این هم پارت دوم امیدوارم خوشون بیاد
صبح شد بهو دیدم که توی یک اتاق بزرگ هستم با خودم گفتم مگه من تو خیابون نبودم کیفم وسایلم وای!! خدا چیکار کنم بدبخت شدم که یهو با هفت تا پسر با شکلای مختلف روبه رو شدم جیغ زدم
اونا گفتن اروم باش اومدم با پا بزنم فکر کردم اونا دزدن که یهو دوباره از هوش رفتم نامجون گفت بابا این دختر دیوونس اومد ما رو بزنه بعد تهیونگ گفت نه فقط میخواد از خودش مراقبت کنه شوگا گفتش فکر کنم تکواندو کار حرفه ای باشه !
جیمین گفت اره فکر کنم بعد گفتش بیاید بریم بخوابیم من خیلی خوابم میاد ساعت 8 صبح پا شدیما شما خوابتون نمیاد همه گفتن چرا و رفتن خوابیدن
ولی تهیونگ گفت من میخوام مراقبش باشم شما برید تو پله ها جین گفت فکر کنم تهیونگ خیل از این دختر تکواندو کار خوشش اومده ها همه سرشون رو تکون دادند
دوباره بعد قش کردن پا شدم با همون پسره مواجه شدم گفتم میشه خودتون معرفی کنی من نمیدونم واقعا کجا هستم تهیونگ گفت من تو رو تو خیابون پیدات کردم و اوردمت اینجا دکتر پانسمانت کرد همین نگران نباش اینجا جات امنه
گفتم مرسی بابت کمکت واقعا ممنونم ولی من باید برم باز هم ممنون تهیونگ گفت من اجازه نمیدم گفتم چرا چون حالت کامل خوب نشده ببین من ایرانیم و من باید برم دانشگاه نمیتونم اینجا بمونم
تا پارت بعدی بای
امیدوارم خوشتون اومده باشه
قسمت های بعدی هیجانی تر میشه دوستون دارم
..................................
نظرات بازدیدکنندگان (1)