سلام من اومدم با پارت ۲
گفت چرا مگه چی شده یهو مرینت چشماشو باز کرد
از زبان مرینت
دیدم لوکا و الیا بالا سرمن گفتم من کجام گفتن بیمارستان گفتم ولی ولی چرا اخه گفت نمیدونم یهو سرم گیج رفت گفتم من میخوام برم خونم گفتن خونت؟؟؟ گفتم من ی خونه دارم که اونجا خودم میرم الانم میخوام برم اونجا الیا گفت ولی تو خیلی حالت بده گفتم میخوام برممممممممممممممم گفتن باشگاهباشههه و رفتن منو بردن تو خونه داشتم شنا میکردم که زنگ خونمون خورد
درو باز کردم ادرین بود جا خوردم با مایو جلوش بودم گفتم تو تو اینجا چیکار میکنی آدرس از کجا اوردی گفت من اومدم بگم که یهو گفتم میشه بریم بیرون حرف بزنیم گفت البته رفتیم بیرون تو راه یهو به خودم اومدم و دیدم با
مایو اومدم بیرون گفتم ادریننننننن گفت بله گفتم لباسامو نگاه کن خلاصه تا اومد حرف بزنه یکی هی میگفت عشقم عشقم دیگه من داشتم حسابی دلخور میشدم دیدم گاکامیه ادرین گفت عزیزم اینجا چیکار میکنی با چشمای گریون رفتم اونم دویید دنبالم یهو پاهام سست شد و افتادم زمین
دلم نمیخواست جلوش ضعف نشون بدم اما طاقت نیوردم و گفتم من خیلی دوست داشتم اینو بدون
۱ ماه بعد
ادرین اومد دم در خونم گفت مرینت من ی خبر خوب دارم گفتم چی گفت منو کاگامی طلاق گرفتیم داشتم بال در میوردم گفت میای بریم ترکیه گفتم اره با کمال میل گفت چه عالی بعد گفت میتونم امشب اینجا بمونم فردا بریم گفتم او اره البته بیا تو گفت باشه اومد تو با هم رفتیم رو تخت و خوابیدیم چشمامو باز کردم صبح شده بود خیلی خوشحال بودم داشتم با ادرین میرفتم ترکیه
دوستان این پارت تموم شد
امیدوارم تستچی جان فورا منتشر کنه
نظرات بازدیدکنندگان (2)