سلام بچه ها این هم از پارت ۴ امیدوارم که تستچی سریع تر تاییدش کنه ❤
اصلا از کجا می دونی که دوستای ما اونجان ؟🤔🤨🤨 برای همین با حالتی جدی ازش پرسیدم : ما چطوری می تونیم به تو اعتماد کنیم ؟ تو از کجا می دونی دوستان ما اونجان نکنه این یه تله باشه ؟🤨🤔 پیرمرد جواب داد : من انسان نیستم😱 من و الیس با تعجب گفتیم : چی امکان نداره😰😰پیرمرد ادامه داد : بله من و اون فردی که دید انسان نیستیم ما روح هایی هستیم که در همون جزیره جان خودمون رو از دست دادیم 😰 شما به این موضوع توجه نکردید که دوست من وقتی از انجا رفت هیچ رد پایی نذاشت 🤨🤨 - چرا اتفاقا به این موضوع خیلی فکر کردیم🤯🤯
- خب پس حالا فهمیدم شما اونقدر ها هم کدن نیستید (گلوریا در فکرش : به ما می گی کدن چنان کدنی نشونت می دم که موهات به خودت فر بپیچه ) باید مراقب هر چیزی باشید دوستان شما هنوز زنده اند اما تا وقت خیلی کوتاهی دختر جون تو از من پرسیدی که این گردنبند چیه این گردنبند رو از همون جزیره پیداشت کردم اون جزیره پر از رمز و راز و معماست که باید اون ها رو حل کنید (خودمون می دونیم😒) هر یک از این معما ها پیش یک به یک از فرد های خیلی باهوش و قدرتمند است ولی شما نمی تونید ان فرد رو تشخیص بدید هر یک از این فرد ها به دنبال نقاط ضعف و قوت شما می گردند تا بتونند همه ی انها را برای خودشون بکنند ولی شما نباید گول انها دا بخورید به احتمال زیاد هم دوستتن شما با هیچ کودم از این افراد رو به رو نشدند اما برای زمان موقتی این اتفاق براشون نیفتاده 😉
الیس گفت : سخرانی جالبی بود😂😂 اما اینها چه ربطی به اون گردنبند داره🤨😒 پیرمرد جواب داد : یکی از نقاط ضعف من طلا و جواهرات یعنی هر موقع انها رو می بینم از خود بی خود می شم برای همین یکی از اون افراد این موضوع رو فهمید و همین این گردنبند رو به من داد تا من این گردنبند رو به گردنم انداختم تمام جسم من رو سوزاند و توانایی های من رو به اون فرد داد ولی اون انسان نبود اون یک دیو بود که خودش رو به شکل یک غارنشین دراورده بود (تو این سال تکنلوژی غارنشین اخه کجا بود😂😂😂)
الیس از پیرمرد پرسید : خب ما باید از کجا این افراد رو شناسایی کنیم؟🤔 پیرمر جواب داد : سوال بسیار خوبی پرسیدی اغلب ان افراد همشون نه کمترین شون یک نشان روی گردن یا بقیه ی عضای بدنشون دارند که اون را می پوشانن و مخفیش می کنند اما حواستون باشه که همه این افراد این نشون را به همراه خود دارند ولی امکان دارد روی بدنشان نباشه و اون نشان این شکلیه (🧿) پیرمرد اون نشان رو روی شن ها کشید اما به خاطر تاریکی هوا خوب دیده نمی شد برای همین چراغ قوه گوشیم رو روشن کردم ولی اون نشان شبیه یک چشم گرد بود 👁 اما زیاد شبیه چشم نبود
از پیر مرد پرسیدم : چرا این نشان این شکلیه - من بهتون گفتم که اون جزیره پر از رمز و راز و معماست و بیشر انها کشف نشده اینم یک راز این جزیره است که کشف نشده 😁 - خیلی خوب باید سریع تر راه بیفتیم اما با چه وسیله ایی باید بریم پیرمر جواب داد : اون قایق رو می بینید شما باید با اون برید ستاره رو دنبال کنید و تا جزیره رو ندیدید دست از حرکت نکشید
- اما الان شبه که اون ستاره اونجاست اگر ما هنوز به اون جزیره نرسیدیم و هوا روز شد باید چیکار کنیم ؟🤔🤔 - همچین اتفاقی نمی افته چون راه اون جزیره خیلی نزدیکه و اگر ۲ ساعت پارو بزنید قطعا به اون جزیره می رسید 😊 من گفتم : خب منتظر چی هستیم بزنید بریم 🤗 پیرمرد گفت : وایسید😲 و چند تا لباس عجیب و قریب به ما داد ادامه داد : این ها لازمتون میشه اینها رو هم حتما با خودتون ببرید ☺ من الیس لباس ها رو گرفتیم به انها خیره شدیم با هم گفتیم : ممنون 🥰 ولی وقتی که این رو گفتیم و نگاهمون رو از روی لباس ها برداشتیم دیدیم که پیرمرد غیبش زده😨😨
از دید الیس 👈 پیرمرد غیبش زد و هیچ ردی از خودش به جا نذاشت چه عادت بدی این روح ها دارن اخه 😒😒(😂) من و گلوریا سوار قایق شدیم و لباس هارو گذاشتیم تو کیفمون اما یه چیزی به نظرم عجیب می اومد چرا پیرمرده ۸ تا لباس بهمون داده مگه ما چهارتا نیستیم🤔🤔🤨 قایق رو انداختیم تو دریا و به سمت ستاره پارو زدیم تا وسط های دریا رفتیم که من از گلوریا پرسیدم : هنوز هم نمی خوای موضوع اون نامه ها رو بگی؟😎 (وای اینکه ولکن ماجرا نیست)
گلوریا اهی کشید گفت : پس تو ولکن ماجرا نیستی نه (نه نیست😂😂) باشه بهت می گم اون روزی که تو کنار دریا من رو دیدی من یه بطری جلوی پام دیدم و اون رو برداشتم........ (بقیه اش رو خودتون می دونید حوصله ندارم بنویسم😂😂)
من همچنان به حرف های گلوریا گوش می دادم وقتی که حرفاش تموم شد بهش گفتم : تو کار درستی کردی شاید اگه منم جای تو بودم این رو به تو نمی گفتم اما نه اینکه بعد از ۷ سال دوستی هنوز هم به من اعتماد نداری من دیگه اونقدر ها هم کنجکاو نیستم😠(این همه سخرانی کردی اخر سر هم حرف دلت رو گفتی 😂😂)
از دید گلوریا 👈 هیچی به روی خودم نیوردم تو دلم گفتم : تو زیاد کنجکاو نیستی خیلی رو مخی 😂 همینطور که داشتیم پارو می زدیدم یک صدای خیلی وحشتناکی از اسمون اومد😱
دوستان عکس این پارت عکس گردنبند همون روحه است 😊
عالی عالی ....منتظر پارت بعدی هستم..
عالی عالی عالی 😁💗💖💞
پارت بعدی رو زود بزار 🤗💫
ممنون ❤
انسان که پرواز نمیکنه پس حتما پرندست و شاهینی عقابی چیزی میشه از نظر من.
تستت عالی بود😙
فکر جالبیه ولی نه اون نیست 😏😏
عالی بود