خوب اینم پارت دوم فقط بچه ها اگه عکس نداره بخواتره اینکه واقعا نمیدونم چطور باید روش عکس بزارم اگه بهم بگید ممنون میشم
آنچه گذشت : خوب منو لیلی رفتیم فن میتینگ و اونجا من مجبور شدم برم دستشویی و وقتی اومدم بیرون دیدم شدگا وایساده و انگاری که منتظر من بوده
امممم شوگا چرا اینجا وایسادی شوگا : خوب هیچی من : واقعا شوگا : آره بعد داشتیم میرفتیم که یاد بازی شجاعت و حقیقت لیلی اوفتادم و گفتم : میشه شمارتو بدی به من چشاش گرد شد انگار خیلی چیز عجیبی بهش گفته بودم انگار نه انگار همه دخترا هر روز دارن ازش شماره میخوان😕خدایا هنوز داشت بهم نگاه میکرد از اینکه کسی این طوری نگام کنه بدم میاد یه جوری میشم بهش نگا میکنم و میگم بی خیال شوخی کردم ( الکی) شوگا میگه : نه خوب یکم تعجب کردم چون...
انتظار نداشتم اینو بگی من : وا هر روز کلی دختر ازت شماره میخوان اون وقت تو انتظار نداشتی شوگا : ببین اگ اجازه این کا رو نداریم که به فنامون شماره بدیم ولی قیافه من اون لحظه 😕😑😐 تو با اونا فرق داری . بعد یه کاغذ و خودکار از جیبش در میاره و روش شمارشو مینویسه و میده به من من با خوشحالی میگیرمو میزارم کیفم که یهو شوگا میگه......
میدونی فرق تو با اونا چیه من با ذوق انگار که میگه خوشکل تری ، بهتری میگم چیه شوگا : خوب تو دیوونه تری . چی باورم نمیشه یه همچین حرفی به من زد به من گفت دیوونه واقعا که من دیگه پامو اینجا نمیزارم با عصبانیت نگاش میکنم و تا قیافه عصبانی منو میبینه میخنده منم میگم : عه حالا که این طور شد بایسه من همه اعضا گروهه به جز تو پسر بد خدا یا با اینکه بهش گفتم پسره بد هنوزم داره میخنده
با عصبانیت تمام تند تند از اونجا میام بیرون و به لیلی میگم بیا بریم لیلی میگه بزار هنوز امضاء شوگا رو نگرفتم منم میگم لازم نکرده من ماله خودمو با تو نصف میکنم و برمیگردم که به شوگا نگاه کنم هنوزم بهم زل زده و زیر لب میخنده😤پاشو دیگه لیلی و بعد با هم میریم خونه
وقتی میرسیم خونه لیلی چپ چپ نگاه میکنه و میگه فک نکن حواسم بهت نبود نیم ساعت با شوگا اون پشت چی میگفتین چون عصبانی بودم گفتم ساکت شو لیلی فردا باید بریم آزمایشگاه برو یکم درسا رو مرور کن لیلی که میبینم واقعا عصبانی هستم میگه باش بابا چرا داد میزنی و بعد هر کدوم میریم اتاق خودمون من در رو نمیبندم ولی لیلی میبنده خودمو پرت میکنم رو تخت و میگم واقعا که به من میگه دیوونه مسخرم هم کرد 😤که یهو لیلی به طرز شیطنت بار میگه کی شوگا😈
بالشت رو بهش میزنم و میگم برو بیرون دیوونه بعد عدا منو دقتی عصبانی هستم و در میاره و میره یکم رو تخت قل میخورم و یه فکر خیلی عالی میزنه به سرم اینکه برم مزاحم شوگا بشم شمارشو که دارم گوشی رو برمیدارم و شمارشو میگیرم وقتی برمیداره میگه سلام هه یه دیوونه ای نشونت بدم من واقعا یه دیوونم حالا ببین منم وقتی گفت سلام فقط فوت کردم و بعد قطع کردم این کارمو ۸ بار انجام دادم تا اینکه
بهش میگم یادم نرفته بهم گفتی دیوونه و بعد قطع میکنم
آخیشش دلم خونک شد حالا میرم سراغ درسام بعد از اینکه درسام و خوندم و آماده برای آزمایش فردا شدم میرم فیلم ببینم که یهو گوشیم زنگ میخوره شماره ایران نیست فک کنم ماله کره باشه جواب میدم فقط صدای فوت میاد . میدونم کیه شوگاست😡😐
خدایا نه یک بار نه دو بار انگار میخواد هزار بار زنگ بزنه دفعه آخر خودم با داد میگم دیگه به من زنگ نزن پسر بد بازم میخنده کاش پیشم بود یه محکم میزدمش😐😂
گوشی رو خاموش میکنم حوصله مزاحمت های شوگا رو ندارم در ضمن فردا امتحان تو آزمایشگاه هم دارم باید برم درس بخونم صبح که میشه با لیلی دو تایی میریم آزمایشگاه خیلی سخت نبود زود تمومش می کنیم و میریم بیرون که غذا بخوریم تو رستوران بودیم که لیلی گفت باید بره برای مامانش چه چیزی بخره زود برمیگرده تنها نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد بازم شوگا ای بابا
گوشی رو برمیدارم و بدون سلام میگم ببین من دانشجوی رشته پزشکی هستم اومدم اینجا که درسم رو تموم کنم لطفاً تا زمانی که من اینجام شیطنت رو کنار بزار و مزاحم من نشو شوگا : میشه همون ببینیم من: اگه ببینمت دیگه مزاحمم نمیشی شوگا : نه نمیشم من : پس آدرسو برات میفرستم پاشو بیا شوگا میبینمت دیوونه
بازم به من گفت دیوونه😤😤😤😤😤😤😤😤
پارت بعدی رو بزارم؟😊
تا اینجا خوب بود
خوب بود بزار حتمن💜😐😂😂 دیوونه
به من نگید دیوونه😂😂😂😂😂شوخی کردم 😂😂😂