اینم پارت شیش 🤪🤪
جی هوپ به جین گفته بود که عاشق آرمی شده و ادامه یک روز گذشت هیچ خبری نبود 🥺 از زبان هوپی : آرمی کجایی امید وارم حالت خوب باشه سونگ دلم میخواد دوباره چشمات رو ببینم 😭😭و صدای گریه ام اونقدر بلند شد که همه اومدن تو اتاق جین بچه ها میشه چند لحظه من و جیهوپ رو تنها بزارین همه :باش از زبان جین : همه رفتن بیرون به جیهوپ گفتم جیهوپ چی شده گفت دلم براش یه ذره شده دارم میمیرم دلم میخواد چشماشو ببینم یعنی الان کجاست 😭😭😭جین آروم باش پیدا میشه 🥺هوپی نمیتونم 😭😭
از زبان جیمین:بچه ها جیهوپ با گریه رفته بود و با پای پیاده به اداره رسید و الان گریه میکنه هی به آرمی سر میزد خیلی مشکوکه 😯وی :اره فکر کنم عاشق شده . کوک بچه ها زود قضاوت نکنید شاید اینطور نیست جیمین به هر حال جیهوپ خیلی مشکوک میزنه
جیهوپ 🥺:جین رفت بیرون من یادم اومد حیاط پشتی دوربین داره 😯گفتم بچه ها بچه ها دوربین حتما معلومه کی سونگ اااا یعنی آرمی رو برده 😄جیمین اره بیاین بررسی کنیم جین بچه ها باید پلیس رو بگیم بیاد اره وی الان زنگ میزنم الو الو پلیس بیاید به این آدرس که میگم پلیس بله حتما . چند دقیقه بعد . سلام کسی خونه هست ار ام بله بفر مایید اینو ببینید 🙃از زبان هوپی : پلیس چند بار ویدیو رو عقب جلو کردو گفت بله او فهمیدیم این مرد چندین باره آدم ها رو سرقت میکنه و بعضی هارو هم کشته و ما دنبالش هستیم ولی مکانش رو پیدا نمیکنیم 🤕 با این حرف نگران شدم تلفن به صدا در اومد من جواب میدم الو بله بفرمایید
مخاطب : هوپی تویی کمکم کن من تو یه انبار گیر افتادم باغ پشت خونه یه خونه قدیمیه .و قطع شد هوپی : بچه ها سونگه میگه یه انبار توی باغ پشت خونمونه 😯همونجا هستش خودش بود باور کنید پلیس باش الان بر رسی میکنم الو الو به نیرو احتیاج داریم
از زبان آرمی :آقاهه دید دارم حرف میزنم اومد و بهم سیلی زد و گفت دو روز از غذا محرومت میکنم خوبه که نمیدونی کجایی وگرنه جات لو میرفت تو دلم گفتم هه میدونم کجام و بهشون گفتم
پلیس دستا بالا😡 (😂😂😂😂دستا بالا 😂🤣)آقاهه : ای دختر آخر کار خودتو کردی و بعد فرار کرد من تنها موندم گفتم جیهوپپپپپپ جیهوپپپپپپ من اینجام جیهوپپپپپ من اینجام من اینجام 😭😭😭جیهوپ:صدای سونگ اومدارمی :جیهوپ صدامو شنید و درو شکست سریع رفتم بغلش گفتم من ترسیدم خیلی ترسیدم فکر میکردم دیگه قرار نیست چشماتو ببینم 😭😭جیهوپ : اومد بغلم اول خشکم زد و بعد با تمام وجود بغلش کردم و گفتم دوسش دارم و اون با تعجب بهم نگاه کرد گفت من منو دوست داری گفتم آره 🥺🥺آرمی منم همینطور دلم برات تنگ شده بود جیهوپ با تمام وجود منو به خودش میفشرد و بهم حس آرامش میداد
در کمال شرم همه بهمون نگاه میکردن و همه داستان رو فهمیدن 😐و از اون به بعد ما به عنوان عشق هم تو اون خونه زندگی میکردیم(این دختره رو من ببینم جرش میدم 🤣)وقتی رفتیم خونه اعضا تصمیم گرفتن به منو هوپی یه اتاق بدن 🥺من خیلی خجالت میکشیدم ولی خب دیگه من و هوپی با هم کوک و وی با هم جین و ار ام با هم و شوگا جیمین با هم 🙃
داستان تمام شد 🙂 میدونم الان همه پخش زمین شدین دارین عرررر میزنین 😂😂🥺🥺🥺من خودم غش کردن 😐
منتظر پارت بعد باشید ♥️♥️
بابای ♥️بچه ها دلم میخواد زر بزنم 😐😐جیهوپ خیلی کیوته 🥺 دلم میخواد براش بمیرم عرررر هوپی لاور ها نظر بدین و بگین چقدر دوسش دارین بقیه هم حتما نظر بدید❤️❤️
عالییی
خوب بود
جیهوپ خیلی خوشکل ناز کیوت هست و واقعا داستانت قشنگ بود بیشتر راجب جیهوپ بزار
واقعا خوشحالم با کسی مثل جیهوپ آشنا شدم که. منو از خود کشی نجات داد
🥺🥺🥺
سلام
عالی بود
عالیییییییییییییییییی بوددددددددد 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
رمانی که نوشتی از همه نظر عالی بود ولی کاش آخرش بهتر تموم می شد که بعد چه اتفاقی قراره بی افته هوپی در خواست ازدواج میده یا نه
ولی در کل خیلی قشنگ بود
میگم اگه اعضای گروه بی تی اس ازدواج کنند طرفدار هاشون دق می کنند می میرن 😂
خود من روی کوکی خیلی حساس و غیرتی ام ولی خب اگه هم ازدواج کنند مهم اینه همیشه خوشبخت باشن
من یک جای این رمان خیلی خندیدم 😂اونجایی که گفتی اگه این دختره رو بگیرم جرش میدم 😂کاملا باهات موافقم 😂توی اعضای گروه بی تی اس فقط سه نفر دوست دختر داشتن که خودشون هم اعتراف کردن الانه نه ها(قدیم)جیمین ،،، جیهوپ..تهیونگ این سه تا دوست دختر داشتن ولی اون دخترای خنگ و احمق اینا رو ول کردن رفتن با یکی دیگه 😐😐😐😐خلاصه خداروشکر تا الان سینگل موندن✌😂
😂😂😂✌️✌️واقعا دختره رو جرر میدم آخه تموم نشده 🙂
قسمت اخر بود ؟؟؟
به هر حال عالی بود اولین کسی هستی که از کیوتم تا ستان میزاری من هم گذاشتم تو بررسی هست
نه بچه ها ادامه داره
من هوپی رو خیلی دوس دارم برا همون داستانت و لا عشق میخونم عالی بود حرفی ندارم بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم خیلی خوب بود میرم بمیرم عالی بود 😱😱😱😱
💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍
فردا مینویسم 🙂✌️