امیدوارم خوشتون بیاد ، دوستان هر چی لایک ها بیشتر بشه من پارت بعدی رو زود تر میزارم
شما وارد کنسرت که میشید میبینید ردیف خیلی جلو جای شما هاست کاکا : هوففف چرا انقدر جلو آخه ( تو ذهنش میگه) ( زیاد از *BTS* خوشش نمیاد) سانگ تیان : بنظرتون خیلی جلو نیستیم؟ مامالا: نه اتفاقا خیلییی هم عالی شوگی : بشینید دیگهههه جین هو : خیلییی هیجان دارم ......... بعد از کنسرت...........
پدر سانگ تیان ( یکی از کله گنده های ژاپن و دومین خانواده پولدار تو ژاپن هست) برای دخترش یه لیموزین و با کلی بادیگارد میفرسته دنبال دخترش و دوستاش دم در کنسرت همه تعجب میکنن 😳😳 سانگ تیان : واییی خدا باز شلوغش کرد😤 مامالا : این لیموزین برای ماست؟😃 شوگی: اوهییی جونگ کوک: جیمین این لیموزین رو برای ما فرستادن؟ جیمین: اوه فکر نکنم
شوگا: امممم ولی برای کی فرستادن ؟ تهیونگ: فکر کنم برای ما باشه جونگ کوک بریم سوار شیم جین : فکر نکنم برای ما باشه جونگ کوک : چرا؟ جین : نگاه کن اون دخترا دارن سوار میشن
جونگ کوک : 😐 سانگ تیان : نباید انقدر شلوغش میکردد😤 همه داشتن نگاه میکردن ..... وایییییی خداااااااا کاکا : چتهههه؟ سانگ تیان: آبروم رو برددددددد مامالا : آخه مگه چیه سانگ تیان زنگ میزنه باباش: بابااااااا... پدر سانگ تیان: بله دخترم سانگ تیان : بابا آخه این همه بادیگارد و لیموزین و این همه تجملات نیاز نبود پدر سانگ تیان : خب میخوام که مطمئن بشم که دخترم سالمه سانگ تیان : بابا امااااا..... پدر سانگ تیان: اما نداره مواظب خودت باش خودت باش برام کار پیش اومد خداحافظ
با ماشین میرن هتل و میرسن اتاقاشون کاکا : بچه ها کی گشنشه؟ شوگی : من واقعا خیلی گشنمه جین هو : منم همینطور لاجی : اممم خب منم باهاتون میخورم یئ جاعه: منم گشنمه مامالا : منم میخورم باهاتون کاکا: خب همه میخورن پس ؟ سانگ تیان تو هم گشنته؟ سانگ تیان : نه گشنم نیست میخوام بخوابم فقط... کاکا: خب باشه مزاحمت نمیشیم جین هو : شب خوش سانگ تیان : ممنونم
میرن دم اتاق دخترا زنگ که میزننن کاکا: جین هو برو در باز کن ببین کیه جین هو : حوصله ندارممم یئ جاعه : آخه این وقت شب کیهههه مامالا : خودم درو باز میکنم درو که باز میکنه میبینه که *BTS* دم در هستن از خوشحال هول میشه میره به بقیه خبر میده بقیه واییی واقعااااا میرن به *BTS* سلام میکنند و بهشون میگن که بیان داخل بشینن کاکا : میره یه چیزی برای خوردن بیاره که یه دفعه یه چیزی از دستش میوفته و میشکنه یئ جاعه : دستت که زخمی نشد؟ کاکا : نه خوبم سانگ تیان : از صدای شکستنی ظرف از خواب میپره با لباس خواب میاد بیرون میگه : چه خبرتونهههه خیر سرم خوابم واقعااا اعصاب ندارم اون از کار بابام که لیموزین میفرسته اینم شما که داد و بیداد میکنید
اصلا حواسش نبود که پسرا اونور نشستن پسرا همشون هاج و واج موندن که یدفعه یئ جاعه میگه : مهمون داریم سانگ تیان سانگ تیان : کی آخه این وقت شب میادددد😤 یئ جاعه : میگه گروه *BTS* اومدن که خوش امد بگن چون همسایه کناریمونن سانگ تیان: هااا چی😳 یه دفعه جونگ کوک میزنه زیر خنده جیمین : اوشششش ساکت باش آبرومون رو بردی سانگ تیان میره که به جونگ کوک بگه خنده داشت که خندیدی اما... حواسش نبود که پاهاش میره رو ظرف شکسته یدفعه داد میزنه و از هوشش میره
امیدوارم خوشتون بیاد🖤💜🖤
منتظر پارت بعدی باشید
🖤🖤🖤 💙💙💙 💜💜💜
آنیووو💜❤💜
عالییییی بید کایوتم^-^❤
منتظر پارت بعدی هستم[❤_❤]
سارانگهه[^^]
فایتینگ[•-•]