در اصل حرفام به یه دوستم بود
نمیشه گفت لیریکه ولی قشنگن حس منم🙂 با همه سرد شدم نمیدونم چرا هیچکس برام مهم نی تظاهر میکنم همه برام مهمن اونا که مهمن فقط زمانی معلومه که ازشون دفاع کنم یا بترسم بلایی سرشون بیاد من بیشتر از سنم میفهمم این آزار دهندست 🙂 از بچگی بوده یه عده رو راضی میکنه یه عده رو آزار میده یه عده براشون عجیبه و یه عده میگن بلد نیستم بچه باشم 🙂 برام مهم نیست ولی بهش فکر میکنم همه کسایی که برام خاصن ولم میکنن بازم مهم نیست مهم اینه کسی بجز خودم ارزش نداره عشقمو براش هدر بدم 🙂 هعی ما هردو یه رو داریم که اون یکی ندیده من با آدمی دوست شدم که اشتباه بود منو تو اشتباهاتش گیر کردم ولی وقتی رفت ناخوداگاه چیزی رو گم کردم تنها چیزی که امید میداد پیدا بشه رفت و من بدون امید شدم 🙂 و تیکه اهمیت هارو جمع کنم و امیدمو پیدا کنم ولی بجاش چیزی که گم کردم پیدا شد ولی یه قسمتاییش بر نمیگرده مگه اینکه خودمو دوست داشته باشم 🙂
حس آدما قلب آدما دست پا بدن نیست که بسوزه و درست بشه حسه این وحشتناکه که یه نفر حستو بسوزونه
حس مثل شانس نیست اگه حستو بسوزونیش تنها خودت به کمک خودت میتونی درستش کنی
پس خودمو دوست دارم چون میخوام این تنهایی مال خودم باشه چون بهتر از اینه که آسیب ببینم آسیب بزنن بهم چون اون آسیاب خطر ناکه خطر ناک ترین چون این آسیبها ترسو میکنه منو چون من گریه نمیکنم 🙂
تموم شد ناظر لطفا منتشر کن مگه چی داره ؟
لایک نکنید فدا سرتون ولی فالو کنین اگه دوست دارین اگه همدردین
نظرات بازدیدکنندگان (0)