5 سال پیش 10 اسلاید 14 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (19)
  • الزامی نیست .
    همین دیگه بسی عالی 👏👏👏👏🌸🌸🌸🌸

    • شرایط خاص یعنی چه مثلا یه مثال بزن

  • بسیار خفن و عالی 👏👏👏🌸🌸🌸🌸
    و اما چندین نکته و سوال اول اینکه اسم الایزا در اصل الایجا نبوده ؟! چون من توی چندین رمان این اسم رو دیدم به خاطر همین شک کردم ، گفتم بپرسم .
    بعد خواهش میکنم . تیکه کلام معاونمون بود 😎✌
    بعد پدر ریچل کیه الان 😂🤔
    دیگه سوال آخر چرا با پدر مادرای شخصیتا مشکل داری و سریع میخوای حذفشون کنی 😂🤔 به دید من خود شخصیت داستانامون کلا نوجوان و جوان هستن به همین دلیل بودن بزرگترایی که تجاربشون رو در اختیار اینا بزارن یه چیز کار آمده البته با وجود پارادوکس دیگه این امر

    • راستش الایجا نشنیدم اسمش من درآوردی😅 یه روز اتفاقی وقتی داشتم به اسم ایزابل و الیزابت فکر میکردم به ذهنم اومد

    • نظرم اینه که پدر و مادر ها تو دست و پا ان بچه های شخصیت های اصلی هم همینطور راجب حذف کردنشون هم بگم که فقط خانم گیرین حذف شده هنوز قطعی نگفتم که جیمز و فیونا مردن شخصیت ها اینجوری فکر میکنن فقط پنهان شدن خلاصه بگم هرچی هست زیر سر پارادوکس

    • پارادوکس و لیندا رو گذاشتم واسه این کار البته ناگفته نماند خانم گیرین هم با تجربه بود اضافی نبود اصلا یعنی قصد حذفشو نداشتم فقط اونقدر شخصیت مهمی نبود یه جورایی بود و نبودش تفاوت نداشت آن چنان برای اینکه داستان یکم حالت دارک تر و جذاب تر پیدا کنه گفتم بزار اینجا باهاش خداحافظی کنم

    • دیگه نظری ندارم ایده اش خوب بود اوردیمش تو داستان

    • اوه ، چه خفن 😎✌

    • اینم حرفیه 😂😎✌

    • 👌

    • هنوز قطعی نیست ولی شاید دوباره برگشتن ولی قبلش باید یه سری شرایط خاص به وجود بیاد که اگر موقعیت خوبی پیدا شد شاید برگشتن

  • ذوق مرگ شدم فقط برای پارت بعد میتونم یکم تغییرات ایجاد کنم ؟؟؟.

  • عالیییییییییییییییی بود 🌸

  • یه نکته هم بگم خطاب به کاربر (کلارا) برای قسمت بعدی شاهدخت رونا فراموش نکن از همون جایی بنویس که ما وارد داستانت شدیم حالا اگر دلت خواست که همونجایی که رونا و خانم گیرین به قصر بر میگردن قسمتتو تموم کن مثل من یا بیشتر بنویس خانم گیرین هم که گفتم توی داستان میل خودت میخوای باهاش چیکار کنی من فقط میخواستم از شرش خلاص بشم😅 گفتم تا فرصت هست همینجا از داستان خارج بشه قشنگ تره حالا اینکه بازهم حضور داشته باشه دیگه به تصمیم و مسیر داستان خودت بستگی داره

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.