این ادامه همون دختر کفشدوزکی و گربه سیاه هست اسمش رو تغییر دادم
آنچه گذشت: من باردارم.... صورتمون تو صورت هم شد و همو بوسیدیم... یک فرد شبیه خفاش اومد و با اونا جنگید...
اون ها ماسک خاشون ور در آوردن و من به خودم تبدیل شدم و اون ها گفتن یک جایی دارین ما بریم اره اون اتاق هست از زبان بتمن: به همراه رابین نایت وینگ رفتیم تو اتاق که یک نامه در پنجره دیدیم حدس زدم مال اون ها باشه و بردم براشون آنا نامه رو خوندن و گفتن پنگوئن کیه میراکلس پنگوئن داره نه پنگوئن اینجا چیکار میکنه...
پنگوئن خیلی خطر نامه که یک برچسب چتر پشتش دیدم اونو کندم که یک تصویر زنده از پنگوئن پخش شد( میشناسیدش دیگه همونی که خیلی پولداره سلاحش چطره) گفت سلام بتمن دلت برام تنگ شده بود چون دلت تنگ شده بود امدم پیشت ها ها ها ها یک مهمون ناخوانده هم برات آوردم کی خب معلومه کت وومن اینجا گرو گانه من هست ها ها ها ها پنگوئن خداحافظ بتمن باید نجاتش بدم ما هم کمکت میکنیم که یهو از داخل اون نامه تیر اندازی شد منم سلاحش رو نابود کردن رفتم بیرون که چند تا از سرباز های پنگوئن با تفنگ منو نشونه گرفتن و اومدن تو که از زبان آدرین : دیدم چند تا سرباز بتمن رو نشانه گرفتن تبدیل شدم و با پنجه برنده پرتابی زدمشون که بتمن گفت ایول به تو در همین حین از زبان چیتا: داشتم میرفتم که یکی شبیه دلقک دیدم رفتم و بهش گفتم سلام تو کی هستی جوکر: من جوکر ها ها ها ها ( دوستان بیشتر حرفاش رو باخنده میگه) خب جوکر اینجا چی میخوای اومدم این شهر پیام نرو نابود کنم منم اومدم این شهر رو نابود کنم میای باهم همکاری کنیم جوکر اره حتما بیا دنبالم چیتا ازقیافش فهمید( دوستان هیولا تا۱۵ سال دیگه آزاد میشه یعنی اون موقع۳۵ سالشونه)
بعدش جوکر منو به پناهگاهش برد و گفت : من دنبال معجزه گر اومدم من این کتاب جادویی رو پیدا کردم و اومدم اینجا تا معجزه گر پروان و طاووس رو بگیرم ها ها ها ها ها گفتم اتفاقا جاشو بلدم اینکه عالیه بزار به یک نفرتورو معرفی کنم بعدش تماس گرفت و گفت این پنگوئن هست سلام ها ها ها این کیه چرا شبیه یوز هست معجزه گر چیتا رو داره هه خوبه خداحافظ خداحافظ ( ببخشید این پارت کمه)
از زبان جوکر: از پنگوئن خداحافظی کردم و گفتم چیتا معجزه گرت رو بده بهش نیاز دارم و چیتا معجزه گرش رو داد و من تبدیل به چیتا شدم( دوستان گوش کنین تو این پارت جوکر به دلیل استفاده از معجزه آسا های زیاد تبدیل بتمن خندان میشه که عکسش رو میزارم و به قدرت سیاه همیشگی میرسه ا مخصوصا به دلیل میراکلس پروانه و طاووس ) وقتی تبدیل شدم رفتم بیرون خیلی سرعتم بالا بود البته تفنگ انفجاری انرژیم هم برداشتم( بچه ها میدونم خیلی تخیلم زیاده ولی من یک نوع داستان ساختم که ۴۵ فصله که ۴ ساله من دارم انجامش میدم و این اتفاقات اونجا هم افتاده)راه افتادم به شهر پاریس و دونه دونه ساختمان هارو میزدم و نابود میکردم که یکی رو دیدم که عباسم آشنا بود بله اون برفک بود( خدای آتش) از زبان برفک: باز هم که این جا ها میپلکی جوکر: تو نمیتونی با من بجنگیم الکی خودتو خسته نکن خواهیم دید و یک زبانه آتش بهش زدم ولی اون خیلی سریع جاخالی داد و من از تعجب شاخ درآوردم بعدش من تبدیل به حالت مگا با نام استاد آتش شدم و پرواز کردم و از همه آتشش فشان ها مذاب گرفتم و به سمت جوکر زدم ولی بازم جاخالی داد که
اون به من یک زبانه آتشش زد و من سریع جاخالی دادم از زبان. بتمن: رفتم به پایگاه زیر زمینی ک هخدا را شکر زیر همین ساختمانه تا کامپیوترم رو چک کردم دیدم برفک و جوکر دارن میجنگن سریع رفتم و به اون دو تا گفتم اونا اسماشونم ورگفتن و من گفتم سریع تبدیل شید از زبان کت نوار: مرینت تو استراحت کن و تبدیل شدم و به الیا . نینو. کلویی. مارسل. لوکا. پدر و مادرم زنگ زدم اونا هم سریع خودشون ور رسوندن و تبدیل شدن و بانیکس هم اومد و بتمن نهم نقاب رو پوشید و همراه رابین و نایت وینگ اومد و رفتیم به جنگ با جوکر که یک نفر با قدرت آتش دیدیم اول فکر کردیم اون سنتی کانسار هست بعد بتمن گفت برفک فهمیدیم ادمن برفک گفت خیلی سریع هست معجزه گر چیتا رو داره ( دوستان بتمن گفته معجزه گر چیه) و همه از جمله بتمن تعجب کردیم ( بتمن هم قضیه رو میدونه همونطور که قبلا نوشتم) و گفتم معجزه گر چیتا آلات دستتتت تو چیکاررر مییییکنه جوکر: ها ها ها ها من با صاحبش با هم داریم همکاری میکنیم ها ها ها ها همه تعجب کردیم و من گفتم مارسل زوزه بکش مارسل: حتما کت نوار و گفتم زوزه ناهنجار و جوکر کر شد( دوستان ماندگاری این قدرت روی افراد ۵ دقیقه هست و همه میتونن ۳۰ دقیقه تو تبدیل باشن) جوکر گفتظ تقاص این کارتو نرو پس میدید ولی هیچی نشنیدم فهمیدم کر شدم و با اونا جنگیدم که کت نوار گفت : بانیکس سرشو گرم کن من یک نقشه دارم لوکا برو اونجا پناه بگیر هر وقت گفتم از فرصت دوباره استفاده کن یا هر موقع صلاح دیدی بعد گفتم مامان یک سنتی کانسار از لیدی باگ درست کن تا با اون بجنگی و ماردم گفت باشه پسرم مامان یک پر دیگه هم به بابا بزن تا کوامی های زیادی ول کنه بعد مادرم گفت باشه پسرم از زبان امیلی: یک سنتی مانستر درست کردم و یک پر به گابریل زدم از زبان گابریل: امیلی به م نیه پر زد و من ارباب پروانه سرخ شدم ادامه از زبان کت نوار: بابا تا میتونی اکوما ول کن سمت جوکر تا تحت کنترل بگیرید و یک اکوما به کلویی بزن کلویی تو موافقی کلویی: باشه پس من وملکه زنبور های وحشی کن بعدش کلویی زنبوران رو بفرست سمت اون تا فلج شده بعدش من معجزه گرش رو میگیرم و لوکا هم هر موقع نیاز بود فرصت دوباره میده خب آماده باشین ۵ دقیقه کر میمونه جوکر خدا را شکر نقشه ما رو نفهمید که یهو جوکر زمان کر بودنش تمام شد سنتی مانستر لیدی باگ خیلی سخت با جوکر میجنگید اما نمیشد من گفتم برفک تو برو ما میجنگیم از زبان گابریل یک اکوما زدم به کلویی و کنترل رو به کلویی دادم نه خودم از زبان کلویی: اکومایی شدم و زنبور ها مرو به سمت جوکر فرستادم جوکر جاخالی میداد که بالاخره یک زنبور خورد بهش بعد اون فلج شد بعدش سنتی مانستر نابود شد از زبان کت نوار: خواستم معجزه گرش رو بگیرم که تبدیل به آدرین شدم نفهمیدم چیشد دیدم انگشتر نیست دیدم رو زمینه خواستم بگیرمش که لایلا بزرگ شد و انگشتر رو برد جوکر هم آزاد کرد جوکر گفت دنبالم بیا چیتا هم پیش منه باشه( لایلا بهش گفت منو ببر پیش چیتا) و من برگشتم خونه پیش مرینت و بقیه تبدیل به خودشون شدن
دوستان میدونم این پارت کم بود اما بعدی رو قول میدم طولانی کنم خداحافظ
کامنت بزارید بریم آنچه خواهید دید
راستی یادتون نره تستچی عزیز من و تایید کن
آنچه خواهید دید: مرینت شرمنده.... آدرین نرو من بدون تو نمیتونم.... چی مرینت نه.... تو دیگه کی هستی.... واقعا تیکی....
نظرات بازدیدکنندگان (5)