🐞🐞🐞🐞+🐱🐱🐱🐱=💕💕💕💕💕
از زبون کت نوار دیگه نمیتونم تحمل کنم چرا اون منو دوست نداره،🥺 من عاشقشم ولی اون نه از زبون هاک ماث کت بلنس من ارباب شرارت هستم میدونم من بهت قدرت میدم ولی باید معجزه گر خودت و لیدی باگو برام بیاری از زبون ادرین باشه ارباب شرارت از زبون مرینت
تیکی گفت مرینت اونجارو وای نه کت شرور شد یعنی انقدر از این که من دوسش ندارم ناراحته تیکی خال ها روشن رفتم پیش کت کت بلنس گفت سلام بانوی من شرمنده که باید باهات بجنگم (دو ساعت بعد)کت حواسش نبود اکوماشو گرفتم خداحافظ پروانه کوچولو کفشدوزک معجزه آسا کت که به حالت اول برگشت گفت من خیلی متاسفم بانوی من
من گفتم نه کت من باید معذرت بخوام من در حقت خیلی بدی کردم باید برات جبران کنم دنبالم بیا کتو بردم یک جای خلوت گفتم تو منو خیلی دوست داری حتی خیلی وقتا برای من از جونت گذشتی پس حقته که اینو بدونی تیکی خال ها خاموش
از زبون کت نوار شکه شدم. مممررریییننتتت لیدی باگه تمام این مدت اون لیدی باگ بود؟با خوشحالی بقلش کردم و گفتم پلگ پنچه ها بیرون خیلی خوشحالم انگار تمام دنیا مال منه،😍😍😍😍😍
از زبون مرینت اااااددددرررریییینننننن کت نواره تمام این مدت دست رد به ادرین میزدم با لکنت گفتم اااااددددرررریییینننننن توووو کت نوار هستی گفت آره مرینت گفتم راستش من نمیدونستم تو آدرینی آخه من عاشق آدرینم اگر میدونستم تو آدرینی انقدر اذیتت نمیکردم منو ببخش آدرین
از زبون آدرین مرینتو بغل کردم و گفتم دوست دارم بانوی من گفت منم همین طور آدرین یهو بارون شدیدی گرفت گفتم بهتره بریم خونه رفتیم خونه من خوشبختانه مامانو بابام خواب بودن رفتیم اتاق من کلی با هم حرف زدیم که ساعت دو شب شد آدرین گفت بهتره برم دیگه شب بخیر بانوی من گفتم شب بخیر آدرین فردا میبینمت
از زبون آدرین رفتم خونه خوشبختانه ناتالی و بابام خواب بودن پلگ پنچه ها داخل پلگ گفت باورم نمیشه مرینت لیدیه گفتم میدونم چی شده پلگ؟گفت اااممم راستشو بخوای من عاشق کوامی لیدی باگ شدم و خبر خوب این که اومنم عاشق منه گفتم چه عالی پلگ شب بخیر
صبح که رفتم مدرسه رفتم دنبال کاگامی که بهش بگم عاشق یکی دیگم ولی اون داشت میومد سمتم گفت سلام آدرین یکم استرس داشت انگار گفتم سلام کاگامی چی شده گفت امید وارم که ناراحت نشی ولی ببین من عاشق یکی دیگم اسمش جاناتانه یعنی منو تو دوست معمولی هستیم ناراحتی الان؟گفتم نه اتفاقا منم عاشق مرینتم میخواستم بهت بگم گفت چه عالی شما خیلی به هم میاید خب آخر کلاس میبینمت گفتم خداحافظ کاگامی همه عاشق شدن کلویی و لوکا عاشق هم شدن بقیه بچه هرو نمیدونم عاشق کی شدن ولی عاشق شدن الیا و نینو هم عاشق هم
از زبون مرینت سلام آدرین سلام عشقم خوبی آره خوبم تو چطوری منم همین طور گفت خیلی دوست دارم به مامانو بابام گفتم از خوشحالی ترکیدن گفتم منم به پدرمو ناتالی گفتم تعجب کردن ولی گفتن عالیه مرینت گفت ااممم ببین آدرین بعد از مدرسه بیا خونمون باید حرف بزنیم خب گفتم باشه عصر رفتم پیش مرینت با هم رفتیم پارک و بستنی خوردی مرینت گفت خب باید باحات درباره یک چیزی مشورت کنم گفتم چی مرینت گفت.............
خب دوستان این پارت تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه کامنت فراموش نشه اگر کامنت ها به 20تا برسه پارت بعدی رو میزارم تا پارت بعدی فعلا 👋🥰👋🥰🥰👋🥰👋🥰🥰👋👋
اسم رو اشتباه نوشتی
مارینت هم میگن هردوش درسته
دیگه این داستانها تکراری شده من از میراکلس داستان گذاشتم به نام جادوی سیاه حتماً بخونین وقتی بررسی شد
اگر از نظر تو تکراریه پس نخون کسی مجبورت نکرده
سلام دوستان نویسنده هستم پارت بعد رو نوشتم تو برسیه ولی واقعا فکر نمیکردم این قدر داستانو دوست داشته باشید ممنون،♥️
اونی که گفت تو خیلی به باران توهین میکنی باید بگم اولن اگه از نظرت من بدم نیا داستانو بخون دومن این که چون باران خیلی خودشو برا آدم میگیره فکر کرده کیه حالا سومن هم این که داستانش غمگینه خیلی
مارینت هم میگن
سلام دوستان ممنون که بهم انرژی میدید،💕💕💕💕🥰🥰🥰🥰
عالی پارت بعد رو زود تر بزااااااااااار 😭😭😭😭😭😭😭😭 عالییییی بوووودددد 😍😍😍😍😍😍
فقط یکم کم مینویسی😐بیییشششششتتتتررررررررررررر بببببببببببننننننووووووییییییییسسسس😭😭😭😍😭😭😭😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😒😒😒😒😒😒😕😕😕😕😕🥺🖤🖤🖤🖤🖤🖤🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺😉😉😉😉😉👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
عالللللی بود
چرا تستو انجام می دید ولی نظر نمی دید؟🥺🥺🥺🥺😭😭😭😭😭
عالی بود💕💕💕💕💕