خب دوستان اینم پارت هفتم امیدوارم خوشتون بیاد ❤
با جیمین میرین به سالن مخصوص . همه ی اون ۱۵ نفر هم اونجان . یه سکوی تقریبا بلند اونجاست . داورا از پشت صحنه میان بیرون روی اون سکو . یکیشون : خب منتخبان عزیز.....ما اجراهای همتون رو دیدیم و نظرمون رو اعلام کردیم ... میرم سر اصل مطلب ... کسی که بیشترین رتبه رو داشته باشه ... از امکانات ویژه ای برخوردار میشه و باید تنها ۱ ماه ، آموزش ببینه و بعد از اون یک ماه به صورت رسمیشروع به کار میکنه ، نفر دوم ۳ ماه و نفر سوم هم ۶ ماه باید آموزش ببینه، به غیر از این سه نفر ، نفرات پنجم و ششم هم به عنوان کارآموز قبول میشن و باید مثل همه ی آیدل ها چند سالی رو کارآموز باشن البته در نفرات اول و دوم و سوم قبول شدن اونها قطعیه اما در نفرات پنجم و ششم ، بستگی به عملکردشون داره .
یکی دیگشون : خب دیگه بیشتر از این وقتو تلف نمیکنیم ، اسامی ای که الان میخونم قبول نشده و حذف شدن .....
اون اسامی رو میخونه و اسم تو بینشون نیست . اون افرادی که اسمشون رو خونده بود از سالن میرن . تو دستاتو میگیری جلوی سینت و بخاطر استرس هی کف دستاتو بهم میمالیشون ( مثل وقتایی که میخوایم دیتامونو گرم کنیم ) الان فقط تو و اون ۵ نفر دیگه موندین .... .
( جیمین بیرون سالن منتظره فقط میذاشتن منتخبا بیان تو ) یکی دیگه از داورا : خب به همتون تبریک میگم که تا اینجا هم رسیدین . اون یکی داور : خب دیگه میریم سراغ اسامی اصلی ..........نفر ششم ...... .
اون یکی داور : ____ ( وقتی اینو میذارم یعنی اسمشون مهم نیست ، شما هر اسمی میخواین بذارین ) اون دختر با کارت و وسایل دیگه ای که بهش دادن با یه نفر از پشت صحنه میره... _ نفر پنجم ...... ، ____ ( نفر چهارمی وجود نداره چون اونی که قرار بود نفر چهارم باشه لحظه آخر منصرف شد ، از اونجایی که بقیه هم اونقدر شایسته و ماهر نبودن که جای اون باشن اون جایگاهو خالی گذاشتن ) نفر پنجم هم میره . _نفر سوم ...... ،____......
الان فقط تو و یه دختر دیگه موندین . داورا دارن باهم پچ پچ میکنن ..... بالاخره یه نفرشون میاد جلو و میگه : بالاخره نفر اول ................ کارا لی !
تو کلی خوشحالی میشی و بالا پایین میپری و یکمم گریت میگیره . داورا میان پایین پیشتون. یکیشون : تبریک میگم خانم لی . تو : ممنونم ممنونم . و تعظیم میکنی . اون یکی دختره : ولی ......ولی این امکان نداره !! ....من باید اول میشدم 😡😡😡 ....... شما نمیتونین اینکارو کنین ..... . داور : خانم کیم لطفا آرامش خودتونو حفظ کنین . اون دختره : که آرمشمو حفظ کنم ؟!؟!؟ .....وقتی به بابام گفتم آرامش حفظ کردنتونو میبینم !! . و با عصبانیت از سالن میره بیرون ......... .
تو همینطور محو در هستی که اون دختر کوبوندش . یکی از داورا گلوشو صاف میکنه و میگه : خب ..... کارا شی .... لطفا یک ربع دیگه تو همبن سالن باشین ...باید چیز هایی رو بهتون توضیح بدیم .... . تو : حتما ....بازم خیلی ممنونم ... . تعظیم میکنی و از سالن میری بیرون .....
جیمین بلافاصله که تو رو میبینه میگه : کارا ؟! ....چیشد ؟! ....قبول شدی درسته ؟!. چون چشمات خیس بود یکمم سرتو انداختی پایین که سربه سرش بذاری . جیمین : گریه کردی ؟! .... . تو : من ......من .......قبول شدم 🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🤩🤩🤩💜💜💜💜💜 .
جیمین انگار از خودتم خوشحال تر میشه و میپره بغلت میکنه 😆💜 . تو اول تعجب میکنی ولی بعد بغلش میکنی . جیمین : من که گفته بودم قبول میشی 😍😘💜❤ تو از تو بغلش در میای و بدو بدو داری میری سمت اتاقت . جیمین : عه کجا ؟ . با صدای بلند میگی : میرم آماده شم یه ربع دیگه باهام کار دارن !! . و میری . جیمین اول دهنش باز میمونه ولی بعد کلی خندش میگیره و موهاشو با دستش میزنه بالا . جیمین : کیوت 🥰😂❤ . و میره سمت اتاقشون با اعضا که کسی میکشتش کنار ........
( اتاقشون با اعضا منظورم این بود که اتاق شخصیشون که مال همشونه ) . از زبون نامجون : جیمین رفت . رفتم دنبالش دیدم میره سمت اتاق کارا ..... . رفت داخل .... . یه نیم ساعتی پشت دیوار اونجا بودم .... نمیدونم به نظرم میومد این دو تا باهمن ....آخه جیمین دیگه زیادی به کارا اهمیت میده ... البته این روزا بقیه مخصوصا جین دارن سعی میکنن این موضوعو رد کنن ولی خب ...... . یکم بعد یه نفر اومد در زد و جیمین و کارا هم از اتاق اومدن بیرون و رفتن یه سمتی ...... .
من رفتم دنبالشون . کارا رفت تو یه سالن احتمالا داشتن نتیجه رو میگفتن . تک تک همه از سالن اومدن بیرون . آخرشم کارا اومد . با حرفی که زد جیمین خیلی خوشحال شد و بغلش کرد اونم همینطور . من میدونستم ..... یعنی قشنگ تابلوعه این دوتا باهمن همه عم میدونن ولی میخوان من نفهمم ...... .
از زبون جیمین : کارا رفت منم داشتم میرفتم سمت اتاق که یهو یه نفر کشیدم سمت دیوار ...... نامجون هیونگ بود !! گفت : به به به ......ببینم شما دو تا باهمین ؟ ....همه ام میدونن میخوان از من مخفی کنن !!!.....وایسا بریم اونجا .... عه عه عه عه انقدر پنهان کاری ؟!....مگه من میخواستم چیکارت کنم ؟!.....
من تعجب کردم و گفتم : نه نه نه هیونگ بین ما چیزی نیست اگه بود بهت میگفتم . نامجون : باور کنم ؟ 😐 . جیمین : حداقل ....فعلا نیست ..... . نامجون : خب پس بگو قراره باشه ......اعتراف نکردی مشکل اینه هان ؟😐 . جیمین : آ..ره .....فقط هیونگ نری سراغ کارا چیزی بگیا !..... .
نامجون : عه عه شما منو این شکلی میبینین ؟ ....نه مشکلی نیست .....کارا چی ؟ ....دوست داره ؟ ... . جیمین : اممم.... . نامجون : این یعنی آره .... . جیمین : البته اونقدم آره نه هنوز مطمئنم نیستم .... . نامجون : خب .....اونطور که من دیدم مثل اینکه قبول شد ... حالا چیشد اول ؟ ...دوم ؟ ..سوم ؟ . جیمین : اول .... . نامجون : خیلی خب .... پس دیگه مشکلی نیست ..... بریم . جیمین : کجا؟... . نامجون : تو اتاق دیگه .... . جیمین : باشه .... . از زبون من : دارن میرن سمت اتاقشون که جیمین میگه : هیونگ ؟ ..... . نامجون : بله ؟ . جیمین : نمیخوای چیزی بگی ؟ ..... . نامجون : نه ...... . جیمین : آخه تو معمولا خیلی رو این قضایا حساس بودی ....یعنی چرا انقد راحتی ؟! . نامجون : با همتون هر دختری میومد بخاطر پول و شهرتتون میومد .....نه بخاطر خودتون ...ولی کارا اینطوری نیست ....ضمنا من از اون اول میدونستم اینطوری میشه ..... حالام اگه زودتر اعتراف نکنی خودم میرم به کارا میگم . جیمین چشماش درشت میشه . نامجون : نترس بابا چیزی نمیگم 🤣💜 . و جفتشون با خنده میرت داخل اتاق ..... خب دوستان این پارت هم تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه 💜 حتما تو کامنتا نظرتونو بنویسین ❤💜 عاشقتونم ❤❤❤💜💜💜💙💙💙 بای 👋
عالیههههههههههه💜💜💜💜💜💜💜💜
قدر زود پارت هات تمام میشه ⚫⚫⚫⚫⚫⬜⬜⬜⬜⬜📓📓📓📓🌌🌌🌌🌌🌃🌃🌃
وااااای یعنی دیگه نمیدونم چی بگم.
به قول خودت خر ذوق شدم.😁😘🤭
از کجا بقیش و بیارم ؟!😐💔
بقیش هنوز نیومده گلم همین روزا منتشر میشه 💜
😍😍😍❤❤خیلی خوب بود لطفا زود تر پارت بعد رو بذار
حرف نداشت ❤️❤️
خوشمان امد افنر👌🏻
به داستان منم سر بزن ممنونت میشم
مث قبلی ها بییییی نظیر چن روز بود منتشر سده بود نتویتم فیکت رو بخونم به خدا عذاب وجدان داشتم🤧😅😂
عالی بود
سلام من همونم که گفتم داستانت مزخرفه ببخشید😇
عزیزم واقعا معذرت میخوام🙏🏻🙏🏻🙏🏻
دوست من یه تست گذاشته خیلی شبیه مال توئه واسه همین اشتباهی اون پیام نظر رو واسه تو فرستادم😣😔
بازم ببخشید عزیزم به خدا نمیدونستم جوابم رو که دادی فهمیدم😘😘
داستانت رو خوندم واقعا محشره عالیییییی عاشقش شدم زود تر پارت های بعدی رو بزار😍😍🤩🤩
اشکالی نداره پیش میاد 🙏❤
خوشحالم که خوشت اومد ...