
اداممههههه ❤️ ناظر جون منتشر کن لطفا 🙏🏻❤️
یه خلاصه ای از پارت قبلی بگیم : برگردیم به جشن و ببینیم چه اتفاقی اونجا داره می افتد - - - > یکی از مسئولین برگزاری مراسم اعلام کرد همه ی دختر ها و پسر ها به روی سکو ی انتخابیه بیان! نیکا هم با استرس روی سکو رفت تا حضور و غیاب انجام بشه! بعد از حضور و غیاب چند دسته نخ رنگی که به هم گره خورده بودند و اوردند و به هر نفر یه کارت دادند و یکی از مسعولین اجرای مراسم با صدای بلند گفت : از هر کارت دو تا بیشتر وجود نداره! از هر رنگ نخ ها هم دو رنگ وجود داره که طبق رنگ کارتتون باید سر نخ رو بگیرید و گره ی اون رو باز کنید! و ته نخ به یک نفر میخوره و شما باید با همون فرد برقصید! ولی موقع رقص هم حق ندارید چهره ی همو ببینید چون ماسک روی صورتتونه و اصلا نمیتونید ماسک رو از روی صگرتتون بردارید! خلاصه به نیکا هم یه کارت دادن رنگ کارتش طلایی بود! پس نیکا هم نخ طلایی رو انتخاب کرد و شروع کرد گره هاش رو باز کردن وسطای نخ به یه رنگ دیگه گره خورده بود!
وسطای نخ به یه نخ دیگه گره خورده بود نیکا نخ رو کشید و دید نخ اصلا تکون نمیخوره بعد کمی جلو تر رفت و دید نخ نیکا به یه نخ صورتی گره خورده و پسره از صد نمی زاره نخ تکون بخوره تا بتونه گره رو باز کند! نیکا گفت : میشه لطفا نختون رو از نخ من جدا کنید! پسره با کمال پررویی گفت : نه! دلم نمی خواد! حالا هم برو که اعصابم خورده و حوصله ی تو و امثال تو رو اصلا ندارم! نیکا گفت : چی میگی؟ حالت خوبه! یا چیزی...... (این جاش رو سانسور کردم🤣🤦🏻♀️) پسره با بی حوصلگی گفت : این مشکلا هم به خودت ربط داره! هوفف! بیا بابا! اینو بگیر هر..... (این جاش هم سانسور کردم🤣🤦🏻♀️) که دلت می خواد باهاش بکن! نیکا هم نخ رو کشید گره رو باز کرد و سر نخ صورتی رو پرت کرد جلوی پسره و گفت : بیا! اینم نخت، دیدی! نخت رو نخوردم!........ نیکا رفت جلوتر و دید فقط یه دونه گره مونده پس اونو هم باز کرد و به یه پرده رسید که بین پسر ها و دختر ها کشیده بودند و
پسره ادامه داد: نگران نباش! بعد از ازدواج من تو رو مجبور به کاری نمی کنم! من قبلا عاشق یکی شدم و خوب می دونم چه قدر بده وقتی از عشقت جدا بشی! من اذیتت نمی کنم، فقط باید این رقص و مجلس کوفتی رو تموم کنیم! نیکا یه اوهوم گفت و رقص رو شروع کردن! در طول رقص پسره خیلی با احتیاط با نیکا رفتار میکرد و تغریبا اون مجلس با احترام برگزار شد! دیگه موقع رفتن بود! مجلس انتخاب زوج تموم شده بود اول از همه، همه ی پیرا رو به عمارتشون فرستادن! تا بعد هم دخترا بیان به اونجا! بعد از رفتن پسرا، چند تا دختر زدن زیر گریه! یکیشون با گریه گفت : من..... من.... نمی خوام برم پیش اون 😭!........ یکی دیگه گفت : من اصلا این مراسم رو قبول ندارم! من فرار می کنم😡........ یه دختر دیگه گفت : من پدرم قدرتش خیلی زیاده و چند روز دیگه میاد و منو میبره و نمی ذاره پیش کسی که دوسش ندارم باشم! نیکا بعد از شنیدن ابن حرفا اشک تو چشماش جمع شد، داشت با خودش می گفت : یعنی خانواده ی منم میان دنبالم؟ اگه نیان چی؟ یعنی من باید........
نیکا تو ی همین فکرا بود که شاهزاده خانم* ( دختر امپراتور، همونی که مسئول یادداشت اسم زوج ها بود) گفت : خب....... دوشیزه های محترم لطفا سوار کجاوه هاتون بشید و به عمارت همسرتون برین! البته شما خودتون اختیار انتخاب کردن رو ندارین چند تا سرباز باهاتون میفرستم تا مطمئن شم فرار نمی کنید یا جای دیگه ای نمی رید! «بریم ببینیم اون پسر در نبود نیکا چی کار می کنه؟» از زبون اون پسر - - > خب..... بالاخره اونومجلس کوفتی تموم شد! یعنی به خاطر دو ساعت مادرم از صبح منو کشت! هی بهم می گفت : با دختری که می خواد زنت بشه خوب باش! عاقل شو! اذیتش نکن! بهش اهمیت بده و.......! منم برای اون دختره یه نقشه دارم به این راحتیا بهش پا نمی دم! بهش می خورد دختر خوبی باشه! اما..... بوش اصلا اشنا نبود! ولی چرا چشماش منو یاد یکی میندازه!...... بهتره برم دست به کار شم! دیگه اینجا عمارت منه و مامان و بابایی نیستن که بتونن کنترلم کنن! فقط چند تا خدمتکار و سرباز اینجان که..... امشب به تمام اونا دستور میدم اینجا رو ترک کنن و یه جای دیگه بمونن! تا هفت روز دیگه احتمالا نقشم گرفته! بعدش اونا رو بر میگردونم!
انچه در قسمت بعدی خواهید خواند : می کشمت....... من...... اخه چرا...... دوباره تو........ دلم می خواد...... کی گفته؟..... خیلی خوبه..... به من دست نزن...... ازت بدم نیاد..... تو اونو ازم گرفتی..... کی رو میگی؟......! پایان این پارت ❤️ پارت های بعدی هردو داستان رو واقعا ننوشتم باید یه ذره 🤏🏻 فکر کنم بعد بنویسم! چون نمی خوام داستان مسخره یا بد به نظر بیاد 😁! تا پارت بعدی...... 👋🏻
شب یلدا تون هم بارکککک🍉🍉😍😍
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی 💜
😁❤️
عالی اجی
مرسییییی 🌹
عالی🍫💝
❤️❤️❤️❤️
داستانت خیلی قشنگه 🤗🤗🤗🤗😍😍😍😍
مرسییییی
🤗🤗🤗🤗
عالی بود
لطفا پارت بعدی رو سریعتر بزار 😁
چشم خوشگلم
عالی
❤️❤️
عالییییی
❤️❤️❤️
هییییبی😐
🤣🤦🏻♀️
سیلام عاجی با استعداد خودم .
میسی این پل ت خوب بود
سلام اجی خفن خودم 😎
ماچ پس کلت
عالیییبی💜
مرسییییی