سلام سلام پارت ۴ رو خوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نخوندییی اوه اسنجوری مزه نداره برو اونو بخون بعد بیا اینجا آخرشم کامنت بزار که خوشحال بشم و انرژی بگیرم😊راستی تو میتونی به جای انا خودتو کنار بی تی اس ببینی ولی این داستان انا هست😊😊😶 امید وارم زود تر به دستتون برسه این پارت چون دارم پارت اارو بشت هم میزارم که منتشر بشن باهم😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😙😗😚☺☺
نشته بودیم که دیدم ته ته داره از اون طرف میاد این وو هم یهو گف:::من حرفمو میزنم حتی اگه دلت نخواد بشنوی. من من دوستت دارم.....
(شرمنده وسط داستان مزاحم میشم میدونم که تو پارت ۴ یه جور دیگا از یه زاویه دیگه گفتم ولی الان گفتم هیجانش بررره بالااااااااااا) 😶😶😶😶😶😶😐😐😐
داستان از زبان ته ته* رفتم ببینم این دختر کجاس اخه ... اها اینم که کافه کجا نشسته که یهو دیدم با یه مرده که پشتش به منه داره حرف میزنه در رو باز کردم رفتم تو نزدیک میز که شدم یهو شنیدم مرده گف::من من دوستت دارم چی انا رو دوس داره .... عصبی شدم رفتم جلو تررررر داستان از زبان انا* ته ته اومد جلو دستشو گذاش رو شونه وو .... تهیونگ_سلاممم من_اااا اوپااا اومدی ایشون آقای نو مین وو هستن قبلا دیدیشون گفتن بیایم اینجا حوصلم سر رفته بودددد تهیونگ_ااا مگه نگفتم اونجا بشین .... منم گفتم بزا جلو این وو ضایش نکنم هیچی نگفتم به وو نگاه کردم که چهرش عصبی بود وااا یا خود خداااااا فک کنم چون به ته ته گفتم اوپا ناراحته 😑خب باشه
وو گفت_خب من مزاحمتون نمیشم خوشحال شدم دیدمتون اقای تهیونگ.... ته ته پاشد دست داد چن دیقه نشستیم همون جا وو که رف یهو تهیونگ یه نیشگون محکم گرف ازمممم من_آااااایییی مگه سر جنگ داری تهیونگ_پاشو پاشووو من_آها حتما از اینکه ابراز علاقه کرده بهم دعوام میکنی آییی خب ب من چه مگه من زورش کردم خدا شانس بده .....تهیونگ که نصف حرفامو نفهمید گفت اووه ولللل کن بیا بریم ضبط شروع شدددد من_وایی بدو تا سالن دویدم که وقتی به سالن رسیدیم دیدم ته ته میخنده من_چته تهیونگ تهیونگ_یادد🤣م رفت بگم😂😂بچه ها هنوز 😂🤣ن😂یومدن🤣🤣🤣🤣😂🤣😂 من_اوپاااااا الان ما چیکار کنیمممم تهیونگ_هیچ برمیگردیم صداشون میکنیم با هم میایم 😏😏 من_چچچچییی از اونجا منو اوردی بعد میگی😠😠آآآآخخخخ از دیت تو ته ته خودت میری میاریشون من میشینم اینجاااا تهیونگ_باش پس داشت میرفت دو رو برم و نگا کردم ووویییی ترسناکه چقد من_آاااااییی من میاااام میاممم
😀😀😀😀 رفتیم تو سالن (با بقیه) تمرین کچولویی کردیم و تیکه تیکه ضبط کردیم آخ جونمیییی بعد چن ساعت نزدیک ۱۱ شب کلا یه بار دیگه بعد تدوین موزیک ویدیو را دیدیم اااا چ خوب شده وایییی بچه ها نصفه نیمه چرت میزدن منو نامجون هی فیلمو از اول پلی میکردیم یه جاشو کم یا زیاد میکردیم باید قشنگ در میومد دیگههه تا ۱۲ کارمون همین بود و تو ضبط موزیک ویدیو من همش به لباس بچه ها گیر میدادم خو من طراح لباسمممم ااااا نصفه شب بود آروم آروم پسرا رو بیدار کردیم که را بیوفتیم سمت خوابگاه آخیی بریم که .... ماشینی که ما رو اورده خرابه پسراا:ننننننهههههههه من_وای هیچکس نمیخواس اونجا بمونه من پیشنهاد دادم تا یه جایی پیاده بریم بعد زنگ بزنیم اون آژانس خودمون بیاد همه قبول کردن راه افتادیم که کوک آویزون من بود دستمو گرفته بود تو خواب و بیدار میگشت😌😌 بعد نیم ساعت* رسیدیم خوابگاه کوک که من میکشیدمش جین اومد کوک رو بندازه رو دوشش که نرفت همه رفتیم تو اتاقامون کل شب داشتم تمام اتفاق های امروز فکر میکردم با خودم گفتم نکنه پسرا بهم وابسته بشن یا هرچیی راستی من قبلا که نوجوان بودم یه عشق یه طرفه داشتم که حتی بروزشم دادم ولی انقد اون آدم پست بود پسم زد ولی حالا بعد چن سال میخواد باهاش باشم و میگه ک دوسم داره.... اون ایرانیه همون اولا که اومدم کره خیلی گیر میداد بهم ولی خب گفتم من فراموشت کردم فراموشم کن البته یه ماه یه بار زنگ میزنه میره رو مخم منم یه روز گریه میکنم
بعد چند روز* منیجر_خب پس فردا میریم آمریکا برای جایزه ..... خب همه چیز آماده هست برا شما یه خونه براتون گرفته شده لوازم هاتون هم که جمع کردین؟؟.... ما_بلهههههه منیجر_خوبه پس همه آماده باشین خدانگهدار
من_اااا کوکی اون جیه گذاشتی تو چمدونت؟؟؟ کوک_پیراهنه چطور من_ن اون نه بابا اون اونی که شبیه جعبه کادوعه برا کی گرفتی هوووم؟ کوک_ااا فضولییی من_باشه خب دیگه من برم پیش جیمین 🤗🙂 کوک_ااا وایسا ایننن این واسه کسی نیست یعنی من_ااا مجبور نیستی بگی مال کیه بگو چیه حداقل خواهش دارم میمیرم از فصولییییی کوک_😁😂خب این راستش این یه جعبه شکلاته من_اووم خب دیگه فضولی نمیکنم برم چمدونمو بررسی کنم
خب بزا ببینم اینو که برداشتم اووو اینم بردارم لازم میشه اینم قشنگه بر میدارم جیهوپ_😂😂تو که خونتو بار زدی من_اوو امم زیاده؟؟ جیهوپ_😁اره خب نگاه کن چمدونت داره میترکه من_اااممم اره ها الان خالیش میکنم این فک نکنم بخوامش ن شایدد... جیهوپ_🙂میخوای کمکت کنم من_😶اگه میشه تو تصمیمگیری من اصلا خوب نیستم فک کنم بتونی کمکم کنی جیهوپ_اووه خب بزار ببینم اینو بیار اینو بزار ااممم این لباسه بهت میاد اینم یه خورده تنگه واسه مراسم جایزه خوبه ........ همینطور کمکم کرد من_جیهوپ ممنون که کمکم کردی خیلی خوشحالم که داداش بزرگ تری مثل تو دارم جیهوپ_اووو که اینطور منم خیلی خوشحالم که تو تو گروهون هستی و همینطور مثل خواهرمی😊😊
روز پروازمون فرا رسید😀 رفتیم تو فرودگاه که من مضطرب شدم وقتی با هلیا سوار هواپیما میشدم آرومم میکرد ولی الان که با ما نمیومد نفس عمیق میکشیدم رفتیم تو هواپیما حالم بدتر شد کنار آر ام و شوگا نشستم نفس عمیق میکشیدم و فوت میکردم شوگا_از هواپیما میترسی؟؟ من_آره وقتی با هلیا بودم آرومم میکرد ولی الان خیلی مضطربم دستمو گرفت گذاش روی پاش و دست خودشو گذاش رو دستم تقریبا آروم شدم ته ته هم از اون طرف هی ازمون عکس میگرف😁😀ما هم ژست های مسخره میگرفتیم .................________________ ههه
پایان پارت5😁😁😁😁😀😁😀😁😀😁😀😉😁😁😁😁😀 بی تی اس دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه امیدوارم خوب بوده باشه میخواستم اتفاق های جدید بزارم دیدم این پارت کم اتفاق تر بهتر😁 که اگه مینوشتم نصفه میموند هیجان نداش😁 بای گایز .
کامنت عزیزم
چالش تو با بقیه فرق داره چون فک کنم همه رو زدی صحیح😊😊
چالش:::بین جیمین و شوگا و کوک
کدومو انتخاب میکنی؟؟ انتخاب خیلی سخته😶😅 گزینه ی همشون😅😂❤
کامنت عزیزم
چالش تو با بقیه فرق داره چون فک کنم همه رو زدی صحیح😊😊
چالش:::بین جیمین و شوگا و کوک
کدومو انتخاب میکنی؟؟
کوک
عالللیییی بود ❤️
عالی ممنونم
جیمین
عالیییی
چالش { کوک رو انتخاب می کنم
عالی💙🌌
خیلی خوووب بودددد💜💜💜💜
چالش: سختههه🥺 ولی چون بایسام کوک و ته ته و جیمینن😅 کوک فک کنم😉
💜💜💜
عالی بود پارت بعدی 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
میسیی
👍👍😻😻 آفرین ادامه بده👏👏☺☺
جواب چالش: جیمین😅😜
😊😊😊
من پارت موخامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم بزال شیشووووووووووو😂💜
در حال بررسیه🤗
نمیدونم چرا دیر منتشر شد باید امشب دیگه منتشر میشد
گذاشتم و منتشر شد
بچه ها خوب بود که زود پارت ها اومد یا نه؟؟
چون داستان های جدید را میخوام دو تا پارت دوتا پارت باهم بزارم واسه همین پرسیدم
ممنون لاویییییییی 💜💜😐افریناا
میسیی قشنگم:")