دوستان میخوام اسم داستانو عوض کنم چی بزارم تو کامنت بگید حتماً گوش میدم پیشنهاد خودم ماجرای یک عشق یا دردسر های عشق یا عشق جیمین هست تازه پارت دو رو صبح گذاشتم اینم به خاطر شما الان دارم میزارم
از زبون میا : صبح شد صبحانه خوردمو رفتم به ادرس هتل آلفردو توراه گل و شیرینی هم خریدم وقتی رسیدم در زدم تق تق تق -سلام +سلام خوبی آلفردو - اره ممنون مرسی تو خوبی+آره ممنون - وای چرا زحمت کشیدی+کاری نکردم - مرسی+خواهش میکنم -میا +بله-میخوای بعد ناهار بریم پارک کنار هتل +باشه یک ساعت تلویزیون نگاه کردن بعد ناهار آلفردو :خب بریم پارک +باشه بریم تو پارک آلفردو :میا باید یه چیزی بهت بگم +بگو - من تورو...... خب من تورو+ای خدا منو چی - خب من تورو خیلی دوست دارم یا اینطوری بگم که عاشقت شدم +اما من تورور دوست ندارم (توجه داشته باشید شما بسیار رک هستید و حرفی در دلتون نگه نمیدارید) +یه نفر دیگه رو دوست دارم یعنی تا سه سال پیش دوستت داشتم ولی الان نه - خب الان کیو دوست داری+ پارک جیمین - اون کیه +حالا یه نفری ولش کن - باشه +آلفردو - بله+بریم اونجا بستنی بخوریم - باشه +مرسیییی🤩 -🙂
از زبون میا:بعد بستنی خوردن رفتیم هتل بهش گفتم میخوای تا خونه پیدا میکنی بیای خونه ی من گفت :باشه (از زبون نویسنده آلفردو چه پرو ایشش) گفتم پس وسایلتو جمع کن وسایلشو جمع کرد اومد خونم تو خونم بودیم که یادم اومد به جیمینم گفته بودم بیا ای خدا 🤦♀️اصلا یادم نبود
از زبون میا:بعد بستنی خوردن رفتیم هتل بهش گفتم میخوای تا خونه پیدا میکنی بیای خونه ی من گفت :باشه (از زبون نویسنده آلفردو چه پرو ایشش) گفتم پس وسایلتو جمع کن وسایلشو جمع کرد اومد خونم تو خونم بودیم که یادم اومد به جیمینم گفته بودم بیا ای خدا 🤦♀️اصلا یادم نبود
وای من چقدر حواس پرتم رفتم ادامه شام درست کردن یهو در قدای در خونه اومد خیلی تعجب کرده بودم به جیمین گفته بودم ساعت ۸ بیا اونم دقیقا ساعت ۸ اومد خواستم برم درو باز کنم که آلفردو گفت من باز میکنم بعد گفت میا یه مرد پشت دره گفتم درو باز کن مهمونه درو باز کردو جیمین اومد بالا گفتم :جیمین این الفردو دوست بچگی من الفردو این جیمینه تو دلم گفتم نمیخام چیز زیادی راجب جیمین بدونه
از زبون الفردو : تو دلم گفتم حتما این جیمین او جیمینی نیست که میا میگفت دوستش داره وای اگه باشه چی تو فکر بودم که دستشو اورد جلو گفت سلام من جیمینم عضو گروه بی تی اس منم باهاش دست دادم گفتم منم الفردو هستم از زبون میا :با خودم گفتم ایش این آلفردو ادب نداره ادم به این مشهوری به این محبوبی باید دستشو بیاره جلو برای دست دادن میز و چیدمو غذا اوردمو خوردیدم اززبون الفردو :بعد شام گوشیمو برداشتم تو گوگل سرچ کردم جیمینه بی تی اس تازه فهمیده بودم کیه که صدای میا اومد و گفت الفردو نمیای چاییت سرد شد
امیدوارم خوشتون اومده باشه پارت بعد فردا یا شب لطفا لایک کن زحمت میکشم
لطفا پارت بعد رو زود تر بزار
می دونی هیچ انگیزه ای برای پارت بعد نداشتم ولی بخاطر تو مینویسم
مرسی دستت درد نکنه
خیلی قشنگ بود آجی من میشی
دستت هم درد نکنه بخاطر داستان😘😘
اوهوم :)
عالی بید
فو کنم دردسر های عشق خب باشه
عاجی میشی من جیناهسم ۱۶ سالمه
اوهوم