شما دختری هستین که بورسیه کره گرفتین و به کره رفتین تا رشته دانشگاهتون یعنی معماری داخلی رئ ادامه بدین.حدودا 23 ساله هستید با قد 167 و مو های لخت و چشمای قهوه ای
بالاخره به فرودگاه رسیدی....شب قبل کلی گریه کرده بودی چون از خانوادت جدا می شدی. اما آرزوت برآورده شده بود.سه ماه پیش خبر گرفتن بورسیه رو گرفتی و شروع به تمرین فشرده کره ای کردی1. ا/ت:قرار بود از طرف دانشگاه واست ماشین بیاد.بورسیه کامل نگرفته بودی.دانشگاه فقط هزینه خونه ای که اجار کرده بودی و نصف هزینه دانشگاه و هزینه پاسپورت وویزا و رفت و آمد تو به ایران که هر 6 ماه این اجازه رو داشتی می داد
از فرودگاه بیرون اومدی:واااای این سئولههه.چقدر خوشگله..هنوز ماشینی برات نیومده بود پس زنگ زدی به دانشگاه و گفتن به زودی ماشین میرسه.چون هیچ خونه ای نزدیک دانشگاه پیدا نکرده بودی مجبور بودی نزدیک ترین خونه به دانشگاه رو با وجود چند تا همخونه قبول کنی ولی نمیدونستی همخونه هات کیا هستن
ا/ت:بالاخره ماشین رسید سوار شدی و ماشین تو رو رسوند به خونه ای که اجاره کرده بودی. -نمیدونم میتونم 6 ماااه رو با وجود همخونه تحمل کنم یا نه رفتم داخل.خونه ی شیکی بود.5 تا اتاق داشت و یه هال و 3 تا حموم.میتونم راحت یه اتاق رو واسه خودم بردارم ا/ت رو به مسئول خونه:ببخشید.قرار نبود کسی اینجا باشه؟ *بله ، اونا هم به زودی میان.تا اونموقع استراحت کنید. اگه از خونه خوشتون اومده.... -نفهمیدم چی گفتین.من هنوز خوب کره ای رو یاد نگرفتم.ببخشید *اشکال نداره.پس حالا که خوشتون اومده من میرم تا شما همینجا زندگیتون رو بکنید(چیز دیگه ای یادم نیومد واسه دیالوگ مستاجر خخخ)
رفتم تو اتاقی که مال من بود.چمدونم رو باز کردم و وسایلم رو تو کمدم چیدم.اتاق کوچک اما جمع و جوری بود -اینجا در کل واسه من خوبه.میتونم وسایل طراحیم رو روی میز بچینم.اینجا از اتاق خودم هم بهتره.وای خدا چقدر هیجان بعد از تموم شدن کارام لباسام رو پوشیدم و یه نودل خوردم و رفتم تا بخوابم.سرم واقعا درد می کنه.
چند ساعت بعد_7:25 عصر_ با صدای بلند خوندن از خواب پریدم و به دور و برم نگاه کردم -این دیگه چی بود صدا از تو هال میومد.رفتم تو هال و درجا خشکم زد -فکر می کردم قراره با یه خانواده همخونه.... هفت تا چشم بهت زل زدن و یدفعه آهنگ قطع شد پسری که موهاش آبی بود و لباس سبز با رگه های سفید تنش بود:س..سلام.معذرت میخوایم.من جین هستم به کناریش تنه زد:گفتم اینقد سر و صدا نکنیم بیدار میشه... (بقیه حرفش رو متوجه نشدی) -اومم...نه...من فقط...میدونین...اممم.کره ایم زیاد خوب نیست..چجوری بگم...فقط یه خواب کوتاه بود...من ا/ت هستم..
((سکوت مطلق)) پسر مو مشکی با لباس مشکی:قرار نبود با یه دختر هم اتاق بشیم هاااا -من گفتم کره ایم خوب نیست اما میدونم چی میگی لحنت تند بود... همه خشکشون زد ا/ت:معذرت میخوام..اممم. منظورم اینه که ...اممم...شما خودتون رو معرفی نمی کنید پسر مو مشکی نیشخند زد:یعنی میگی ما رو نمیشناسی؟؟دروغگوی خوبی هستیااا ا/ت:ببخشید،من از کجا...باید..شما رو بشناسم؟؟؟؟ پسر مو آبی با لباس سفید:مثل اینکه ما رو نمیشناسه..من تهیونگم.ما بی تی اسیم ا/ت:بی تی اس به کره ای یعنی چی؟؟؟؟
پسر مو مشکی دیگه:اممم ببین اسم من کیم نامجونه....ما ایدلیم.خواننده هستیم و فکر کردیم ما رو میشناسی. ا/ت که هنگ کرده:آهااا...اوهوم نامجون رو به پسرا:مثل اینکه هنوز نگرفته ما کی هستیم ا/ت با خنده ی عصبی:اممم...خب بقیتون؟ جیمین(دیگه حوصله نوشتن خصوصیات رو نداشتم):من پارک جیمینم جونگکوک:منم جئون جونگ کوکم..میتونی جی کی صدام کنی. ا/ت:جونگ کوک صدات می کنم خوبه؟؟ جی کی:اوک..هر چی خودت خواستی ته:منم کیم تهیونگ یونگی:من مین یونگی ام جین:منم که گفتم کیم سئوک جین هستم
جی هوپ:منم امید این گروهم..جانگ هوسوک ا/ت:از آشنایی با شما خوشبختم:)))))) نامجون:ببین ما مزاحمتی برات نداریم حتی اگه بخوای میتونیم تو درسا کمکت کنیم.... یونگی و کوک با هم:ای خدا از درس حرف نزننن نامجون:رشتت چیه؟؟چند سالته؟ ا/ت:خب راستش رشتم معماری و طراحی داخلیه و خب 23 سالمه نامجون:خیلی خوب کره ای حرف میزنی،ولی یکمی لحجه داری ا/ت:امم خب من فقط تو 3 ماه به صورت فشرده اینا رو یاد گرفتم و کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم...متاسفم نامجون:ما..منظورم همه ی ماست..میتونیم کمکت کنیم.. ا/ت:ممنونم
نامجون:انگلیسی که بلدی؟؟ ا/ت:اوهوم..انگلیسیم همیشه خوب بوده و ..... جین:خب حرف زدن درمورد درس بسه،کسی واسه شام برنامه ای نداره؟ کوک:منم با شام موافقم..تو از ایران اومدی نه؟؟؟؟ ا/ت هل می شود:آره خب کوک:من درمورد دستپخت ایرانیا زیاد تعریف شنیدم..میخوای امشب کمک کنی تا با هم شام بپزیم..شما موافقین شام با هم بپزیم؟؟ همه اعضا:آره ا/ت:من دستپختم خیلی خوب.... کوک:بهت یاد میدیم...جین استاد آشپزیه یونگی:انقدر حرفاش رو قطع نکن..چرا انقدر عجله داری؟؟؟
خب گلاااا لطفا اگه خوشتون اومده تو کامنتا بگین.این قسمت بیشتر معرفی و آشنایی بود..قسمتای دیگه کم کم هیجانی میشه و ا/ت کره ایش خوب میشه... سوال اولین پست داستان رو دوست داشتین؟؟؟ چجوری ادامه پیدا کنه؟؟؟؟ عاشقانه باشه؟؟؟؟(به نظر خودم که نه من دوستی رو از عشق بیشتر دوست دارم و بهتر میتونم بنویسم)
ادامش جا نشد
وقتی برگشتم تستچی خیلی دنبال اک..انتت گشتم ولی پیدات نکردم
و دیگه بیخیال داستانت شدم
میتونم بگم جزو بهترین داستانهایی که خوندم
جدی الان دیدم همون داستان کلی ذوق زده شدم
پشممامممم نویسنده این داستان تویی؟
جدیی من این داستانتو از وقتی که منتشر شد دنبال میکردم ولی وسطا ی مدت از تستچی رفتم داستانتم دیگه نتونستم کامل بخونم داشتم همینجوری تستاتو میدم که اینو دیدم گفتم حتما همون داستانه و دیدم واقعا خودشه من عاشق این داستانتم
با اینکه خیلی وقته از منتشر شدنش گذشته
چه باحال بود
:))))))
تنکس عالی👌
مرسییییی
وایییییییییی معرکه س حرفی برای زدن ندارم😍تا ادامه شو نبینیم اروم نمیگیگیریم😁✊
مرسییییییییی.ادامه ش رو آپلود کردم منتظر تستچی باشین..پارت چهار هم دارم می نویسم...پارت سه رو واستون طولانی تر نوشتم
سلام کارت عالیه همینطور ادامه بدی مطمئنن زحماتت جواب می ده شاید العان زیاد کسی نخوندش اما داستانت موضوع عالی داره
مرسیییی لاوم...حق با توعه.و بازم مرسییییی
اره ادامه بده پارت بعدی هم زود بذار
مرسییی
حتما.آپلود کردم تا فردا پس فردا تایید میشه