خب دوستان اینم پارت دوازدهم ...امیدوارم خوشتون بیاد 💚
از زبون تو : دستمو روی دستگیره ی در قهوه ای رنگی که جلوم بود گذاشتم .....دستمو آروم چرخوندم و در باز شد ..... با ترس و تردید درو هل دادم و رفتم داخل ..... بر خلاف انتظارم یه جای اتاق مانند خیلی دنج و قشنگ بود .... فرش نرم و کوچیکی پهن بود و پارکتای قشنگی هم بود ... روی اون فرش یه مبل یه نفره ی چرمی بود ... . کنار مبل یه عسلی و یه ..........شومینه بود ؟!
(&اهم اهم نویسنده جان یکاری کن این تو فیلم نامه نبودا +چرا بود تو کوری ندیدی وسط داستان چرا پارازیت میندازی😐🔪 & آخه خنگول جان این اتاق مسخره زیر مثلا زمینه اون زیر شومینه چیکار میکنه +عه عه شخصیت کارتونیم انقد پر رو ؟!....من تو رو خلق کردم با من درست حرف بزناااا....هرچی من میگم همونه برو ادامه ی سکانسسس🔪 & نخیر مگه الکیه داستان که بی در و پیکر نیست من میرم به قاضیان طبیعت علیهت شکایت میکنم ... . + مثلا به چه جرمی ؟!. &زور گویی !... بعدشم دارم راستشو میگم دیگه +اوکی شومینه نبود یه مبل دیگه بود حالا راضی شدی ؟!....گند خورد به هیجان داستان 😐💔🔪🔪🔪 &بهتر شد 🙃 +تف😐 ) اهم اهم برگردیم سر داستان : از زبون تو :
روی فرش یه مبل یه نفره ی چرمی و کنارش هم یه مبل یه نفره ی دیگه بود جلوشون هم یه عسلی قهوه ای . رفتم جلوتر .... نزدیک دومین مبل کنار دیوار یه قفسه ی بزرگ کتاب بود و روی دیوار هم یه تابلوی مینیاتوری از یه کسی مثل پادشاهی چیزی بود اما لباسای پادشاهانه ای نداشت و برعکس لباسای ساده و کوهستانی مانندی داشت ... روی عسلی یه لیوان بود که بنظر میومد دمنوشی چیزیه ....... همینطور محو فضای دورم بودم که صدای پا اومد و یه نفر رو جلوم دیدم ....
یه زن که قیافش مثل اون دوتای دیگه بود .... ولی تیپش کلا فرق داشت ..... . یه شلوار جین سفید جذب با یه تیشرت تقریبا جذب سفید که آستین توری مانند گشاد که تا آرنجشه و روی تیشرتش الماس های تزئینی یخی رنگ داشت.... یه دمپایی ابری سفید پاش بود . یه جفت گوشواره ی مرواریدی خوشگل با دستبند ستش هم پوشیده بود... موهاش از بلوند هم روشن تر بود ..... یعنی تقریبا سفید بود ! .. چشماش تقریبا رنگ یخی بود و چتری هم داشت . و جای گفتن داره موهاش هم تا شونش بود بر خلاف اون دو تای دیگه که موهاشون تا کمرشون بود .....
اون با دیدن من یکم تعحب کرد ولی بعدش با تردید گفت : لیدیکا ؟.... . از زبون من (راوی ) : تو : شما کی هستین ...؟.. . اون بعد از اینکه مطمئن شد تو لیدیکایی یه لبخند محبت آمیز زد و چتری هاشو داد کنار ..... اون یه خال سبز رو پیشونیش بود .... .
تو : شما ....شما ساکورایین ؟!...اگه شما ساکورایین اون دو تای دیگه چرا اونا ... دو تان ؟!. ساکورا : آروم باش .... فعلا بشین منتظرت بودم .... . میشینی رو یکی از مبلا .... اونم رو اون یکی میشینه .... . تو : خب ..... من ..چرا باید میومدم دیدن شما ؟!...اون موجود چی بود ؟!....چرا شما سه تایین ..؟.... .
ساکورا : خب .... راستش ما دو قلو نیستیم .... سه قلوییم .... من ساکورا اون دو تا عم .... یکیشون سایورا ....یکیشونم سائورا ....خب سائورا از من ۳ دقیقه و از سایورا ۲ دقیقه بزرگتره و اول هم اون این عتیقه فروشی رو باز کرده بود ... . تو : اووو .... اسم عتیقه فروشی ....اورا . ساکورا : درسته .... به معنی پاک و معصوم ....قبلنا همه به سائورا میگفتن اورا ..... به سایورا میگفتن سورا ....به منم میگفتن ... . تو : بذار حدس بزنم ... کورا ؟.
ساکورا میخنده و میگه : نه 😅.... این اسما رو بخاطر اسمامون به ما نمیگفتن بخاطر شخصیتمون بهمون میگفتن .... به منم میگفتن کیموسا .... . تو : معنیشون چی میشه ؟...سورا و کیموسا ... . ساکورا لبخند تلخی میزنه و میگه : سورا به معنی شجاع و خیرخواه .... کیموساعم ..... به معنی زیبا ... نجات دهنده و ..... . تو : ؟ . ساکورا : و ..... خب این.... معنی اصلی اسم کیموسا نیست ولی خب بعد از یه مدت مردم اینم بهش اضافه کردن ....فرشته ی تاریکی ......
تو : ولی .... ولی جور در نمیان ... پاک و معصوم از یه ریشن .... شجاع و خیرخواه بازم میتونن کنار هم باشن ....ولی زیبا ...نجات دهنده ....فرشته ی تاریکی ....این سه تا باهم مچ نمیشن .... . ساکورا : آره .... خب میدونی خیلی چیزا هست که تو نمیدونی ....من و سائورا و سایورا ۲۸ سالمونه .... خب از اوایل ۲۲ سالگیمون به همه کمک میکردیم و اونام با توجه به کارایی که میکردیم این اسم ها رو برامون انتخواب کردن .... .
ادامه : خب سائورا .... همیشه به بقیه امید میداد ولی خیلی معصوم و میشه گفت مظلوم و مهربون بود .... یعنی همیشه اونی بود که بیشتر از همه آسیب میدید و از اسمشم میشه فهمید .... سایورا .....خب اون خیلی جنگجو بود.... یعنی بین همه ی آدمای بدی که ما باهاشون دشمن بودیم همه اونو میشناختن و با شنیدن اسمش ...... قسنگ سکته میکردن از ترس ..... و خب ... بخاطر اینکه سایورا برای خوبی مردم میجنگید .... خیرخواهم براش انتخواب کردن ....ولی خب من ...من ....تعریف از خود نباشه ولی خب اول بخواطر چهرم برام زیبا رو انتخواب کردن .... بعدش بخاطر کمک هام که باعث شده بود خیلی از مردم نجات پیدا کنن ...نجات دهنده .... .
تو : فرشته ی تاریکی چی ؟... . ساکورا : خب اون ....تو ... هنوز چیزی نمیدونی ... بعدا ...برات تعریف میکنم .... . تو: ولی ...من یه چیزیو نمیفهمم ....اون پری ای که به من گفت بیام پیش تو .... اون گفت تو و سایورا دو قلو این ... حرفی از سائورا نزد ..... . ساکورا : خب .... راستش از حدود ۲ ،۳ سال پیش دیگه کسی ما رو ندیده .... یعنی مردم برای خریدن عتیقه و فال گرفتن میان اینجا ولی هیچوقت کسی نفهمید کی سائوراعه و کی سایوراعه ... حتی خود اون دو تا هم نمیدونن ...
تو : یعنی چی .... . ساکورا : یعنی ... خب ببین همه میدونستن یه سه قلو ای هستن به اسم سایورا ، ساکورا ، سائورا .... ولی خب وقتی میومدن اینجا ... سایورا و سائورا خودشونو معرفی نمیکردن .... تا یک سال پیش که یه شایعه ای ایجاد شد که سائورا مرده ... از اون موقعم همه اینو باور کردن و فکر میکنن سائورا درواقع منه .... .
ادامه میده : خب ببین من از ۴ سال پیش .... مردم .... یعنی ... یطوری صحنه سازی کردم که انگار مردم ولی در واقع از جاهای مختلف سایورا و سائورا رو زیر نظر داشتم .... میدونی راستش فکر میکنم دیدن سائورا و سایورا و بعدش من خیلی باید برات عجیب بوده باشه چون اونا همه چیشون سیاهه ولی من سفید ....خب اینم دلایلی داره که باید کم کم همه رو بهت بگم .. ول... . تو حرفشو قط میکنی و میگی : ببخشید حرفتو قط میکنم ...ولی من نمیفهمم .... شما ها .... اصلا کی هستین .... با کی میجنگیدین ...چرا من اومدم اینجا ..... . ساکورا : خب .............. .
خب دوستان این پارت هم تموم شد ...امیدوارم خوشتون اومده باشه 💚 حتما تو کامنتا نظرتونو بگین 💚 عاشقتونم💜💜💚💚💚 بای 👋
عالی❤❤❤
عالییی
یعنی عاشقتم که جاهای حساس کات میکنی آفرین به همین کارت ادامه بده چون هیجانش بیشتر میشه. 🥰😊❤
ولی جدی مخم هنگید باید دوباره بخونمش😅🤯
ایییی دختر قلبم داره از جاش کنده می شه
واییییییی کی پارت بعدی شو می زاری
دارم از فضولی مترکم وایییییی
واقعا مرسی داستانت حرف نداشت
❤💋❤💋❤💋❤💋❤💋❤💋❤
هیچی نفهمیدم اصلا سائورا کیه چه میدونم هیچ کدوم رو نفهمیدم ولی داستانت عالیه ، پارت بعد رو زود تر بذار 😊
و اینکه لطفا به پروفایل من ی سر بزن و تست هام رو بخون
مخم هنگید 🤯
#با_ما_هنگ_کنید 😎🔪💜😂
بعدییی فقط من خیلی گیج شدم ( اخه همه فیکهات رو میخونم و در کنارش کلی فیک دیگع هم میخونم ) پس لطفا یه خلاصه از پارت ۱ تا ۱۲ بزار
گل جان تو هر پارت اتفاقات زیادی افتاده فک نکنم بشه اینهمه رو خلاصه کنم اگه میخوای میتونی چند تا پارت آخرو دوباره بخونی 💜💚
عالیییی
نمیدونی انقدر زیاد بود کف کردمم😐😐😶
بازم ممنون لاوییی 💜💜
میگم یع وقت بقیه رو نزاری😂😐
حالا که شما میگین باشه ازین ببعد هیچ کدومو نمیذارم 😎😂💚🔪
بابا هرچی میگید فقط صحیح من حفظ شدم هر کی از اینا میده فقط صحیح همش
این داستانه ..... تست نیست که سوال باشه و ما لازم باشه براش جواب بنویسیم .... دوست نداری نخون .........