سلام بچه ها این اولین تستم هست امیدوارم خوشتون بیاد
امروز قرار با لیلی برم بلیت برای کره بگیرم برای آزمایش بعضی از چیزا باید بریم اونجا الان چند ساله داریم برای پزشکی درس میخونیم این آزمایش رو انجام بدیم دیگه تموم میشه آخیششششش بالاخره راحت میشیم 😐
گوشی رو بر میدارم زنگ میزنم لیلی و میگم : سلام لیلی کی بیام دنبالت بریم بلیت بگیریم لیلی: یه دو ساعت دیگه بیا الان کار دارم من : آها خدانگهدار لیلی : خدانگهدار دو ساعت بعد میرم سراغ لیلی و باهم میریم بلیت هارو بگیرم اولین پرواز رو گرفتیم ماله فردا ۶ بعد از ظهر هست اگه این آزمایش تموم بشه راحت میشم دیگه خسته شدم بس که درس خوندم لیلی که میبینه بی حوصلم میگه
میدونی وقتی بین دو سیاره دعوا میشه حق با کیه؟ من : خوب اینو خودم قبلا بهت گفته بودم حق با مشتریه لیلی : خیلی بدی میزاشتی من میگفتم دیگه خانم برج زهره مار من : لیلی الان خستم حال ندارم میخوام برم خونه تو کجا میری لیلی: میرم خونه آدمه بد لوس لوس لوس لوس . چون میدونم از کلمه لوس بدم میاد میگه لوس دوست خیلی خوبیه وقتی ناراحتم هوامو داره ولی من الان واقعا حتی حوصله خودمو ندارم
وقتی میرسم خونه میخوابم و وقتی بیدار شدم و یکم سره حال اومدم زنگ میزنم لیلی و با خنده میگم : میدونی وقتی بین دو سیاره دعوا میشه حق با کیه لیلی : حق با مشتریه میبینم سر حال شدی چیکارا مکنی من : هیچی تنها تو خونم دارم یواش یواش وسایلم رو جمع میکنم تو چی لیلی : من داشتم آهنگ بی تی اسو گوش میدادم راستی وقتی رسیدیم اونجا بریم فن میتینگ من : آره حتما خیلیم عالی پاشو بیا اینجا حوصلم سر رفته لیلی : اومدم اومدم خدانگهدار من : خدانگهدار
وقتی اومد خودشو پرت میکنه رو کاناپه و میگه میشه آب بدی آبو بهش میدم و میگم پاشو شام درست کنیم پاشو پاشو پاشو بلند داد میزنه: خداااااااااااااا از دسته این مثلا من مهمونم من : کدوم مهمونی اینجوری رو کاناپه ولو میشه پاشو شامو درست میکنیم و بعد از خوردنش شجاعت و حقیقت بازی میکنیم میوفته رو من لیلی : شجاعت یا حقیقت من : شجاعت لیلی : امممممم خوب وقتی رفتیم فن میتینگ باید بری شماره امممم شوگا رو بگیری من : زده به سرت واقعا که لیلی : بگو میگیری یا نه من : میگیرم بابا میگیرم اهههه
بعد از کلی بازی و خنده میره خونش منو تا دو شب بیدار موندم و فیلم نگا کردم و رو مبل خوابم برد . وقتی بیدار شدم باورم نمیشد رکورد شکوندم ساعت ۱ و بیست دقیقه بود. مگه میشه وا گوشی رو برداشتم لیلی سه بار زنگ زده اوففففف خدا چیکارم داره زنگ میزنم بهش و میگم سلام کاری داشتی لیلی : نه فک کردم رفتی بیرون بدون من جوابمو نمیدی من : نه بابا خواب بودم لیلی : تا الان من : آره 😂😂😂😂خوب دیگه خداحافظ لیلی : خداحافظ ساعت پنج و نیم که میشه........
میرم فرودگاه و منتظر لیلی میشم درست چند دقیقه بعد از من میاد سوار هواپیما میشیم و بعد از ساعت ها میرسیم و با تاکسی میریم فرودگاه من رفتم خوابیدم ولی یهو با جیغ لیلی از خواب میپرم : خدیااااااا مرسی فردا فن میتینگ دارن ممنون من داد میزنم احمق میدونی ساعت چنده آهههههه خدا دیوونم کردی ساکت شو خدا بگم چیکارت کنه 😑😑😑لیلی بلند انگار که من کرم گفت فردا بی تی اس فن میتینگ دارن میفهمی پاشو پاشو از الان باید به خودمون برسیم من که خیلی کار ندارم تو شبیه مرده ها شدی باید خوشکلت کنم بدووووو. منم که خیلی دلم میخواست برم فن میتینگ و الآنم ساعت ۴ و نیم صبحه مجبور شدم بیدار شم
من نشسته بودم رو صندلی و لیلی هی غرغر کنان داشت آرایشم میکرد با اینکه بهش میگفتم خودم بلدم توجه نمیکرد و میگفت بلد نیستی ساعت ۷ شد از حق نگذریم خیلی خوشکلم کرده بود رفتیم فن میتینگ لیلی یه آلبم بهم داد و گفت بگو اینا رو امضا کنن و شماره گرفتن یادت نره من : لیلی ساکت شو صف خیلی بلندی بود تقریباً ۲ ساعتی منتظرم موندیم خدا یا خسته شدم دیگه اون آدم سابق نمیشم بالاخره نوبت من میشه خدایا شکرت
نفر اول کوکی بود و نفر آخر شوگا از همشون امضا گرفتم خیلی مهربون بودن رفتم سراغ شوگا شد داشتیم با هم حرف میزدیم که خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا باورم نمیشه دستشوییم گرفت ایی بابا تو چشای شوگا زل زده بودم که گفت چیشده گفتم میدونی دستشویی کجاست چشاش گرد شد گفت چی گفتم میدونی دستشویی کجاست گفت خوب دستشویی ته سالن هست نگا کردم دیدم واقعا نمیشه تا اونجا برم گفتم نزدیک تره جایی رو بلد نیستی گفت واجبه گفتم خیلی گفت باشه پاشو بیا همراه من رفتم و گفت ببین اونجا رفتم وقتی میخواستم بیام بیرون دیدم هنوز اونجاست گفتم عععع میشه شمارتو بدی و.............
خوب جای حساس کات میکنم و پارت بعدی رو خیلی زود براتون میزارم دوستون دارم خدانگهدار امیدوارم خوشتون اومده باشه😘😘😘😘
نظرات بازدیدکنندگان (3)