سلام بچه ها من پارت5 روگذاشتن امید وارم که تستچیه عزیز قبول کنه اخه پارت3 و4 هنوز منتشر نشده واحتمالاعدم تعیدشده اما من اگرپارت3و4 منتشز نشدتو نظرات خلاصه هایه پارت3و4 رو مینویسم وقتتون رو نمیگیرم بریم برایه پارت6امید وارم که دوست داشته باشید😊برید داستان رو بخونید 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
اززبان کلارا......
رفتم خونه یه مرینت اینا تا به گفته یه خودم مشقامو انجام بدم اما اینطورنیست (بچه ها شاید باخودتون بگید چه اتفاقی افتاده پس بیاید بریم چند ساعت قبل)اززبان روزی:داشتم باگلوریاوجودی برایه کریسمس خونرو تمیز میکردم که تلفونه خونه زنگ خوردشماره ناشناس بود جواب دادم :بله بفرمایید-سلام منزله مرینت دوپنچنگ-بله درسته شما-من کلارا سزمت هستم دوست مرینت همونی که تازه اومده به پاریس-او الان به جا اوردم همونی که اونشب بامرینت برخورد کرد بعد باهم دوست شدید-بله درسته من الان وقت توضیح ندارم فقط میخوام بگم که مرینت امروز خیلی بی حاله اصلا حواس نداره خانم بوستیه به هم گفت بهتون بگم احتمالا به خواطر کریسمس داره خیلی کار میکنه -واقعا بله بخواطر کریسمس داره خیلی وار میکنه حداقل داره برای همه یه ما ودوستاش کلی لباس برای کریسمس درست میکنه همینطور کارایه خونه وتکالیف مدرسش- خوب من یه فکری دارم به نظرم به مرینت بگم که بیام خونه یه شما به خواطر اینکه درس رو متوجه نشدم واون بهم بگه وقتی خوابش بردماووتمام بچه هایه کلاس تمام کارایه خونه ولباسارو میکنیم برایه درخته کریسمس هم همه باهم وقتی مرینت استراحتشوکرد درست میکنیم-وای چه فکره خوبی فقط چطوری تمام بچه هایه کلاس ومعلم هارد میاری اینجا-اون بامن -توواقعاخیلی دوسته خوبی واسه مرینت هستی-ممنون خوب من دیگه برم کلاسم دیر شد خداحافظ -خداحافظ خوب ماجرارو فهمیدین بریم زمان حال دراسلاید بعد👈
زمان حال اززبان کلارا:رفتم تواتاق مرینت واز الکی گفتم که این مسئله یه ریاضی رومتوجه نشدم اینقدر حرف زدم که دیدم مرینت خوابه یه بشکن زدم وقتی کاملا فهمیدم خوابه به برادرهایه مرینت اشاره کردم که بیان بزارنش روتخت تا بخوابه یه هطفون گذاشتیم توگوشش ویه اهنگ لالایی که توگوشش داشت پخش میکردگذاشتیم تا بیدار نشه وهمینطور چشم بندواز اتاق رفتیم بیرون ودروبستیم منم رفتم به الیا اینا زنگ زدم که میتون بیان بعد از چند دقیقه صدایه زنگ اومدمنو روزی دویدیم سمت در وباکله خودریم به هم وافتادیم زمین به هم نگاه کردیم اینشکلی😮وبعد خندیدیم که یهو ادرین، گلوریا ،جودی ،اما،تیم، جانی بهمون گفت هیشششششش😡مرینت خوابه بیدارش میکنید من وردزی باهم گفتیم:ببخشید ودوباره بهم نگاکردیم وگفتیم هیشششش بلند شدیم ومن درو باز کردم که الیا گفت:نمیخواین دروباز کنید کلارا:ببخشبد الیاالیا:اشکالی نداره کلویی:بچه ها منتظره چی هستیم بیاد شروع کنیم سابرینا:بزنید بریم 😉
ما داشتیم کارا رو انجام میدادیم که یهو صدایه باز شدنه درو شنیدیم هممون حول شدیم و بچه ها یه کلاس باوسایلاشون یه جا از خونه قایم شدن منم رفتم رومبل نشتسم وتلویزیون رو روشن کردم صدایه بسته سدن درد شنیدم وقتی سایه نزدیک تر شد اون.......
اون جودی بود😐😐که رفته بود تواتاقه مرینت وتودستش کلی شیرینی بود همه اومدن از مخفی گاهاشون بیرون واینطوری به جودی نگاه کردیم:😐😡😬😠 جودی هم اینطوری:😮😅جودی:چیه چرا اینطوری نگاه میکنید روزی:داشتی از ترس سکتمون میدادی که مبادا مرینت بیدار شده 😡جانی:الان وقته شیرونی خوردن نیست باید خونرو اماده کنیم بعدشم مرینت اون شیرینی هارو برایه کریسنس نگه داسته بودنباید بخوریشون جودی:ببخشید بچه ها 😔اخه خیلی گوشنم بود😆روزی:از دسته تو این ظرفه شبرینی هارو بده من برو از تو یخچال یه سیب بردار بخور جودی:باشه
بلخره بعداز یک ساعت کارمون تموم شد و منتظر بودیم مرینت بیاد
اززبان مرینت:ازخواب بیدار شدم دیدم روتختمم وتمام لباس هایی که برایه کریسمس قراربود بدوزم رو چوب لباسین در اتاقمو باز کردم ودیدم تمام بچه هایه کلاس اومدن حتما معلم ها ومدیر اینجاهستن وخوترو تمیز کردن همه باهم گفتن:کریسمس مبارک مرینت😊😊مرینت:کریسمس شما هم مبارک اما چرا اینکارا رو کردین من میتونستم خودم تمومشون کنم روزی:مرینت الان اگر اینکار هارو نمیکردیم هنوز هم همون مرینت خوابالو هسته وگیج بودی مرینت:ممنونم ازت روری ممنونم از همهگی ادرین:نباید از ما تشکر کنی باید از کلارا تشکر کنی چون تمام این کارا کاره کلارا بود مرینت:ممنونم کلارا تو واقعا یه دوسته خوبی کلارا:کاری نکردم مرینت مرینت:اما چرا اینکار هارو کردین اونم به خواطره من خانم بوستیه:چون تو خیلی دختره خوش قلب ومهربون هستی وبه هم در هر شرایتی کمک میکنی الیا:تو همیشه به ما کمک میکنی وما هم میخواستیم یه طوری این همه محبت رو جبران کنیم وما افتخار میکنیم به اینکه وهمه یه بچه ها یه کلاس گفتن:دوستمون باشی مرینت:ممنونم از همتون اینکه همچین دوست ها ومعلم مدیر وهمچنن خواهر وبرادر هایه مهربونی داشته باهم برام خیلی با ارزشه این بهترین هدیه یه کریسمسی هست که تاحالا داشتم الیا:از نظر من تو بهترین هدیه یه کریسمسی هستی که من تا حالا داشتم مرینت:ممنونم الیا
پایان امید وارم که خوشتون بیاو وتتچیه عزیز هم تستمو قبول کنه
بای بای
نظرات فراموش نشه دوستون دارم خداحافظ همگی
نظرات بازدیدکنندگان (0)