سلام من ایدام اومدم با پارت جدید☺
سلام اومدم با پارت جدید😆
احساس کردم دستس رو گذاشته رد کمرم و یکی دیگه از دست هاش روی شونه هام و داره من رو به خودش نزدیک میکنه و.....اون من رو بغل کرد......لبش رو به گوشم نزدیک کرد و گفت:
ببخشید اذیت شدی اون .....اه...ببخشید که نتونستم زود تر بیام💖 چند دقیقه توی شوک بودم ...بعدش به خودم اومدم گفتم:اَه..ولم کن.و خودم رو از توی بغلش به زور در اوردم و گفتم:نمیخواد معذرت بخوای.. اَه بعدشم رفتم طرف دیگه تا راحت شم
توی کلاسا همش به اتفاقات امروز فکر میکردم ....واااای😣 توی کلاس که داشتم به توضیج معلم به درس جدید گوش میدادم بازم یاد اون اتفاقات افتادم و به یونگی نگاه کردم که داشت یواشکی اون پسر جذابه رو رو می پایید .....کلاس ها تمام شد (راستی اون موقع که داشت وسایلشرو داشت جمع میکرد میخواستن زنگ بعدی بره به ازمایشگاه فکر نکنید زنگ اخر بوده)وسایلم جمع کرده بودم راه افتادم توی راه به خانه همش اتفاقات توی ذهنم میومد😥
از ذهنم بیرون نمیرفت ... ولی واستا ....(اینجا داره توی ذهنش تکرار میشه)اون جایی که=من رو به دیوار تکیه داده بود اون پسره و بعد یونگی گفت که=(یونگی تویذهنش تکرار میشه حرفش)تهیونگ!*واستا ببینم اسم اون پسر جذابه تهیونگه.....وای خدا*رسیدم خونه به مامان و بابام سلام کردم و رفتم توی اتاقم کیفم رو روی میز گذاشتم و زود تکالیف رو نوشتم چون امروز قراره سوهو بیاد خونمون(سوهو همون دختریه که داشت باهات راه میرفت و اون دوستته)تکالیف تمام شد ...هوه ..زاد بود ها ..دراز کشیدم روی تخت و یکم اهنگ گوش کردم اهنگ فور اور یانگ بلک پینگ رو گوش کردم عالی بود(بلک پینک هس ولی بی تی اس نیست)بعدش یه پیام اومد چک کردم دیدم سوهو پیام داده که =من۳۰دقیقه دیگه میام اونجا😉* پاشدم یه حمام ۱۰ دقیقه ای رفتم موهام رو خشک کردم
لباسم رو که اماده کرده بودن رو پوشیدم 👒نیم تنه بود با یه دامن بالای زانو خیلی خوشگل بود(میخواستی خوشگل باشی چون اولین باره داره میاد خونتون)بعدش شروع کردم مرتب کردن اتاقم🛍چند دقیقه بعد سوهو اومد نشست یکم با هم درباره موضوع ها حرف زدیم تا اینکه یه چیزی به ذهنم رسید که میتونیتم ازش بپرسم🤔
گفتم:سوهو تو چند ساله تویه اون مدرسه ای؟ گفت:۲ سال☺ من گفتم :اها یعنی راجب بچه های کلاسمون خوب میدونی؟ گفت:خب...امممممممم....ارع ..میدونم..چطور؟تو:همینطوری😅 چند دقیقه سکوت شد تا اینکه اون یه جودی شکاکی نگام کرد😒من گفتم:وااا چرا اینطوری نگاه میکنی ..یکم ترسناک میشی😨گفت :ببخشید ولی.. خب ... نکنه این رو پرسیدی چون میخواستی درباره تهیونگ یا یونیگی بدونی🤔
من گفتم:چی ننننههههه .. .اشتباه میکنی😶گفت:به من دروغ نگو از چشات ضایس میخوای دربارشون بدونی! من:پی نه باباااااا ...ارع میخوام دربارشون بودم😐 گفت:وای.😂😂😂😂خیلی خنده دار شدی بودیی 😂😁خب امم بذا واست بگم خب .........تهیونگ خیلی منحرفه و عاشق دختره 😧یه بار عاشق یه دختر توی مدرسه بوده ولی اون دختره از اینکه اینغدر منحرف بوده ترکش کرده ..ولی اون خیلی جذابه ...اون خیلی خوب درس میخوانه و به ارامش دیگران خیلی اهمیت میده اون ۴ساله تیو مدرسس
گفتم :اهااا😐..خب امممم...یونگی چی؟ گفت :اون ۴سال پیش اومده مدرسه اون خیلی میخوابه و خیل به کسی که دوستش داره اهمیت میده و خیلی مهربونه و کیوته صداش خوبه ۲ بار شنیدم توی مدرسه رپ خوانده میگن رپش عالیه😍
خب اینبار توی هیجان کات نکردم دوست داشتی؟(صحیح=ارع غلط:نه) و نظر بذارید
ممنون که تست رو زدی😍
عالی بود😍😍
پارت بعدی را لطفا زودی بزار