سلام اومدم با پارت ۲نظرات فراموش نشه😘
از زبون مرینت از کت نوار خدافظی کردم و رفتم خونه صبح روز بعد به مدرسه رفتم بعد از مدرسه تبدیل شدم و گشتی تو شهر زدم ک دیدم کت نوار پیام داده که ساعت ۶ روی برج ایفلگفتم ای شیطون
از زبون کت :گفتم به لیدی پیام بدم شام بیاد جای همیشگی شام خریدم و ساعت ۵:۵۵ منتظرش بودم که دیدم اومد از پشت ترسوندمش ولی باز بهش گل دادم دیدم قبول کرد از زبون مرینت:کت گل رز قرمز داد به من منم چون عاشقش بودم قبول کردم😍😍
باهم کلی حرف زدیم و شاممونم خوردیم خیلی شام خوشمزه ای بود😋😋بعد از شام باهم کلی حرف زدیم که کت گفت:بانوی من اون کسی که دوست داشتی کی بود منم گفتم نمیتونم بگم چون هویتم لو میره گفت بگو گفتم باشه گفتم اون آدرین آگرست بود قیافه کت😲قیافه من 😔گونشو بوسیدم و ازش خداحافظی کردم
از زبون آدرین: رفتم خونه و تبدیل به خودم شدم یه عربده بلند زدم که دیدم پدرم و ناتالی و سایمون همه اومدن تو اتاق من😂😂😂 گفتن چیشده😰😰 گفتم هیچی خواب بد دیدم بعد گفتن باشه پلگ لیدی باگ عاشق منه😍😍😍😍😍پلگ گفت اونقدر جیغ بلندی زدی که فکرکن پدرت هم اومد تو اتاقت😂😂😂 پلگ اینا رو ول کن لیدی عاشق من بود
از زبون پلگ :بگیر بخواب بابا ولی الان عاشق کت نوار هست فکر کنم تو زندگی عادی دل لیدی باگ رو شکستی بعد اون اومد طرف تو راست میگی من چرا دل دختری که عاشقش بودم رو شکوندم 😭😭 آبغوره نگیر. پس چی بگیرم آب پنیر بگیر😂😂😂😂 پلگ با من شوخی نکن میترکونمت برو بابا یه کتاکلیزم حرومت میکنما ببخشید. باید به کاگامی زنگ بزنم که دیگه نمیتونیم باهم باشیم زنگ زدم و همین رو هم گفتم اون گفت درکت میکنم
از زبون مرینت خونه و خوابیدم و صبح پا شدم رفتم مدرسه که الیا به من گفت آدرین دیگه با کاگامی نیست و من خیلی خوشحال شدم ولی جواب کت رو چی بگم پس بهش زنگ زدم و گفتم ساعت شش برج اونم گفت باشه
لیدی بهم زنگ زد که بیام برج نمیدونم چیکار داره رفتم اونجا که دیدم نشسته گفتم سلام باگابوی گفت سلام کت نوار گفتم چی شده گفت راستش کت نوار وقتی که بهت گفتم عاشقتم راستش . ام .ام الان عاشق یه نفر دیگه شدم (وقتی داشتن حرف میزدن بارون اومد) از زبون کت وقتی این حرف رو شنیدم قلبم تیر کشید و بلند شدم رفتم نوک برج بلند داد زدم مردمممممممم پاریسسسسس من کت نوار هستم حاکماثثثثث شرور کن منو از زبون لیدی باگ وقتی از زبونش کلمه شرورم کن رو شنیدم ترسیدم تبدیل شه به کت بلنک از زبون کت لیدی باگ (حرف های کت همه با داد هست) چرااااااا منو دوست نداری اون کیه اون چیه اون آدرین اگرست از من چی کم دارهههههه بهم بگو از زبون لیدی من خیلی تورو دوست دارم اما اونو بیشتر از زبون کت :وقتی اون جمله رو گفت از خود بی خود شدم و پریدم پایین از زبون لیدی :دیدم کت خودش رو انداخت پایین
پریدم پایین یویوم رو انداختم پایین خدارو شکر گرفتمش دیدم از تب داره میسوزه به خبر نگار ها گفتم برن و اوناهم رفتن بردمش تو خونه خودمون (پدرو مادر مرینت ۲هفته رفتن چین) تبدیل به خودم شدم دستمال مرطوب گذاشتم رو سرش یکم تبش اومد پایین پیشش خوابیدم نصفه شب رفتم پایین یکم آب بخورم آب خوردم و اومدم بقلش خوابیدم تو دلم گفتم باید فردا هویت همو بدونیم نمیدونم چرا همچین فکری به سرم زد ولی دلم میگفت باید این کار رو انجام بدیم پس یه کاغذ گرفتم و نوشتم روش کت اگه بیداری از اینجا نرو همینجا باش باهات کار دارم
ببخشید کات کردم نظرات فراموش نشه وجدان درون شما:وایی حالا خوبه دومین تستش هست از ما کامنت میخواد از همین دومین تستش دشمنیش با انگشت های ما شروع شد 😂😂😂😂😂😂😂 کامنت بذارین😘😘
یه بوس دیگه😘😘
عالییییی
سلام زود خیلی زود بعدیو بزاررررررر😦😦😵😵
خب دوستان من تا پارت هشت نوشتم و اسم داستان رو هم عوض کردم الان منتظرم تا تایید بشه
سلام
عالی بود
توروخدا پارت بعدی رو زود بذار
ممنون 🌹🌹
تا پارت هشت گذاشتم منظورم تا تایید بشه مرسی نظر دادی😘😘