داستان جدیدم اگه دوستش داشتید تو کامنت ها بگید💜💙💚💛🧡❤ چون جالب تر هم میشه
نزدیک به ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال پیش دو نژاد به وجود آمد که به یکی می گفتند فرشتگان و یکی شیاطین👼🧛♀️ آنها با هم خوب بودند تا زمانی که آن جنگ به وجود آمد .🚀 در زمان جنگ فرشتگان نسلی را از خود به وجود آوردند به نام الهه پرور 😇 الهه پرور ها جنگ هایی که هر ۱۰۰ سال یکبار شیاطین راه می انداختند را جلویش را می گرفتند و فرشتگان را پیروز می کردند .
سال ها روند الهه پرور ها ادامه داشت تا اینکه روزی یک الهه پرور با یک فرشته عادی ازدواج کرد و فرزند انها شد یک فرشته نیمه الهه پرور . شیاطین وقتی این خبر را شنیدند آشفته شدند پس تصمیم گرفتند که مانند فرشته ها موجودی خلق کنند به نام خوناشام 🧛♂️🧛♀️
خوناشام ها به فرشته ها حمله کردند و خون همه ی آنها را خوردند . آخرین الهه پرور موجودی خلق کرد به نام پری . پری ها تقریبا همه ی قدرت های فرشتگان الهه پرور را داشتند و با آن قدرت دوباره بهشت را بازسازی کردند و به جهنم حمله کردند و همه ی شیاطین را کشتند و فقط خوناشام ها باقی ماندند. پری ها بهشت را قلمرو حکومت خود قرار دادند😇 و خوناشام ها جهنم را قلمرو حکومت خود😈 هر بار برای صلح رییس بهشت و جهنم با هم قرار می گذاشتند .
ولی هر دو میمردند به دست نسلی به نام دراکولا آنها نیمه خوناشام و پری بودند و قدرت هر دو نسل را داشتند . تا اینکه زمانی دراکولا ها به دست یکی از شیاطین باقی مانده که کلون بود کشته شد .
ولی هر دو میمردند به دست نسلی به نام دراکولا ها که زاده ی ازدواج یک نیمه پری و یک خوناشام هستند .
از زبان مرینت ) سلام من مرینت دوپن چنگ هستم. من پرنسس پری ها هستم و قدرت های ویژه ای دارم و امروز باید از بین خواستگارانم یکی را به همسری انتخاب کنم چون من ۱۶ ساله هستم و در ۱۸ سالگی حکومت پری ها به من سپرده می شود راستش من اصلا هیچ کدام از خواستگارانم را نمی خواهم و همه بخاطر خود من نمیآیند خواستگاری بلکه بخاطر پادشاه شدن هست ولی یکی را خیلی دوست دارم اسم او ....
می ونم کم بود ولی در پارت های بعد جبران می کنم😊
خداحافظ
بریم تا پارت بعد رو بنویسم
نطر بدین
خیلی خوب بود 🌹♥️
وای چه قدر نطر دادین !
ببخشید من جواب ندادم یه چند وقت بازم تستچی خراب شد به همین خاطر نتونستم پارت رو بزارم ولی قول می دم پارت بعد رو فردا سه شنبه ۵ اسفند بزارم
بچه ها من دو سه روز تستچی خراب شد بعد هم تو اون دو سه روز می خواستم ادامه داستان رو بنویسم و اینکه الان ۱ هفته از اون دو سه روز گذشته به همین دلیل هیچی در این ذهن بی صحاب نمی گنجد
خیلی قشنگگگگگ بود💋💋
بچه ها گفته بودین اسم ها رو عوض کنم اسممرینت که تو این پارت بود شد ساداکو اسم آدرین هم که تو پارت بعد هست میشه لوییس گفتم از الان بدونید اینا شخصیت اصلی هستند
لطفا میشه اسم هاشون رو عوض نکنی🥰🤔🤔
هممم نه راستش
از اولم می خواستم این اسم ها رو بزارم بعد گفتممرینت بزارم اول ببینم کسی خوشش میاد از اینجور داستانای فرا طبیعی بعد ولی شکل و قیافشون کاملا مثل آدرین و مرینت هست
مقدمه ی زیبایی بود عزیز ادامه بده
عالیییییییییییییی بود
عالی و جالب بود
خوشحالم خوشت اومده
عالی بود دستت درد نکنه مرسی عالی بود
خواهش می کنم
همون چیزی که میخوای بنویسی با اسم های دیگه بنویس