
اینم پارت دو که میشه آخری .
روز بعد طبق گفته های وی ساعت ۹ باید میرفتم اونجا یکم تمرین رقص کردم ولی خوابم نمیبرد یکم آهنگ گوش دادمو زمزمه کردم.صدام بدک نبود همه میگفتن قشنگ میخونم.ساعت ۳ شب به زور خوابم برد .با آلارم گوشی که آهنگ آی نید یو بود بیدار شدم ساعت ۷بود.رفتم حموم و زود اومدم صبحانه خوردم یکمی آرایش کردم.و به موهام مدل دادم . یه لباس خیلی کیوت(هرچیزی که خودتون دوست دارید)پوشیدم و به سمت کمپانی رفتم.رفتم داخل و اعضای بی تی اس رو دیدم .
تهیونگ:کیوت خانم داشتی دیر میکردیا.الان میرم هماهنگ میکنم بری تست رقص.اعضا هم همراهش رفتن همون موقع که منتظر بودم یه آقا اومد گفت که برم داخل.منم با استرس رفتم تو. داورا گفتن خب کدومو آهنگو میخونی گفتم:بخونم؟ گفتن آره دیگه مگه برای تست خوانندگی نیومدی یزره فکر کردمو و جواب دادم بله چون که دیدم بهترین فرصته و خیلی دیر به دیر کارآموز میگیرن اونم دختر.گفتم آهنگ هارت بیت رو میخونم. هم خوندگ و هم رقصیدم.گفتن بعدا بهتون نتیجه رو اطلاع میدیم
اومدم بیرون دیدم اعضای بی تی اومدن سمتم تهیونگ:اِ بچه ها اینجاست کوکی:کجا رفتی یهو هوپی:تو این اتاق چیکار میکردی جیمین:زمانش تموم شد دیگه نمیتونی تست رقص بدی که +ببخشید بچه ها.اشتباه منو بردن این اتاق گفتن برامون بخون. شوگا:بعد واقعا خوندی جین:اصلا مگه تمرین کرده بودی +یه چیزایی بلد بودم خوندم .آهنگ شما رو خوندم آر ام:کدومو خوندی حالا +هارت بیت تهیونگ:اون برای یه تازه کار خیلی سخته +دست شما درد نکنه😑 .الان همه آرمیا یه پا آیدلن واسه خودشونا.
تهیونگ:منظوری نداشتم شوگا:اصلا کار آموز دختر مگه قبول نیکنه بیگ هیت کوکی:خب چرا نکنه جین:چه خوب میشه قبول شی آر ام:راستی بچه ها امشب یه هتلی رو رزرو کردن بریم اونجا.تو هم میای ا/ت؟ +نه دیگه. من که جزو گروهتون نیستم. هوپی:دوستمون که هستی +واقعا؟؟؟؟؟
جیمین:نیای ناراحت میشیما +باشه میام البته اگه مزاحم نیستم شب رفتیم رستوران و داشتیم غذا میخوردیم ک
شب رفتیم رستوران و داشتیم غذا میخوردیم که گوشیم زنگ زد . گوشیرو برداشتم دیدم ناشناسه دوباره گزاشتم تو کیف تهیونگ:کی بود هاااا؟؟؟؟؟😉 +ناشناس بود تهیونگ:راسشو بگو دوس پسرت بود ناقلا +من دوست پسر ندارم هوپی:اِ .تهیونگ.تو چی کار داری خب +اصلا جواب میدم
الو.سلام.بله خودم هستم......چچچچ.....چچچیییییی.....قبول شدم کوکی:وای...حالت خوبه.چی شد. وقتی به هوش اومدم تو خوابگاه پسرا بودم. همه داشتن بهم تبریک میگفتن با زوق زیاد ولی من هنو تو شوک بودم. بی تی اس سونبه های من بودت و من خیلی خوشحال بودم
بعد چند ماه تمرین سخت تونستم دبیو کنم اعضای بی تی اس به کنسرتام میومدن و فنم شده بودن.منم که آرزون برآورده شده بود. راستی گروی نبودم.سولو بودم چند تا همکاری هم با بی تی اس داشتم. و اینها همش یک تصور بود.😂💜😭
خب این داستان تموم شد میدونم کم بود. ولی داستان بعدی ۵ تا پارت داره . اسمش عشق بین ما هست. منتظر داستان بدی باشین کیوتا💜
بای .
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اقا پارت فرار با جونگ کوک 4 منتشر شد . داستان هم خیلی خوب بود .ببخشید اگه هربار منتشر میشه بهت میگم .گفتم شاید نخوندی .عالییییییییییییییی بود
ممنون که اطلاع میدی .همیشه داستانتو دنبال میکنم عالیه😊💜
سلام مثل همیشه عالی
میشه تو داستان تهیونگ 💜 جنی بگی ادامه نده ازت خواهش میکنم
خیلی خوب مینویسی داستان بعدی رو زود بنویس امیدوارم ذهنت رو قاطی نکنم ( منظورم گفته بودی شخصیت داستان اصلی ) 😅شانسی یکی رو انتخاب کن 😁یا باایستت رو انتخاب کن 😁راستی باایستت کیع
من خودم بایسم تهیونگ ولی عاشق همشونم .چون داستانو تهیونگ از قبل گزاشته بودم کلا باهمون نوشتم.
جیمین یا تهوینگ .جین . نامجون .جیهوپ .جونگ کوک.شوگا نمیدونم کلا سخته انتخاب کنی یکی رو انتخاب میکنی میبینی اون یکی موند ولیی شوگولی یا جیمین یا جین یا تهوینگ رو انتخاب کن بین اینا موندم 😁
فوق العاده بود ❤❤❤❤عالیه عالی❤
امیدوارم بتونیم یه روز BTS رو تو ایران ببینیم
منم همینطور
عالی بود من که خوشم اومد
خوشحالم خوشت اومد💜
جالب بود آفرین حرفی ندارم عالی بود
💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍
مرسی😁💜
اشتباه به جای رستوران یه جا نوشتم هتل
تستی که میخام بسازم شخصیت اصلیش کدوم یکی از اعضا باشه؟
خیلی عالی😍😍
ممنون😍