فصل دوم پارت پنجم 😚💖
گابریل : همینجاست خانم مرینت مرینت : کافه 😐!!!!!! گابریل : بفرمایید تو____ خانم مرینت ببینید من میخوام رک و راست حرفمو بهتون بزنم از اونجایی که فکر کنم خودتون بفهمید من شما رو لایق پسرم نمیدونم و فکر میکنم شما بتونید با هم خوشبخت بشید
مرینت : اما هم من اونو و دوست دارم هم اون منو دوست دارم ما در کنار هم خیلی خوشحالیم 💔 گابریل : من نمیخوام موضوع رو زیاد بپیچونم شما یه خانم بهتره بگم فقیر هستید و پسر من در رفاه کامل و خوب تر از شما بزرگ شده 😡
مرینت : ببینید من میخوام احترامتون رونگهدارم ولی دیگه پاتون رو زیاد تر گیرمتون جلو نیارین 😡شما نمیتوانید به خانواده ی من توهین کنید 💔 گابریل : ببینید خانم مرینت یا از پسرم جدا میشید یا اینکه ....
مرینت : شما نمیتوانید هیچ غلطی کنید آدرین دیگه بزرگ شده اون بچه کوچولویی نیست که تمام زندگیش دست پدرش باشه اختیار آدرین با خودشه هر کاری هم خودش بخواد میکنه 😡 گابریل : میدونی که چه کارایی از دست برم میاد میتونم کاری بکنم که هیچ وقت تو عمرت نتونی ادرین رو ببینی 😤
مرینت : هه تو هیچ وقت نمیتونی این کارو بکنی میدونی چرا چون آدرین هیجا بدون من نمیره 😒 گابریل : اگه اینطوری فکر میکنی امروز عصر بدون آدرین بیا خونه من تا بهت نشون بده 😡
این پارت هم تموم شد 😍🍓 امیدوارم خوشتون اومده باشه 🌈
عالیییییییی بود آجی
مرینت قبول نکنه که بدون آدرین برن خونه گابریل یا اگه می خواد بره با هم برن.
ممنون آجی خوشملم
😚خودتون بخونید ببینید چی میشه
باسه
بهترینی بی شک❤ 😘🥰
مرسی قشنگم
( ˘ ³˘)❤
عالی بود عاجو❤
عاجی من هلنم اکم پرید🥲
بعدی رو زود بزار منتظریم🌷🌷🌷
حتما
عالییی بود اچلین کامنت و اولین لایک و اولین بازدید ... لطفا مرینت قبول نکنه که بدون آدرین برن خونه گابریل یا اگه می خواد بره با هم برن
ممنون آجی دیگه خودتون ادامشو بخونید 😚
ببخشید ولی من پسرم 😂😅
😂