سلام دوستان من اورانوس هستم با یه تست جدید ( در واقع داستان ) هب این داستان درباره یکی از عضو های بی تی اس جیمین خوشگلمون هست ( خیلی کیوته ) بریم داستان رو ببینیم😊
(بچه ها قبل هر چیز بگم این داستان +۱۰ هست پس تستچی جان منتشر کن من گفتم) سلام من جیمین هستم ۱۷ ساله (سنش الکیه) از ( بزارید فکر کنم..........🤔😂......... آهاااااااا ) از پاریس (خخخ) امروز صبح : اه بازم باید برم دانشگاه🥱 رفتم دست و صورتم رو شستم ، صبحونم رو هم خوردم ، کیفمم آماده کردم و بزن بریم به دانشگاه😁 رفتم توی کلاس نشستم خانم معلم ( معلمشون خانمه😁 ) گفت که امروز یه دانش آموز جدید داریم به اسم اورانوس ( بچه ها دانش آموز جدید منم😁🤣 ) همه بهش سلام کنید همه باهم : سلام از زبان من ( یعنی اورانوس😁 ) : منم سلام کردم خواستم برم بشینم که دیدم فقط یه صندلی خالیه که اونم کنار یه پسره اه شانس ما رو به هر حال رفتم نشستم بچه ها برای اینکه جون به لبتون نکنم بهتون میگم قسمت عاشقانش کجاست : ( جیمین قراره عاشق من بشه ( من یعنی اورانوس😁 ) الان قیافه شما دیدن داره یعنی قیافتون این شکلیه: 😰😱😱
بعد کلاس از زبان جیمین : وای اون دختره چقدر کیوت بود « منو میگه ها 😁 » عکسمم هست حوسله تایپ نداشتم🥱😁
بعد کلاس از زبان جیمین : وای اون دختره چقدر کیوت بود « منو میگه ها 😁 » عکسمم هست حوسله تایپ نداشتم🥱😁
ها من چم شده واااااای نه نکنه نکنه......!!! من ع*ا*ش*ق اون دختره شدم😳 خب البته حقم دارم خیلی کیوت بود 😍 توی حیاط بودیم « زنگ تفریح هست » که دیدم تنها یک جا نشسته رفتم پیشش گفتم سلام من جیمین هستم نگام کرد گفت : سلام ، امرتون خب من که نمیتونستم همین الان بهش بگم ع*ا*ش*ق*ش*م اول باید یکم بهش نزدیک میشدم « یعنی صمیمی میشدم » پس گفتم : میای با هم دوست باشیم نگام کردم چشاش گرد شده بود اینجوری😳 با تعجب گفت : با.....باشه وای خیلی خوشحال بودم گفتم : میای امروز بعد دانشگاه بریم بستنی فروشی ؟ گفت : باشه😳
از زبان اورانوس : ( راستی یادم رفت بهتون بگم جیمین خیلی مشهوره چون خوانندگی میکنه به خاطر همین اورانوس که خودم باشم😁 با چشم های گرد نگاش میکردم و اینکه من یکی از طرفدار های دو آتیشش هستم هم توی دنیای واقعی هم توی داستان ، گرفتید ؟ 😁 ) خب راه افتایم سمت بستنی فروشی من بستنی شکلاتی گرفتم و جیمین هم بستنی توت فرنگی😳😁🤣 موقع خوردنشون انگار توی یک دنیای دیگه بود چند بار صداش کردم : جیمین جیمین جیمین جیمییییییین یهو سه متر پرید هوا گفت : چیشده چشده گفتم : کجایی گفت : میشه یه سوال ازت بپرسم؟ گفتم : باشه میشنوم............
🎵🎧اسلاید اضافه🎧🎵
🎵🎧اسلاید اضفه🎧🎵
و باز هم اسلاید اضافه🤣😂
بازم اسلاید اضافه اه خسته شدم😑🙄🥱
خب امیدوارم از داستان خوشتون اومده باشه لطفا بگید داستان رو ادامه بدم یا نه تستچی جان من از اول هم گفتم داستان +۱۰ هست پس لطفا منتشر کن خیلی براش زحمت کشیدم و اینکه کپی ممنوع لایک کنید عزیزان😘
💜عالیه پارت بعد و بزار 💜
💜فالوم کنید منم داستان مینویسم💜
پارت بعددد
عالیییییییییییییییییییییییی بودددددد
عالییی پارت بعد بدوووووو😐