داشتیم میدویدیم که یهو عروسکه چراغ قرمز داد منم شاید دو قدم اضافه تر از چراغ قرمز رفتم و شیرجه زدم سمت خط میخواستیم یه نفس راحت بکشیم که عروسکه سرشو چرخوند سمت ما ماهم همون لحظه اشهد مونو خوندیم اونم همونجور خیره خیره مارو نگا میکرد تا اینکه بلاخره من پاشدم و زیگ زاگی دویدم سمت یه جا دیگ به این فکر کردم که حالا مگ دویدن فایده ای هم داره؟ بزار بشینم اگ قراره بمیرم خو زودتربهتر😐 و نشستم زمین که دیدم کلا راند عوض شده بازم اینا دارن چراغ سبز میگن و خوش حال و شاد و خندان برگشتم پیش گروه😂
یونا تا منو دید گفت: حتی فکر داد زدن جمله مازنده ایم رو هم نکن میدونم میخوای اینکارو بکنی و اینگونه نقشه مرا نقش بر اب کرد (✪‿✪) 👏🏻 لیمو: باز خوب شد زنده موندیما من که فکر کنم دیر تررسیدم ولی نزدنمون هلن: فک کنم چون ما به خط رسیدیم
دوباره ازهمون راهرو سرگیجه اور رفتیم پایین و به همون اتاقه رسیدیم اتاق خالی تر شده بود خیلی از تختا نبودن خیلیا از اتفاقی که افتاد تعجب کرده بودن اما قیافه کسایی که میدونستن قراره چه اتفاقی بیفته دیدنی تر بود😎 به ماهم احساس گدرت دست داده بود و نشسته بودیم و از اتفاقایی که بهتر بود واس تستچی میفتاد حرف میزدیم
ک یهو یه نفر نظرمونو جلب کرد که گیج و ویج به نظر میرسید اون....... ادامه در پارت بعد (✪‿✪)
قلبو قرمز کن خوشگل شه کیوتتت (✪‿✪) ♥
اگه بپری نتیجه بازدید ثبت شه چه بهتر (✪‿✪)
عالی
من گفته بودم بهت چرا من نیسدم 💔😿
پارت بعد و بزار ✌💜
خیلی خوفهههههههه🤧🤧🤧
پارت بعدیییییییییییی
تروخودا زود بزار ヽ(*゚ー゚*)ノ
چشم چشم (✪‿✪) 👍🏻
من نبیدم 😐🐡
ساری چون نگفتی (✪‿✪) 🙏🏻
پارت بعد
چش چش (✪‿✪)
عالی بود آجی خوشگلم 🌷🌷🌷
مرسی عشقمم
❤🤍💙❤🤍💙
میشح جکم و تو مصابقح تصتچی ک تو پروفش هصت لاایک کنی😂😎💛
با جونو دل 😍😍😍
عااالی بود من کجااام پص ای نامردد😂💜
عع جا موندی از ونشون (✪‿✪) 👏🏻
خوبه نمردم😐💖