لطفا حمایتم کنین چون بدون حمایت شما نمیتونم ادامه بدم 😔🙂
*گفتی اینجا مردی ........%بله .......*شنیدم شبا صرو صدا میکتی ؟ .. مردم اینجا اذیت میکنی؟........%اینا همه شون منو د زنده گیم خیلی اذیت کردن میخام منم اونارو اذیت کنم ........*میدونی اینا میخان این خونه رو به ما بفروشن ......... %آره .......*اونوقت تو چیکار میکنی ؟میخای اینجا بمونی و مستهجر جدید هم اذیت کنی ؟؟.......% آره .......*اگه اونا رو اذیت کنی چیزی به تو نمرسه مگه نه ......
%نه نمیرسه ........*پس چرا ازینجا نمیری به جایی که خودت هم راحت باشی و کسی رو هم اذیت نکنی ... جایی که تو بهش تعلق داری اینجا نیس .... %راستش تا حالا بهش فک نکردم از وقتی که مردم ازینجا جایی نرفتم ..و دوست ندارم کسی اینجا زندهگی کنه .چون این خونه مال منه
%خب اگه ؟.جایی تو میگی ..جایی که بهش تعلق دارم برم ..راحت ام ..و دیگه نمیتونم کسی رو اذیت کنم...........*من نمیدونم اونجا چجور جاییه ولی اگه بری راحتی و دیگه نمیتونی برگردی .........%منم خیلی ازینکه بقیه رو اذیت کنم خسته شدم میخام برم 😔...میخام تمومش کنم ......... *باشه خوشحالم که تونستی از خونه و قاتلت بگذری و اینو یادت نره هر کی تاوان اشتباهاتشو میده
شب تو خونه ___________ * ایشش لعنتی من نباید خونریزی کنم .....چخبره اینا چین عاااااااااا ..هااا ..ولم کنین ....عااااا ..کمک ...کمک
ماگوانگ:این بو ...عا ای بوی .خون از کجا میاد 😬....مث بوی سام جانگه ........... کوکی: آره را..راست میگی .......
*عاااااااا ..ولم کنین ...هااا. ..آجوشی .........(*اون لحظه تنها فرد مورد اعتماد همون آجوشیه بود نمیدونم این آدما انیو (نه) این موجودات عجیب غریب از کجا اومدن ولی اینقد میدونم اومدن منو بخورن)
تموم شد بزن بعدی👈
این داستان ادامه دارد......
پارت بعدددددد
باشهه