تیکی : مرینت بهتر نیست به آدرین خبر بدی باهم دیگه بریم 😰 مرینت : تیکی مگه ندیدی چطوری صحبت میکرد من میترسم به ادرین آسیبی بزنه 💔من از پیسش بر میام 😋من لیدی باگ ما😹
تیکی : خود دانی 😟 مرینت : الآنم بهتره برم خونه یکم استراحت کنم چون معلوم نیست چی پیش بیاد 😐💔 تیکی : هههه 😹😹بریم راستی میخوای قضیه ی شهردار رو وی کار کنی ؟ ☹️
مرینت : وای به کلی فراموش کرده بودم بهتره خودم برم لیدی باگ اماده💪🐞 لیدی باگ : سلام آقای شهردار (همه چی رو توضیح میده ) میشه لطفا به مردم اعلام کنید که از خونه هامون بیرون نیایند و خیلی مواظب باشند😟❤️
شهردار همه چی رو گفت و مردم هم شنیدم و مرینت هم رفت خونه آدرین : مرینت این چه کاری بود کردی ☹️😔 مرینت : مگه چیکار کردم 🙁
آدرین : مگه قرار نبود باهم بریم ؟ چرا تو یه جوری شده همه کارتو سرخود انجام میدی جوری که من وجود ندارم 💔😿 مرینت : آدرین من فقط میخواستم تو توی زحمت نیافتی 😒 آدرین : این اسمش توی زحمت افتادن نیست اهمیت ندادنه😡 مرینت : نه خیرم من فقط ... آدرین : مرینت نکنه تو داری با لوکا به من ... خیانت میکنی 💔
امیدوارم از این پارت هم لذت بردن باشید 🌈💫
آجی بعدی داری دقم میدی
😹💜چشم آجی جون،خدا نکنه
آجی ۱۰۰ تایی شدم😁😁😁😁
با ااین چیزی که آدرین گفت الان دلم میخوامیخواد خفش کنم😑
😹😐
تروخدا آدرین فکر نکنه😂
😂
عالییی بود آجی. ولی فکر کنم کلا میخوای آجیاتو دق بدی
ممنون قشنگ اجی نه بابا خدا نکنه
یله دقیقا همینطور هست🙃😁😁