سلام سلام میدونم داستان خوب نیست ولی یه امتحانی بکنم بخون ❤
سلام اسمت یونا هست ولی دوستات یونی صدات میکنن دوتا دوست صمیمی داری که ایو و سوزی هستن تو یه ارمی هستی که حتی یه البومشونم نداری و ارمی بمبم نداری این برات خیلی سخته وقتی تو کره ای نمیتونی بری کنسرتشون از ایران میان کنسرتشون ولی تو بدبخت هنوز نمی تونی بری بریم داستانمون
مثل همیشه در اتاق و خیال بافی میکردم که با بایستم دارم قرار میزارم که یهو مامانم صدا زد مامانم: هوی پدر سگ کجایی من: تو اتاق مامانم : خسته نشدی انقدر تو اون بی صحاب موندی بیا بیرون من: دارم درس میخونم مزاحم نشو (مثلا) مامانم: بیا کارت دارم من: چیه چی میخوای بگی مامانم: گفتم بیااااااااا من: اومدم اومدم رفتم پیش مامانم من: هوم چیع مامانم: برو لباست رو بپوش بیا کلید ها بگیر برو دم خونه که میان میگیرن من: مامان کار دارم مزاحم نشووو ( اینو بگم که مامانت املاکی کار میکنه) مامان: نکنه میخوای پول اون بی صاحب رو بگیرم ازت من: به اتاقم توهین نکن بعدشم کدوم مادری پول اتاق دخترش رو میگیره مامانم: اول برو اتاق رو تمیز کن بعد بیا زر زر کن من مادر نمونه ای هستم برو حاضر شو من شوخی موخی ندارم هااا من: باشهههههههه میرم اماده شدم و کلید ها رو از مامانم گرفتم و گفت زنگ بزنه بیان ببرن مامانم زنگ زد گفت ۱۵ دقیقه ی دیگه میرسن
من رفتم پایین منتظر موندم دوتا پسر پاق ( تپل) اومدن گرفتن کلید رو بعد رفتن منم تا پام رسید دم خونه مامانم جارو و دسمال رو داد بهم و گفت برو خونه رو تمیز کنن من: مامان داری شوخی میکنی مامانم: کاملا جدی ام یوناا خانوم من: هوففف بده بده برم ببرم ای بابا عجب گیری کردیم مامانم: بهتره همه جا رو خوب تمیز کنی و این شیرنی ها رو هم ببرم من: شیرینی مورد علاقمه مامانم: یس ولی تو نمی خوری برو زود باش من: مامان 🥺 مامان: یامان برو ببینم من : باشه 😑😶 رفتم خونه رسیدم تقریبا همه جا رو تمیز کردم رفتم اشپز خونه شکمم گور گور میکرد از گشنگی میمردم که چشمم افتاد به شیرینی گذاشتم جلوم و خوردم که یهوتو قلوم موند رفتم یخچال رو ببینم یه بطری دیدم و برش داشتم بخورم تا خاستم اب رو قورت بدم یه نفر به پشتم زد نگاه کردم و دیدم پی تی اس اونقدر شوکه شدم که اب رو از دهنم پرت کردم تو صورت جنوگ کونک همین جوری پسر مونده بود بی چاره 😶 جوری فرار کردم که نبینتم ولی دیدم همه ی اعضا خندیدن و من پا به فرار گذاشتم 🏃🏻♀️🏃🏻♀️
بعدش زنگ زدم به ایو ایو : چیع من: ایو با صدا لرزان گفتم ایو: هان چیه من: من من ایو: دختر دزدیدنت بگو ببینم کجااییی الان من: ایوو بدبخت شدمم ایو: چیه یونااا دختر درباره ی پول هست من: نه ایو : دختر من رو سکته دادی بگووو چی شده کسی اذیتت کرده بدستش بیارم میکشمش حتی اگه پی تی اس باشه میدونم اینا این کار رو نمیکنن اگه اون کسی که اذیتت کرده رو بدست بیارم دونه دونه رگ هاشو میشکنمممم من: ایوووو بسه دیگع دختر ایو: کی اذیتت کرده من اگه بهش بگم نه نمیتونم بگم اشتباه متوجه میشه و بعد پی تی اس رو از بیمارستان پیدا میکنیم زنگ میزنم به سوزی اره من: ایووو میگم که فردا بیا خونه ما شبم بمون باشه ایو: فقط همین من: اره میبینمت بای قطع کردم و به سوزی زنگ زدم سوزی: جان بگو من: سوزی باصدا مظلومانه گفتم سوزی: جان دختر چی شده کجای بگو من: سوزی همینجا میگم سوزی چیزه خب من من رو صورت جونگ کوک اخخ اخ ای دردم گرفت کوری چیزی هستی سرم رو بالا گرفتم یه پسر بود کوری برو چشم پزشک ای بابا
پسر: فکر کنم شما به من خوردین من: من برو ببینم عین مجسمه هستی سرم درد گرفت ای بابا حالا به خاطر تو سر درد گرفتم پسر : دیونه ای چیزی هستی گوشی رو برداشتم نه گوشیم شکست خدا به دادم برسه 😦😦 تا خاستم به پسر نشون بدم دیدم نیست گوشی فقط یه کوچولو شکسته بود من: سوزیی سوزی: اعه فکر کردم تصادف کردی داشتم حلوا درست میکردم من: سوزی ولش اصلا من قطع میکنم رفتم خونه دهنم وا موند 😦
میدونم کم بود لطفا نظر بدین من با نظر های شما زنده میمونم امیدوارم خوب باشه داستان ❤😊
میدونم خوب نبود پارت بعدی رو جالب تر میکنم😊❤
پارت بعدی رو زود میزارم ❤
بچه ها میشه اسم هاتون رو بگین میخوام شخصیت اضافه کنم منتظرتونم تو کامت هاا❤😉
خداحافظ❤❤❤❤❤❤
بعد عمری اومدم تو این تسته😅 آخ که چقد این داستانو دوس دارم😍 آلبالویی🍒 اینجا با هم عاجی شدیم😍🤩☺
اره خوبه ساختم این رو اصلا میدونی دوست نداشتم این داستام رو بسازم نمیدونم چرا 🤦🏼♀️ولی یه حسی میگفت بساز دیگع شاید یه اتفاقی افتاد الان نگاه کن😊💖💖💖💖بهترین اتفاق زندگیم افتاد 💖با تو اینجا اشنا شدم💖
واقعا خوب شد که ساختیش😊😍
اهوم با دختری مثل تو اشنا شدم تو نبودی من چیکار میکردم 💖
واقعا من نبودم چیکار میکردی؟🤨ببینین چقد خوبم😊☺😂😂😂😂
هیچی مفت زندگی میکردم 😐💔شعرام رو به هیچکس نمیگفتم💔😐✊🏻
حالا که به ما میگی☺
عاليييييييي بود
مرسی سوئئ😊😘
خواهش اجي
واييي مامانه مث منه 😂يعني ها وقتي عصباني شم ميشم مادر دوم
😂🤣🤣😂🤣🤣😂
پی تی اس نه و بی تی اس😐😂
بابا تایپ گوشی مشگل دارع😶😅
خیلی تلاش میکنم بی تی ای باشه😅
اس😶😶
من تازه اومدم رمانت رو بخونم این پارت باحال بود برم بقیش رو بخونم فعلا با اجازه
مرسی عزیزم♥️😊
سلام خواهر دوقلوی من.😂منم اسمم آیلینه.
سوالاتی دارم توروخدا جواب بده.
۱-کدوم ماهی؟
۲-چند سالته؟
۳-کدوم عضو بی تی اس؟
جوابای من:
۱-آذر
۲-سیزده
۳-ته ته😍😍😍😍😍😍
فکر کنم مثل هم باشیم.
داستان رو هم بخونم برات خبر بدم چجوره.ولی تو پارتی که تا اونجا نوشتی.متمعن هستم هالیه😍😍😍
سلام عزیزکم نازه میبینم نظرت رو چند روز دازیم خونه تکونی مامان بزرگم کمک میکنیم😅
بهمن😊
۱۴ سالمه
باایست شوگا ولی باایست ریکیرم ته ته و جیهوپ هست😊😅
خوشبختم ایلین
به نظر من لی یو ری . بیون هیونگ . بیون یوجونگ . این اسما بد نییت و لی یوری رو لی یو و بیون هینوگ رو هیونگ و بیون یوجونگ رو یوجونگ صدا میشه زد .
مرسی❤❤❤❤❤❤
افرین خیلی خوب بود
مرسی کیوتی❤❤
چرا پارت بعدی نمیاد چرا 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
سلام عزیزم فرداااا یا پس فرداااا حتما میاد❤❤❤❤❤❤ببخشین این تست چی دوبار داستان رو رد کرده واسه همین بازم نوشتم الان میشه یه هفته هست فردا یا پس فردا دیگع قرار میگیره❤✌🏻ببخشیدد
من اسمم کازومیه این اسم کره اسی ها رو دوست دارم(میا_جین هو_آرو_نایون)داستانت عالی بید🙃
مرسی🥰🥰 عزیزم 🥰🥰