اهههه من یادم رفته بود بارت بعد رو اب کنم و ببخشید و یه موضوع دیگه من با لب تابکار میکنم و همونطور که میدونید استیکر نداره و چندتا حروف هم بشتیبانی نمیکنه که تایب کنم و خلاصه ممنون بابت دنبال کردن
زانو هام سست شد حس میکردم قدرت جاذبه زمین چندین برابر قبل شده و من امروز 29 نوامبر یه ادم دیگه رو کشتم وشاهد یه قتل بودم و هیچ کاری از دستم بر نمیومد قطره اشکی بی اختیار از روی گونه هام غلتید با صدای فریاد اون عوضی بلند شدم و دنبالشون کردم . با نزدیک شدن هلیکوبتر به اون منطقه گرد و خاک عظیمی بلند شد با دستم مانع ورود ذرات خاک به چشمم شدم این روند تا نشستن کامل هلیکوبتر و خاموش شدن بال هاش ادامه داشت
روبه من وایساد و گفت :( با ابن بالگرد قراره برید ) و بعد با تکون دادن اگشت اشارش به سمت من یکی از ادم هاش جلو اومد و کتابی و دستم دادم وادامه داد:( میدونم ایتالیایی بلد نیستی این کتاب اموزش زبان ایتالیایی هست و اخر همین کتاب مترجم هست ) کتاب و ازش گرفتم و وارد بالگرد شدم ا.ت توی بالکرد با استایل کاملا متفاوت با همیشه درحال جویدن ادامس نشسته
حس میکردم اونم یه غریبس و دیگه نمیشناسمش . بی توجه بهش از کنارش رد شدم و کتابم و روی صندلی مورد نظر گذاشتم با صدای خنده ا.ت به سماتش برگشتم که بالحن تمسخردامیزی گفت :( هع میبینم مستر کیم دیگه ما رو تحویل نمیگیره ) سرم و بایین انداختم و فقط سکوت کردم . جلو تر اومد و یقه ام رو توی دستش گرفت با زبونش لبش رو خیس کرد و گفت :( بچه جون وقتی باهات حرف میزنم تو چشمم نگاه کن اگر هم نفهمیدی جور دیگه ای بهت بفهمونم) و با ضربه محکمی که به سرم وارد کرد باعث شد چند قدنمی به عقب برم هنوز باورم نمیشد اون دختر بامزه خنگ همچین موجود عوضی باشه روی صندیم نشستم و کتابی که بهم داده بودن و برداشتم و مشغول خوندن شدم اما هیچ چیز اون کتاب برام جالب نبود برای همین رفتم بیش مامور همراه مون نشستم و شروع کردم ازش سوال برسیدن و اون هم با نگاه سرد و لحنی که کاملا مشخص بود دلش نمیخواد حرفبزنم جواب میداد
با این سوال شروع کردم که :( نمیترسید که بیس هاتوی رادار شناساییتون کنند؟) با همون نگاه سرد و بی احساسش جواب داد:(بالگرد ها رادار گریز هستن ) تهیونگ:( اوه چه بیشرفته هستین برای سازمان خاصی کارمیکنید؟) دوباره با همون حالت جواب داد :( نه همه چیز دست رییس هست همونی که دیدیش ) دوباره برسیدم :( اووو همه شما برای اون کار میکنئد مگه چقدر درامد داه چطوری این همه بول درمیاره؟) اینا با قیافه جدی و عصبی گفت :( چقدرسوال میبرسی سرت تو کار خودت باشه و فقط ماموریتی که بهت دادن و انجام بده . فضولی کردن اخر و عاقبت خوبی نداره بچه جون) به خاطر لحن تندش دلخور شدم اب دهنم و قورت دادم و برگشتم سر جام و با بی حوصلگی مشغول خودن کتاب شدم
تقریبا 4 ساعت توی راه بودیم و من نصف بیشتر کتاب و خونده بودم یه چیز هایی یاد گرفتماما خیلی جزیی بودن وبه یک مترجم نیاز داشم برای زندگی توی ایتالیا . *ساعت 8:30 دقیقه بعد از ظهر هتل بلودر * برای اینکه شک نکنند فقط من وا.ت توی اون هتل اقامت داشتیم و افرادی که مارو همراهی میکردن از شهر خارج شدن . طولانی بودن مسیر بدنم و حسابی کوفته کرده بود بلیزم و دراوردم برت کردم روی کانابه تا یه دوش گرم بگیرم اما صدای زنگ در مانع رفتنم شد بهسمت در رفتم و کلافه در وباز کردم با باز شدن در حلقه شدن دستی رو دور کمرم حس کردم با تعجب بهش نگاه میکردم اشک هایی که میریخت بدنم روقلقلک میداد
خواستم از بدنم جداش کنم اما نذاشت مدام عذر خواهی میکرد و نمیدونم برای چی؟ دستم و لای موهای قوه ایش بردم و با ملایمت نوازشش کردم و بای صدای بم و اروم گفتم:« باشه باشه بخشیدمت دیگه گریه نکن» از هق هق هاش کمتر شد اروم کنار گوشش زمزمه کردم :« چرا عذر خواهی میکنی/ چرا گریه میکنی؟» دست هاش و اروم از دور کمرم جدا کردم وبه داخل اتاق سوییت بردمش ( خب خببزنید بعدی یه مطلب مهم میخوام بگم)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
آجیییییی زنده ای؟🥺
تنها آجیم به کل سربه نیس شد😐💔
حداقل اگه پارت بعد نمیدی اعلام زنده بودن کن😂😘
شت اره زنده هستم😂😂😂😂
درگیر امتحانا و... بودم
خداروشکر😂
هعیییی خیلی بد بود مال من تموم شده🥲
اعلام حضور کردن😐✋🏽🧃
حاضریت ثبت شد😂😂
عههههه گوشیت درست شد؟؟؟
راستی مگه خراب شده بود؟؟؟😐🧃
اره واسه حساب گوگلم مشکل پیش اومده بود که درست شد😂
دقتت...
شاید باورتون نشه ولی این تست 5 روز با تاخیر منتشر شد چون از فوش استفاده کردم و مجبور شدم اون و عوض و بزارم عوضی تفففففففففففف
بزاررر من حمایت میکنم
حیح ممنون* اون استیکره که از یکی از چشماش اشک میاد و قلب
چی چیو جذاب نیس😐🌵
هرکی گفته جذاب نیس ز.ر زده😐🧃
داستان به این خوبی😐🧃
خیلی ام دلشون بخواد😌🌵✨
این روش از تعریف کردن زیباس جررر
ییییککککک هفتتتتس منتشر شدههههههه
و من ندیدددددددددم!!؟؟!!؟؟😐💔
دقیقا *استیکر خنده
جریان لب تاب و کیبورد رو که میندونید*استیکر گریههه
عالییییی بود 🧡
میسیییییی
🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
هیییی چی بگم؟!
بازم مث همیشه پرفکت😍
میگم آجی درساتم بخونیا🥰
مال من که خیلی سخته، مدرسمو عوض کردم ی عالمه از اونا عقبم☹️
واس همین تو شادم بت پیام ندادم🥺💔😘
هعی مدرسه خیلی رومخه الان باید برم واسه امتحان دینی بخونم خیلی رو مخه امتحانا حضوریییههههه
هعی موفق باشی تو درسات اجی
موفق باشی آجی.💜😍
منم حضوریه هم مدرسه هم امتحانا.
تازه اجباری هم هس😐💔
اوه چه بد
خدارشکر که مال مانیست وگرنه بدبخت بودم
چقدرتعداد بازدید و کامنت کم شده....
من که عاشق داستانتم تا آخرش هم میخونم که ببینم چی😆 میشه پس لطفا پارت بعد هم بزار 🙏🏻🙏🏻❤️❤️❤️💜💜💜
مممنون
حتما