ببخشید پارت ها رو دیر میزارم خیلی سرم شلوغه😔
مرینت: فکر کنم فلیکیس باشه با توجه به اینکه چند دفعه ای فریبمون داد و باهاکماث یکی شد فکر میکنم کاره اون باشه ادرین: نه اینطور نیست خالم از اون به بعد که فهمید فلیکیس با بابام مشکل داره نیمودن خونمون یه جوری قطع رابطه کردیم فکر نکنم کار اون باشه
مرینت: راستی میگی فعلا باید از این فکری که هویتشو بدونیم بیایم بیرون فعلا باید شکستش بدیم اون میخواست منو بکشه پس میتونه خیلی خطرناک باشه واسه مردم ادرین: مرینت خیلی باید مواظب باشیم
مرینت: باید به تمام مردم اطلاع رسانی کنیم نباید کسی از خونش خارج شه این هاکماث جدید میتونه از اون قبلی خیلی خطرناک تر باشع به نظرم بریم پیش شهرادر شاید اون بتونه به تمام مردم پاریس بگه ادرین: اره اره فکر خوبیه بریم
دینگ دینگ (تلفن ادرین زنگ میزنه) ادرین : ببخشید عشقم پدرم زنگ میزنه باید جواب بدم یه لحظه گابریل: ادرین تو به چه جرعتی بدون اطلاع من رفتی با اون دختره دوپن چنگ عروسی کردی ادرین: پدربعدا صحبت میکنیم الان نمیتونم حرف بزنم (یکم یواش گفت )مرینت اینجاست ببخشید
گابریل: اها حالا هم دم به دقیقه پیش اون دختره ی چندشی اره نشنونت میدم گوشی رو بده بهش ادرین : پدر با زن من درست صحیت کن هعی میخوام هرمتتو نگهدارام ولی نمیزاری گابریل: حالاهم برای اون دختره ی عوضی احترامی که به پدرت قاعل بودی هم کنار گذاشتس توف تورت حالا یا میدی گوشی رو یا... ادرین روش قطع کرد
خب این پارت هم تموم شد😊 امیدوارم خوشتون اومده باشه😚 هعی گفتید زیاد بنویس 😂 منم این سری زیاد نوشتم💖 تا پارت دیگه بای بای ❤🖐
دست آدرین و نویسندش درد نکند که تلفن رو رو گاگابريل قطع کرد😃
عالی عالی عالی عالی بود بعدی
ممنون عزیزم
آیا میدانید زیر ۱دقیقه خواندم
👏👏👏❤❤❤
میتونی کمیک درباره لیدی باگ شرور درست کنی
یعنی داستان دربارهی لیدی باگ شرور باشه ؟
بله
عالیی بود اجی.
اجی من خودم ناظرش بودم💓
ممنون آجی
دستت درد نکنه
سلام اجی جونم 💕
من برگشتم
ببخشید چند هفته ای بود نبودم 🍭
خیلی کار داشتم 🧁
رفتم داستانتو از پارت اول خوندم ❤️
عالی بود 🍓
سلام قشنگ آجی
دلم برات یه زره شده بود
ممنون قشنگم
عالی بود
ممنون
عالی بود مرسی منم دارم یه داستان مینویسم ولی حمایت نمیشه بهش یه سر بزن 👍❤️
ممنون باشه حتما
عالیییی بود
ممنون
عالی بود آجی
اولین لایک❤️
اولین کامنت📄
ممنون اجی قشنگم ❤
ارهههههههههه 😘😘😘😘
❤️❤️❤️❤️💙💙💙💙💜💜💜💜