
سلام دوستان❤ اینم پارت 3 😀اگر پارت 2رو نخوندید 🤨این اصلاااااااا نخونید فهمیدید ؟ 😐😐😠😠افرین بچه خوب حالا برو ادامه 😌😌
مرینت : که یکدفههههههه حس کردم موهام کشیده شد یه اخ کوچیک گفتم که گفت اوه ببحشید موهام به ساعتش گیر کرده بود رفتم نزدیکش و سعی کردم موهام رو از ساعتش در بیارم اما هر کاری کردم نشد ای خدااا ادرین : داشت موهاش رو از توی ساعتم بیورن می اورد پنجره باز بود داشت باد میومد اونم موهاش میومد توی صورتش و جلوی چشمش رو میگرفت بهش ز.ل زده بودم اما اون حواسش نبود موهاش اومد توی صورتش اروم با دستم موهاش رو به پشت گوشش تکیه دادم ( این لحظه رو بسیار رو.ما.نت.یک فرض کنید دارم به هم نگاه میکننننن🥺🥺🥺❤❤❤) توی چشماش نگاه کردم گفتم بزارید من امتحان کنم اما منم نتونستم داشت دیرم میشد برای همین ساعتم رو در اوردم و گفتم بعدا میگیرمش و با یه خنده از اونجا رفتم مرینت: ساعتش رو بهم داد و گفت بعدا میگیرمش یه خنده جذ.اب کرد که دلم ا.ب شد به زور شده نوهام رو اوردم بیرون اما کشیده شد ساعت رو توی کیفم گذاشتم تا هر وقت دیدمشون بهش بدم رفتم بیرون و روی صندلی نشستم و منتظر موندم تا یکی بیاد و بگه رئیس منتظرته اما ۲ ساعت نشستم کسی نیومد ناامید شدم بلند شدم و رفتم بیرون یه باد خنک وزید خیلی ارامش بخش بود ادرین : اون دختره معلوم منبود کجا هست اسمش چی بود ؟ اها مرینت ،. خیلی دیر کردم باید رفته باشه
رفتم بیرون تا ببینم اونجا نیست که دیدم دم در وایساده و دستاشو باز کرده باد خنکی می وزید پشت سرش وایسادم موهاش توی هوا تکون میخورد . موهاش روی صورتم تکون میخورد خیلی بوی خوبی میداد اخه این دختر چی داره ؟ چرا این حس رو به دخترای دیگه ندارم ؟ که دیدم برگشت نگاهش کردم نمیدونستم چی بگم . بگم وایساده بودم پشت سرت و تماشات میکردم ؟ نه ! اگر بگم فکر بدی نسبت بهم میکنه گفتم اوه شما اینجایید ببخشید دیر شد کارم طول کشید کاری داشتید ؟ مرینت: تا برگشتم رئیس پشت سرم بود توی شک بودم اون اونجا چیکار میکرد ؟ ( داشت بهت نگاه میکرد 😂🤚🏻) گفتم اها ببخشید متوجه حظورتون نشدم من برای استخدام اومدم حتی اگر یه کار کوچیک هم بهم بدید راضی هستم فقط میخوام اینجا کار کنم تا هر چه زود تر پول بدست بیارم و خونه بگیرم ( اخی🥺❤) ادرین: با حرفش تعجب منو فرا گرفت گفتم خب شما استخدام هستید ، و ...... ( اگر گفتید چه کاری بهش داده ؟ 😀 بگم ؟ 😀🤝🏻 نگم ؟ 😀🤝🏻😐 خل شدم 😐😐🤝🏻🤝🏻 بل بل برو بقیش رو بخون بچه😐😐🤝🏻🤝🏻) شما .................( ایسگا شدی دلبندم برو اسلاید بعد تا بفهمی 😂😂😂😂🤚🏻🤚🏻🤚🏻🤚🏻🤝🏻🤝🏻🤝🏻🤝🏻)
شما منشی خصوصی من هستید . مرینت: تا اینو شنیدم از خوشحالی بغلش کردم اما تا فهمیدم چیکار کردم سریع به جام برگشتم و معذرت خواهی کردم و گفتم خیلی ببخشید دست خودم نبود ادرین: اشکال نداره از فردا میتونی کارت رو شروع کنی و در ضمن من تا ۲ روز دیگه باید به انکارا برم و شما هم باید همراه من بیاید برای توسعه شرکت به شرکت رقیب مرینت: چشم حتما و خداحافظی کردم و رفتم ادرین :دختر بامزه ای بود توی دلم نشست لیاقت داشت که بشه منشی من اما من یادم رفت اسمم رو بهش بگم اما خب اشکال نداره یه موقع دیگه بهش میگم مرینت :از خوشحالی تا رسیدم خونه پریدم بغل ماریا ماریا: سلام ابجی چی شده خوشحالی! مرینت: دختر برای شرکت gma استخدام شدم برای منشیییی ماریا: واییییی خدا ایولللل حالا طرف اسمش چیه ؟ مرینت: امممم...... یادم نیست .....ماریا: حالا ولش کن مهم اینه که استخدام شدی و کار پیدا کردی اما: کجا کار پیدا کردی ؟ مرینت: شرکت gma اما: چیییییییی ؟؟ ماریا: کر شدم اروم اما: تو تو داری چی میگی ؟ مرینت: مشکلی هست ؟ ماریا :چته ؟ کلارا : چی شده مامان چرا جیغ جیغ میکنی ؟ اما : کلارا اون توی شرکت gma استخدام شده کلارا : چیییییی ؟ ( بچه یه توضیح بدم : شرکت gma شرکت ادرین اینا هست همون طور که میدونید و اما و کلارا و .... نمیخوان مرینت و ماریا با ادرین و خانوادش روبرو بشن چون میخوان خودشون یعنی کلارا و کاملیا با ادرین و اریان ازدواج کنن تا ثروت اونا گیرشون بیاد پسسسس.......الان ادامه رو بخونید )
اما: ببین دخترم مرینت اون اون ..... راستش ادرین اگرست هست مرینت : چییییییییییییییییییی ؟ ( اروم فرزندم 😐💔) اما: اره اون همون ادرین ۱۴ سالگیت هست دوست بچگیت اما اونا از شما متنفر هستن و اگر بفهمن شما اومدین و میخواین با پسراشون ازدواج کنید معلوم نیست چی میشه دخترم ماریا : تو داری ما رو شست و شو مغزی میدی ما به حرفت گوش نمیدیم ابجی بیا بریم اما: من دارم راست میگم اوناواگر شما رو ببیننن خیلی بد میشه برای همین باید اسمتون رو تغییر بدین و دخترای من اسم شما رو بگیرن تا شما اسیب نبینین دخترم من شما رو خیلی دوست دارم( معلومه😐😐) نمیخوام به شما اسیب بزنم برای همین دخترام رو فدا میکنم کلارا: چی میگی مامان شوخیت گرفته ؟ کاملیا : مامان چرا ما باید جای اون بی کلاسا باشیم ؟ اما: ساکت! همین که گفتم و صورتم رو به طرف کلارا و کاملیا برگردونیدم و براشون چشمک زدم اونا هم فهمیدن گفتم دخترم تو فردا باید بری شرکت و بگی اسمت مرینت نیست و ماریتا هست مرینت: اما اینجوری اما: عزیزم من خوبی شما رو میخوام( خیلی😐😐) کلارا میشه مرینت و کاملیا ماریا ما به دیدار اونا میریم ماریا: اما تو تو......مرینت:ماریا ساکت باش هر چی زن عمو گفت انجام میدیم اون از ما بزرگ تر هست و از ما بیشتر میدونه پس باید به حرفش گوش کنیم 😪 ماریا: اما خواهر مرینت: گفتم بسه من میرم بخوابم شام نمیخوام ماریا: منم میام شب بخیر اما : شب بحیر عزیزم کلارا : مامان معلوم هست چی میگی ؟ ما رو فدا اون بی کلاسا میکنی ؟ من به این خوشگلی ( اعتماد به سقف 😂😂 عکس کلارا و کاملیا رو اسلاید بعد میزارم ) چرا باید جای اون بی ریختا باشیم ؟ ( حرف دهنت رو بفهم عزیزم بی ریخت خودتی 😐😐😠😠) اما: دخترم اگر شما ها جای اونا باشین میتونید به اونا مزدیک بشید و اونا عا.شق شما میشن و مامان باباشون رو مجبور میکنن که با شما ازدواج میکنن و ثروت اونا به ما میرسهههههههههههههه ( م.ر.ض😐😐) کلارا: ایول عجب فکری ! کاملیا : هوراااا ما پولدار میشیم اما: جو نیر نشید فعلا مرینت باید بره بگه ماریتا هست نه مرینت وگرنه ادرین اونو میشناسه و پول اونا از دستمون میره کلارا: فکر خوبیه ( فردا) مرینت: اماده شدم رفتم شرکت و اجازه گرفتم برم اتاق رئیس یا همون ادرین برام باور کردنی نبود خیلی خوش تیپ شده بود جذ.اب و مهربون اما جدی اما نباید اینقدر بهش نزدیک بشم اون نباید بفهمه من مرینتم رفتم تو و رفتم ........ سلام ادرین : اوه تویی ؟ خوش اومدی ! چیزی شده ؟ مرینت : میخواستم یه چیزی بگم ادرین:بگو مرینت:من ....من ماریتا استیون هستم ادرین:...........

عکس کلارا و کاملیا 👆🏻👆🏻👆🏻 مرسی که خوگید البته اگر پارت قبل از نخوندی نباید این رو بخونی 😐😠
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
والا کلارا و کاملیا از پرینت خوشگل ترن
😑
البته اینجا مرینت لباساش اونطوری نیست و طبیعتن چهرش بزرگ تره و موهاشو خوگوشی نمیبنده مس میشه از صورت دیگه ای بهش نگاه کرد
اگه انیمه ای باشه که خیلی خوشگله
نمیخونم فقط کی میاد😐😐
نمیدونم 😭😭 تو صف بررسی هست
من دارم میمیرم از فضولی ۲ کی میاد
نمیدونم😭😭
عالی بود پارت بعدی
مرسی گلم چشم امروز مینویسم اما پارت 2 هنوز نیومده اما اگر دیدم تا عصر نیومد یه خلاصه ازش میزارم بعد پارت 4 رو میزارم
عالی ولی من هنوز منتظر پارت ۲ ام
منم هر کاری مکینم نمیاد تازه پارت 2و 3 رو با هم نذاشتم که اشید منتشر بشه اما نمیشه نمیدونم چرا 😭😭
عععععاااااااااااللللللللییییییییی بببببببببوووووووودددددد
مرسییییی عزیزم😘😘❤❤ اما باید اول پارت بعد رو بخونی 😐😐🥺🥺
اوهوم
خو من نخوندم😂😂😂
ولی دارم از فوضولی میترکم😂
افرین بچه خوب 😂😂
😂😂😂نخونیا
چرا این اینقدر زود منتشر شد اما پارت ۲ منتشر نمیشه ؟
من الا اینو پاک میکنم ۲ و ۳ رو با هم میزارم شاید منتشر شد
دو نیومده
اره نیدونم منتشر نمیشه ۲ تا پارت ازش گذاشتم اما هیچ کدوم منتشر نمیشن شما اینو نخون وقتی اون اومد بخون چون بهم ربط داره
اهان