بعله بعله تولد اوچاکو جونه
تفلد اوچاکو عه
همه با هم : هپی برت دی تو یووووو هپی برت دی هپی برت دی هپی برت دی تو یووووووووووو
معنیه اسم این گوگولیمون اوچاکو : چای سبز کوچک اوراراکا : بیخیال اوچاکو اوراراکا : چای سبز کوچک بیخیال ( چه سمی )
از انیمه ی : مای هیرو اکادمی
ایشون خوشگله خوشگلاس
و همینطور لقب من تو مای هیرو
نتونستم از تولدش بگزرم و راجبش تست ساختم
یه تک پارتی هم داخل نتیجه هست ^^
نتیجه 1
از زبون اوچاکو : وایییی خیلی خستمه امروز خیلی خسته کننده بود......ولی......نکنه اونا تولد منو یادشون رفته ؟!... البته ما فقط همکلاسی هستیم و توقعی ندارم ازشون..... ولی دلم میخواست با دکو و کیوکا چان و مومو چان و سویو چانو و ..... خوش بگزرونیم..... ( با دو دستش میزنه تو دوتا لپاش ) این فکرارو بیخیال ^^ میتونم با خودم یه تولد کوچیک بگیرم...... ( میزنه زیر گریه ) نه هق هقققققق من موخوام با دوستام باشم هق هق هققققققق ( کاچان از کنارش رد میشه ) باکو : هوی جلوتو نگا کن اوچا : ام...ببخشید ..... نه من مطمعنم یادشون رفته هققققققققققققق بهتره برگردم خونه و انقدر اینجا وای نسم ( در راه برگشت به خونه میخورید زمین که.....) اخ اخ اخ الان با صورت میام زمینننن ( چشاشو میبنده).... خیلی گذشت....چرا رو زمین ولو نیستم ؟ دکو : حالت خوبه ؟ سالمی ؟ زنده ای ؟ زخمی نشدی ؟ . اوچا : نه نه خوبم چیزی نیست ^^ ولی دکو اینجا راه خونه ی ما عه تو اینجا چیکار میکنی ؟ دکو : خب میخواستم یه چیزی بخرم عجیبه ؟ حالا پاشو ! اوچا : باشه چرا عصبانی میشی حالا ؟! ( میرید ) هعی امروزم که مامان و بابام خونه نیستن و حالا حتی هیچکس تو روز تولدم جواب تادایما ی من هم نمیده (T^T) ( درو با کیلید باز میکنید ) تادای..... . همه : تولدت بارک اوچاکوووووووووووووووووووووو سویو : مبارک باشه شوتو : خوش اومدی دکو : هپی برت دی اوچاکو چان اوچا : ( گریش میگیره ) واییییی اینا برای منه ؟ بچه ها مرسیییییییییییی ^^ پابانننننننننن
نتیجه 2
از زبون اوچاکو : وایییی خیلی خستمه امروز خیلی خسته کننده بود......ولی......نکنه اونا تولد منو یادشون رفته ؟!... البته ما فقط همکلاسی هستیم و توقعی ندارم ازشون..... ولی دلم میخواست با دکو و کیوکا چان و مومو چان و سویو چانو و ..... خوش بگزرونیم..... ( با دو دستش میزنه تو دوتا لپاش ) این فکرارو بیخیال ^^ میتونم با خودم یه تولد کوچیک بگیرم...... ( میزنه زیر گریه ) نه هق هقققققق من موخوام با دوستام باشم هق هق هققققققق ( کاچان از کنارش رد میشه ) باکو : هوی جلوتو نگا کن اوچا : ام...ببخشید ..... نه من مطمعنم یادشون رفته هققققققققققققق بهتره برگردم خونه و انقدر اینجا وای نسم ( در راه برگشت به خونه میخورید زمین که.....) اخ اخ اخ الان با صورت میام زمینننن ( چشاشو میبنده).... خیلی گذشت....چرا رو زمین ولو نیستم ؟ دکو : حالت خوبه ؟ سالمی ؟ زنده ای ؟ زخمی نشدی ؟ . اوچا : نه نه خوبم چیزی نیست ^^ ولی دکو اینجا راه خونه ی ما عه تو اینجا چیکار میکنی ؟ دکو : خب میخواستم یه چیزی بخرم عجیبه ؟ حالا پاشو ! اوچا : باشه چرا عصبانی میشی حالا ؟! ( میرید ) هعی امروزم که مامان و بابام خونه نیستن و حالا حتی هیچکس تو روز تولدم جواب تادایما ی من هم نمیده (T^T) ( درو با کیلید باز میکنید ) تادای..... . همه : تولدت بارک اوچاکوووووووووووووووووووووو سویو : مبارک باشه شوتو : خوش اومدی دکو : هپی برت دی اوچاکو چان اوچا : ( گریش میگیره ) واییییی اینا برای منه ؟ بچه ها مرسیییییییییییی ^^ پابانننننننننن
نتیجه 3
از زبون اوچاکو : وایییی خیلی خستمه امروز خیلی خسته کننده بود......ولی......نکنه اونا تولد منو یادشون رفته ؟!... البته ما فقط همکلاسی هستیم و توقعی ندارم ازشون..... ولی دلم میخواست با دکو و کیوکا چان و مومو چان و سویو چانو و ..... خوش بگزرونیم..... ( با دو دستش میزنه تو دوتا لپاش ) این فکرارو بیخیال ^^ میتونم با خودم یه تولد کوچیک بگیرم...... ( میزنه زیر گریه ) نه هق هقققققق من موخوام با دوستام باشم هق هق هققققققق ( کاچان از کنارش رد میشه ) باکو : هوی جلوتو نگا کن اوچا : ام...ببخشید ..... نه من مطمعنم یادشون رفته هققققققققققققق بهتره برگردم خونه و انقدر اینجا وای نسم ( در راه برگشت به خونه میخورید زمین که.....) اخ اخ اخ الان با صورت میام زمینننن ( چشاشو میبنده).... خیلی گذشت....چرا رو زمین ولو نیستم ؟ دکو : حالت خوبه ؟ سالمی ؟ زنده ای ؟ زخمی نشدی ؟ . اوچا : نه نه خوبم چیزی نیست ^^ ولی دکو اینجا راه خونه ی ما عه تو اینجا چیکار میکنی ؟ دکو : خب میخواستم یه چیزی بخرم عجیبه ؟ حالا پاشو ! اوچا : باشه چرا عصبانی میشی حالا ؟! ( میرید ) هعی امروزم که مامان و بابام خونه نیستن و حالا حتی هیچکس تو روز تولدم جواب تادایما ی من هم نمیده (T^T) ( درو با کیلید باز میکنید ) تادای..... . همه : تولدت بارک اوچاکوووووووووووووووووووووو سویو : مبارک باشه شوتو : خوش اومدی دکو : هپی برت دی اوچاکو چان اوچا : ( گریش میگیره ) واییییی اینا برای منه ؟ بچه ها مرسیییییییییییی ^^ پابانننننننننن
نتیجه 4
از زبون اوچاکو : وایییی خیلی خستمه امروز خیلی خسته کننده بود......ولی......نکنه اونا تولد منو یادشون رفته ؟!... البته ما فقط همکلاسی هستیم و توقعی ندارم ازشون..... ولی دلم میخواست با دکو و کیوکا چان و مومو چان و سویو چانو و ..... خوش بگزرونیم..... ( با دو دستش میزنه تو دوتا لپاش ) این فکرارو بیخیال ^^ میتونم با خودم یه تولد کوچیک بگیرم...... ( میزنه زیر گریه ) نه هق هقققققق من موخوام با دوستام باشم هق هق هققققققق ( کاچان از کنارش رد میشه ) باکو : هوی جلوتو نگا کن اوچا : ام...ببخشید ..... نه من مطمعنم یادشون رفته هققققققققققققق بهتره برگردم خونه و انقدر اینجا وای نسم ( در راه برگشت به خونه میخورید زمین که.....) اخ اخ اخ الان با صورت میام زمینننن ( چشاشو میبنده).... خیلی گذشت....چرا رو زمین ولو نیستم ؟ دکو : حالت خوبه ؟ سالمی ؟ زنده ای ؟ زخمی نشدی ؟ . اوچا : نه نه خوبم چیزی نیست ^^ ولی دکو اینجا راه خونه ی ما عه تو اینجا چیکار میکنی ؟ دکو : خب میخواستم یه چیزی بخرم عجیبه ؟ حالا پاشو ! اوچا : باشه چرا عصبانی میشی حالا ؟! ( میرید ) هعی امروزم که مامان و بابام خونه نیستن و حالا حتی هیچکس تو روز تولدم جواب تادایما ی من هم نمیده (T^T) ( درو با کیلید باز میکنید ) تادای..... . همه : تولدت بارک اوچاکوووووووووووووووووووووو سویو : مبارک باشه شوتو : خوش اومدی دکو : هپی برت دی اوچاکو چان اوچا : ( گریش میگیره ) واییییی اینا برای منه ؟ بچه ها مرسیییییییییییی ^^ پابانننننننننن
تولدش مبارکککک
تولد بیلی هم هست
جدا ؟ چه باحال
و خیلی های دیگه
نگو که امروز تولد اوراراکا بوده من نمی دونستم😐
له هرحال تولدت مبارک اوراراکا 🤩
اولین و اصلی ترین کراشم😍
اره 27 اذر ^^