشنگه. جیمین:موهاش هیچی خودش چه کیوته. آر ام: واااا .بچه ها چرا اینجوری میکنین .تاحالا هزار تا دختر شبیه اون تو فن ساینو کنسرت بودن میان جلو . من: یا خدا اینا بی تی اسن .الان سکته ناقص میزنم.نه تو باید خودتو کنترل کنی . کوکی: سلام .حتما آرمی هستی که موهاتو بنفش کردی آره؟ من: نه رنگ نکردم طبیعیه. اعضا : مگه میشه؟؟؟؟؟؟ شوگا: حتی لنزاتم بنفشه خب
من: اینا لنز نیست .طبیعیه جین: وا.اگه راس میگی دست بکن تو چشت. من: اِ .حالا که شده چیکار کنم.تمین رنگیه دیگه بعد براشون قبل تست آهنگمو خوندم و اجرا کردم تهیونگ : صدات بهشتیه😍 جیمین:تاحالا صدا به این قشنگی نشنیده بودم. شوگا:واقعا حقته قبول شی +ممنون.ای وای دارن صدام میکنن.من باید برم رفتم و با اینکه کلی استرس داشتم خیلی خوب اجرا کردم.بعد تست رفتم یکم تو کره بگردم.
عاشق وسایل بی تی اس بودم .بیشتر تهیونگ لاور بودم.یه ماگ طرح تهیونگ و یه جاکلیدی که تاتا بود از همه اعضا یه عکس و پوستر خریدم. یه لباس که عکس اعضا روش بود. یه لایت استیکم گرفتم. بعدشم رفتم یه سری لباس دیگه خریدمو چند تا کتاب به زبان کره ای که بهم تو درسا کمک کنه. دوباره برگشتم هتل.روز خسته کننده ای داشتم ولی بهترین روزم بود.وسایلمو موقت چیشدم تو اتاق.
روز بعد رفتم برای کارای دانشگاه.امتحان ورودی رو قبول شدم . و قرار شد از هفته بعد درسامو شرول کنم.هفته بعد یه شماره ناشناس زنگ زد .گفت تو بیگ هیت قبول شدم .با عجله رفتم اونجا بی تی اسم اونجا بودن.قرار بود کسایی که قبول شدن گروه تشکیل بدن.کسی نمیخاست من تو گروهشون باشم چون از یه کشور دیگه بودم.
.منم چون خیلی حساس بودم زود اشکم در اومد و دویدم بیرون و از بیگ هیت رفتم.همینجوری تو خیابون قدن میزدم که یهو یه نفر دست گزاشت رو شونم
خب این پارتو همینجا تموم میکنم.امیدوارم تا اینجا خوشتون اومده باشه بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خوب بود
عالی بود
من که عاشقش شدم🥰
اممم داستانت خوبه یعنی ایده داستانت جالبه ولی خیلی سریع پیش میره به نظرم اگه یه کم آروم تر جلو بره داستانت بیشتر به دل میشینه🥰💜
وای تورو خدا پارت بعدیو سریعتر بذار❤️داستانت خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگه🤩زود بذار لطفا🙏
همونروز که این پارتو گزاشتم پارت بعدشم گزاشتم .دیگه باید تایید بشه
خیلی خوب💜💜💜
، پارت بعدی رو بذار💜
داستانت خیلی قشنگ بود ادامه بده 😍😍😍❤️
میشه لطفا داستان بعدی رو راجع به جین و جیهوپ بنویسی چون خیلی راجع به جین و جیهوپ فیک نمینویسن
لطفا 🙏🏻🙏🏻
سلام ادامه 😭😭😭
عالی بود
منتظر پارت بعدم
من که خیلی خوشم اومد💜💜
عالی بود پارت بعدی 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
واییی خیلی عالی بود
عزرائیل هم دیدم سلام رسوندم گفتم بزار تا پارت اخر بیاد 😂😂😂