سلام دوستان😄👋 این پارت اول داستان می سو جین و تهیونگ هست💜 شما در این داستان در نقش می سو جین هستید✨ امیدوارم خوشتون بیاد❤️
می سو جین(شما):خب خب بازم شروع شد😑 بابا ولم کنید بزارید زندگیمو بکنم، مثلاً 23 سالمه ، نی نی تو گهواره که نیستم! خسته شدم از بس پرستار بچه ی اینو اون بودیم!(خب دوستان اسم شما می سو جین هست و شما 23 سالتونه، و الان دارید تو سال 2019 زندگی میکنید ، شما پرستار بچه ی یه خانواده پولدارید و مادر و پدرتون دلشون میخواد که با پسر اون خانواده ازدواج کنید😐و شما دلتون میخواد یه شغل دیگه داشته باشید)
می سو جین(شما): اَه.. حالم از زندگی بهم میخوره، بزار برم یه سری به اینترنت بزنم ببینم چه خبره؟!.....اوه مای گادددددد!!! همین فردا بی تی اس کنسرت داره!!! نهههه! من بلیط این کنسرت و میخوامممم!! که یهو مامانم وارد اتاق شد و گفت: حالا که انقدر دلت میخواد یه شغل دیگه داشته باشی، برو دنبال یه شغل مناسب با درآمد خوب ، وقتی پیدا کردی بیا به منو بابات خبر بده. می سو جین(شما):مامان مطمئنی حالت خوبه؟! این دور و بر اتفاقی نیوفتاده؟! چمدونم سرت به جایی نخورده؟! مامان می سو جین(شما): دختر احمق ترشیده ی من......و از اتاق میره بیرون. ( شما الان خیلی تعجب کردید چون وقتی بحث شغل و اینا باز میشد مادر و پدرتون بد جور مخالفت میکردن)وقتی مامانم رفت بیرون منم گرفتم خوابیدم و به حرف های مامانم فکر میکردم....
صبح زود بیدار شدم و رفتم سرکار. می سو جین(شما):اوففف دوباره یه روز گند با اون بچه ی رو اعصابشون و اون خدمتکار رو مخشون و از همه بدتر اون پسر مثلاً خیلی خوشتیپشون😐💔شروع شد. رفتم داخل خونه و مثل همیشه رفتم سراغ بچه. خدمتکار: هی! می سو آقای سان صدات میکنه.(آقای سان همون پسری که مثلاً قرار شوهر آینده بشه که اسم کاملش کم جونگ سان هست که صداش میکنن آقای سان)می سو جین (شما) تو دلم گفتم: اوففف دوباره بلای آسمونی افتاد به جونم، و به خدمتکار گفتم:باشه بیا بچه رو بگیر. و رفتم پیش آقای سان، آقای سان:عه چه عجب خانم می سو جین بزرگ بلاخره تشریف آوردن.می سو جین:معذرت میخوام یکم دیر کردم، بفرمایید با من کاری داشتید؟ آقای سان: برو برام آب بیار!( شما تمام کار های آقای سان رو انجام میدید حتی بعضی وقتا مجبورتون میکنه مشقاشو بنویسید😐) می سو جین(شما) تو دلم گفتم: منو این همه راه کشوند که چی برام آب بیار! اگه یادت باشه من پرستار اون خواهر گِریونم. و رفتم و آب آوردم. آقای سان:اَه این آب چرا خنک نیست؟! می شود جین: ببخشید یخ تموم شده بود.
آقای سان: خودت هم خوب میدونی من فقط آب خنک میخورم! برو زود برام (حرف آقای سان هنوز تموم نشده بود که شما گفتید)می سو جین(شما): اَه خودت برو برای خودت آب بیار، مرتیکه اندازه خرس شدی هنوز من مشقای دانشگاهتو مینویسم، تو اصلا خجالت نمیکشی؟! من پرستار اون خواهر گِریونتم، یعنی میمیری خودت برا خودت آب بیاری؟! البته حق داری یه خونه دارین اندازه زمین فوتباله!! خلاصه هر چی به ذهنم می رسید به زبون نیاوردم😐 و همچنین اینکه مامان آقای سان همه ی فحش های که دادم و شنید و منو اخراج کرد.
با عصبانیت از خونه رفتم بیرون !!! البته که تَه دلم خوشحال بودم😅(راستی یه چیز مهم که باید بدونید اینکه شما دختر خوشگلی هستید ✨یه وقت خودتون و زشت تصور نکنید😐😂و الان هم یه کت دامن با کفش پاشنه بلند پوشیده😐✨ خودتونو خوشگل تر تصور کنید) همینطوری داشتم راه میرفتم که یهو گوشیم زنگید! یونگ بود( یونگ صمیمی ترین دوست شماست) می سو جین: الو یونگ چته چه خبر؟! یونگ: الو می سو کجایی؟! بیا کمپانی!!( دوستتون یونگ تو کمپانی بیگ هیت تست گریمور شدن داده) می سو: چیه چی شده نکنه قبول شدی؟! یونگ: حالا تو بیاااااا!! می سو:باشه باشه الان میام.
همینطوری که داشتم میرفتم کمپانی داشتم به کنسرت امروز بی تی اس فکر میکردم و با خودم میگفتم اگه یونگ قبول شده باشه یعنی میتونه بره کنسرت؟؟! (آقای سان از شما خوشش میومد و میدونست شما یه آرمی هستید برای همین برای کنسرت امروز بلیط خریده بود، و بعد از اون حرف ها و اون فحش ها میشه گفت شما اون بلیط و از دست دادید!)رسیدم کمپانی ولی منو راه نمیدادن😑 که یونگ به دادَم رسید. می سو : یونگ مردم و زنده شدم بگو چی شده؟!! یونگ: من قبول شدممم! می سو: چی دروغ نگووو! یونگ دختر دروغم کجا بود! تازه بی تی اس و هم دیدم! می سو: واییییی باورم نمیشه! چه جالب من اخراج شدم تو استخدام😐😂 یونگ: چیییی اخراج شدی؟! می سو: بیخیال بعداً بهت میگم. یونگ: باشه بزار من برم گوشیمو بیارم تو همینجا بمون.
می سو: باشه برو من همینجا منتظرم. یونگ رفت که یهو بطری آبم از دستم افتاد و رفت به اون سر دنیا😐 رفتم دنبالش که یهو پام لیز خورد و افتادم رو زمین و دار و ندارم پهن زمین شد! دیدم جلوم یه پسری وایساده سرم اوردم بالا فوری خم شد و وسایلامو جمع کرد ، فقط دیدم یه ماسک سفید داشت ، منم از زمین بلند شدم و بقیه ی وسایلامو جمع کردم . خواستم بلند شم سرم و اوردم بالا که کَلَم خورد به فَک اون پسر بیچاره😐💔 بعد داد زدم گفتم: وایی داداش عجب فَک پر قدرتی داری سرم از وسط نصف شد!! پسره چیزی نگفت و وسایلامو داد و خودش رفت ، یجور تند تند راه میرفت که انگار در حال تعقیبه! منم دوباره داد زدم گفتم: ممنون دوست عزیزززززز!! پسره هیچ عکس العملی نشون نداد و به راه خودش ادامه داد. منم پایین و نگاه کردم ببینم چیز دیگه ای جا نمونده که دیدم یه دستبند مشکی افتاده رو زمین! برش داشتم و با خودم فکر کردم که حتما مال اون پسرست دیدم رو دستبند نوشته (V) با خودم فکر کردم بایسش تهیونگه؟! بعد رفتم دنبال پسره....
داشتم دنبال پسره میگشتم که یهو شوگا رو دیدم!!! یه لحظه قلبم اومد تو دهنم!! همینطوری داشتم عقب و عقب تر میرفتم بعد خواستم به یه دیوار تکیه کنم که یهو.......وارد اتاق یه بنده خدایی شدم!!! یعنی در اصل من به دیوار تکیه نکردم به در تکیه کردم که در باز شد و منم وارد اتاق اون بنده خدا شدم! افتاده بودم کف زمین ، میخواستم بلند بشم که یهو یه پسره ای دیدم که داره لباسشو عوض میکنه فوری بلند شدم و گفتم ببخشید ، انقدر خجالت کشیده بودم که دیگه روم نمیشد جلو رو نگاه کنم همینجوری داشتم تند تند میرفتم که یهو... یه برخورد وحشتناکی با در داشتم! افتادم زمین سرم بدجور درد میکرد البته کَله ی بیچاره ی منم حق داشت اول خورد به فک اون پسره الان خورد به در کلا نابود شده!! دیدم همون پسره که داشت لباسشو عوض میکرد منو گذاشت تو بغلش ازم پرسید حالت خوبه؟! من شاخ درآورده بودم!!! باورم نمیشد! داشتم با خودم فکر میکردم که نکنه دارم خواب میبینم یا توهم زدم؟! حالم اصلا خوب نبود انگار با تبر زدن به سرم!!!.......
خب دوستان اینم پارت اول داستان می سو جین و تهیونگ 🤗 امیدوارم خوشتون اومده باشه😅دوست دارین پارت دوم رو هم بنویسم؟؟ تو کامنت ها بگین💜✨
اگه خوشتون اومد و میخواد پارت دوم و هم بنویسم لطفا کامنت بزارید و بگید💜✨ ممنون که این داستان و خوندید🥰
عالییی بود ❤🤩
عالیه عزیزم زود پارت هشتم رو بزار
عالی بود منتظر پارت بعدی هستم😘😘😘😘😘😘
💜💜💜
عالیییییییی
تروخدا بنویسس
💜💜💜
واقعا عالی ادامه بده.🤩🤩🤩💯💯💯👌👌
💜💜💜
عالی ادامه
💜💜💜
دوستان خوشگلم من پارت2 رو مینویسم ولی ممکنه طول بکشه چون تستچی تا بررسیش میکنه و تا قبولش میکنه ولی منم سعی میکنم زودتر بنویسم تا زودتر قبول بشه💜مرسی از نظرات قشنگتون💜✨
خوب بود . منتظر پارت بعدی هستم
❤️❤️❤️❤️
خیلی خوب بود😶
مرسییییی💜
خیلی خوب بود اگه میشه پارت بعدی رو بزار منتظرم🥰
باشه قشنگم🥰