دوستان پارت های بعدی هم ببینید
این داستان از زبون لیدی باگ هستش🌸
شرور رو شکست دادیم.خیلی خسته شده بودیم.😥بزن قدش👊. لیدی باگ :اوه کت الن که به حالت عادی برگردم.باید برم بای🖐 کت نوار:بای بای🖑بعدا میبینمت نزدیک صبح شده بود .دراز کشیدم رو تختم هنوز حتی چشمام رو هم نبسته بودم که ساعتم کوکش زنگ خورد🕗
تا اماده بشم دیر شده بود دوباره وای نه امروزم دیر میرسم مدرسه . 😭😭سریع دویدم تامدرسه وسط درس رسیدم .سعی کردم اروم بیام داخل که خانم متوجه ی بودن من نشه .ولی پام تو نیمکت کلویی گیر کرد و محکم خوردم زمین اخ😣😓 کلویی:ههههههه مرینت دست و پاچلفتی مثل همیشه خورد زمین😂😂😂 خانم:مرینت بشین سر جات و کتاب ریاضی رو دربیار صفحه ی ۳۰ رو باز کن و خط چهارم هستیم😤
خواستم جواب رو وارد کتاب کنم که الیا زیر دستم زدو خراب شد😐😒 الیا:ببخشید😳 خواستم پاکنم رو دربیارم که از دستم افتاد و رفت زیر پای ادرین😖😰 بدترازاین نمیشه وای حالا چیکار کنم؟؟؟ بیخیال از پاکن الیا استفاده میکنم،ببخشید الیا پاکنت رو میدی؟ الیا:پاکنم؟ بذار ببینم..... اوه ببخشید نیووردمش😓 مرسنت:اه😧
خلاصه کلاس تموم شد وهمه رفتیم خونه .رفتم کتاب خونه تا یه پاک کن جدید بخرم ولی کتاب فروشی بسته بود،وای نههههه😣 اخه چرا؟
همون دقیقه فروشنده ی کتاب خونه رو دیدم که شرور شده .الان وقت تغییر شکله تیکی دختر کفش دوزکی اماده❤🐞🐞 زنگ زدم به گربه سیاه که دیدم پشت سرمه ؟!😞 کت نوار:سلام بانوی من😆 لیدی باگ:سلام کت نوار 😑حدس میزنم اکما تو کتابش باشه! کت نوار:اره حتما
بایویو زدم و دست شرور رو بستم گربهی سیاه پرید تا کتاب رو از دستش بگیره که شروره باپاش کت نوار رو پرت کرد سره شیشه ها و شیشه ها خورد شد،! وای نه مثل اینکه پاش هم اسیب دیده بود😰😲 خیلی اعصبی شدم 😠😠از دستش پریدم و بایویو کتاب رو از دستش کشیدم بیرون و نابود کردم و اکما رو در اومد و شرارتش رو خنسا کردم 😡
کت نوار حالت خوبه؟ کت: اره ولی حس میکنم پام اسیب دیده 😩 سریع رسوندمش بیمارستان پیش پزشک تاحالش رو خوب کنه خودمم کم کم داشتم به حالت عادی بر میگشتم مجبور شدم تنهاش بذارم
رفتم تا پاک کن بگیرم ولی اقاهه پاک کن نداشت 😥نهههه دوباره نهه😣 صبح رفتم مدرسه ادرین غایب بود😞از نینو پرسیدم ادرین کجاست؟گفت ادرین تسادف کرده😔واییییی نههه😨😨😨چرا؟کی زدش ؟ نینو مشخص نیست راننده فرار کرده .😕 اه خیلی ناراحت شدم😢😭 اما حالا میتونستم پاکنم رو بردارم خم شدم و پاکنم رو بالاخره برداشتم وای خدای من روش با خدکار یه قلب کشیده بود❤ سرخ شده بودم سریع گذاشتمش تو جامدادیم صبح روز بعد دیدم ادرین با کتاب و دفتراش دم در خونمون زنگ زده پریدم و دروباز کردم از خوشحالی خواستم به خورم زمین گفتم چی شده؟ ادرین:میتونی درس های دیروز رو برام توضیح بدی؟ من غایب بودم .🙁 گفتم با کمال میل !یعنی منظورم اینکه اره ولی چرا از نینو نخواستی ادرین:نینو گفت تو بهتر درس رو گوش کردی😆
دوستان نظر یا دتون نره💟 پارت های بعد رو هم بخونین
عالییییییییییییییییییییییییییییی بود عزیزم
ممنونم مرینت😘💖🌸
یه خبر خوب 😊😊😊
پارت اول داستانم منتشر شد خواستید برید بخونید
من الان داخلش شرکت کردم عالی بود افرین خیلی خوب نوشتی👏👏🌸🌸
دوستان پارت دوم تستم منتشر شد میتونید انجامش بدین🌸🌸🌸🌸
عالیییییییییییی محشر بود بهترین خیلی ممنون 😇😇😇😇😇
خیلی خیلی ممنونم لطف داری پارت های بعدی هم درحال بررسی هستن🌸🌸
عشقم بهترینهههههههههههه محشرههههههههههههه عالییییییییی هر چی بگم کم گفتم قربونت برم خوشگلم
خیلی خیلی ممنونم خیلی لطف داری عزیزم💖🌸🌸
باحال بود
مرسییی🌸🌸
هم جالب هم خوب
ممنون دوست عزیز💖💝
عالللللللللللللللی
مرررررررررسییییییی🌸🌸🌸
عالی بود
فقط تو هر صفحه متن بیشتری بنویس و از ایموجی کم تر استفاده کن
در کل عالی 😍😘
قسمت بعدی زود اپ کن
باشه ممنون از نظراتت پارت بعدی درحال بررسی هستش و خیلی وقته که گذاشتمش🌸💖
عالی بود ادامه بده
ممنونم😘ادامش درحال بررسی هستش