سلام اومدم با ی قسمت هیجانی دیگه عکس پارت عکس اِریک
اریانا : دخترا بریم از غار بیرون اینجا نباید باشیم پدرم دیونه شده برفین : خوب من قربانی می شم تا از جنگ جلوگیری کنم ، آریانا : خفه شو من نمیزارم چه بخوای چه نخوای ما ها تا ابد با هم هستیم و هیچ وقت از هم جدا نمیشیم فهمیدی
برفین : ببخشید یهو زد به سرم ، درست میگی ما دوستای ابدی هستیم . کاترینا : من نمیزارم هیچ کدومتون قربانی شید 😡 ، الیسا : منم . اریانا : من وِرد رو میخونم میریم خونه ی کوهستانی من Girls Wolfe
اریانا :Girls Wolfe ( دختران گرگ ) رسیدیم برید تو هوا سرده . پسرا اریک : مادرم دیونه شده زده به سرش بریم ، پِدرام : خوب من قربانی میشم تا از....... که اریک زد توی صورتش و گفت : من نمیزارم هیچ کدومتون قربانی شید😡 ما دوستای ابدی هستیم تا ابد با هم هستیم
پدرام معذرت خواهی کرد و پسرا از جنگل رفتند. توضیحات راوی : هر 1000 سال یک بار بین اصلی ها و غیر اصلی ها جنگ به پا میشه ، من این ها رو از خودم دراوردم و هیچ کدوم واقعی نیست
بریم سراغ داستان👇 خون اشام ها در خانه ی بزرگ : به به به چه بوی خوبی هفته ی دیگه 1000 سال میشه و ما میتونیم از اون جنگ سو استفاده کنیم ، درسته برادر ، برادر: درسته
کاترینا : بهتر نیست برگردیم خوابگاه ، اینجا خیلی سرده ، اریانا : برمیگردم back to house (برگردیم خونه) رسیدیم بریم خوابگاه پسرا اریک : باید برگردیم خوابگاه با دخترا حرف بزنیم ، و همون چیزی که اریانا گفت رو تکرار کرد
دخترا بریم سمت خوابگاه پسرا جک : بریم سمت خوابگاه دخترا وای صبر کن اونا دارن میان همهی دخترا : باید باهاشون حرف بزنیم.رسیدیم ، تق تق تق ارشیا : کیه درو باز کنم ، اِلیسا تو و دوستات اینجا ......، اِلیسا بزار بیام تو ممنون
اریک : سلام به همه بیاد تو اول میخوام بگم که من گرگینم و خودتون میدونید میخوام ی چیزی بگم که من عاشق اریانا هستم ، اریانا : وقتی اریک اینو گفت انگار قلبم تندتند زد و منم عاشقش شدم
همه ی پسرا و دخترا اعتراف کردند که ی دفعه ی خون اشام وارد خوابگاه شد و گفت : به به همه ی اصلی و غیر اصلی ها اینجا جمع هستند، برادر اماده ای بزن بریم جنگ . اونها حمله کردند و.......
امیدوارم تستچی قبول کنه کشتکار نداره و خون و خون ریزی نظر و کامنت یادتون نره
نظرات بازدیدکنندگان (3)